تبليغاتX
کهن دیارا
خبری تحلیلی به همراه نظرات رسمی

 

 

به رغم اينکه يکی از مقام های وزارت دادگستری عراق گفته است که صدام تا ۳۰ روز ديگر اعدام نخواهد شد، سه شبکه تلويزيونی آمريکايی گزارش داده اند که صدام حسين، ديکتاتور پيشين عراق، طی سه روز آينده اعدام خواهد شد.

شبکه های خبری NBC ، CBS و فاکس نيوز، خبر اعدام قريب الوقوع صدام را به نقل از منبعی در ارتش آمريکا منتشر کرده اند که نامش فاش نشده است.

روز يکشنبه هفته آينده، آخرين روز سال ۲۰۰۶ ميلادی است و همزمان با جشن های مسيحيان جهان، مراسم حج نيز توسط مسلمانان جهان در حال برگزاری است.

شبکه خبری فاکس نيوز به نقل از يکی از مقام های ارتش آمريکا گزارش داد که مقام های دولت عراق، برای اجرای حکم اعدام صدام حسين «نگران» هستند.

شبکه NBC نيز در گزارش خود اعلام کرد، صدام حسين که برای محاکمه به جرم کشتار شيعيان در روستای دجيل و همچنين اتهام «نسل کشی» کردهای عراقی، در بازداشت ارتش آمريکا به سر می برد، به دليل «درخواستی که دولت عراق آن را به ارتش آمريکا ارائه کرده است»، به دولت اين کشور تحويل داده خواهد شد.

خبرهای ضد و نقیض

صبح روز جمعه، برخی خبرگزاری ها گزارش دادند که صدام حسين به دولت عراق تحويل داده شده است، اما ساعتی بعد، وزارت دادگستری عراق، نه تنها اين خبر را تکذيب کرد، بلکه گفت که صدام «دست کم تا ۳۰ روز ديگر» اعدام نخواهد شد.

به گزارش خبرگزاری رويترز، يک مقام ارشد وزارت دادگستری عراق در واکنش به خبر تحويل گرفتن صدام حسين از سوی دولت اين کشور گفته است: «اين موضوع صحت ندارد. او هنوز با آمريکايی ها است.»

همين منبع تاکيد کرد که اجرای حکم صدام حسين بر عهده وزير دادگستری عراق است و او صدام را تا قبل از ۲۶ ژانويه اعدام نخواهد کرد.

مخالفت رسمی اروپا با اعدام صدام

فنلاند، رییس دوره ای اتحادیه اروپا، امروز مخالفت خود را با اعدام دیکتاتور عراق اعلام کرد.

بیانیه اتحادیه اروپا در محکومیت اعدام صدام حسین پس از اظهارات رییس حقوق بشر سازمان ملل صورت می گیرد که نگرانی خود را از برقراری عدالت در دادگاه صدام بیان کرده و مخالفت خود را با حکم اعدام وی ابراز داشته بود.

روز گذشته نیز کلیسای واتیکان ابراز امیدواری کرد که حکم اعدام صدام حسین اجرا نشود.

در همین حال نوری المالکی، نخست وزیر عراق امروز گفت هیچ کس نمی تواند مانع اعدام قریب الوقوع  صدام حسین شود.

ابهام برای روز اعدام

با اين حال روزنامه نيويورک تايمز به نقل از مقامات کاخ سفيد نوشت که به آنها گفته شده اعدام صدام به زودی انجام خواهد شد.

خليل الدليمی، يکی از وکلای صدام حسين می گويد:« آمريکايی ها از من خواستند وسايل شخصی رييس جمهور سابق عراق و برزان تکريتی، برادر ناتنی وی که او هم به مرگ محکوم شده است، را تحويل بگيرم.»

ضمن اینکه خبرگزاری رويترز نیز گزارش می دهد مقامات آمريکايی پيشنهاد داده اند صدام حسين فردا، شنبه به دار آويخته شود.

عراقی ها با نگرانی منتظر اعدام صدام حسين هستند. تحليلگران می گويند که اعدام صدام ممکن است باعث خون ريزی های بيشتر در اين کشور شود.

اوايل اين هفته، ديوان عالی عراق، حکم اعدام صدام حسين را به اتهام کشتار دسته جمعی ۱۴۸ تن از شيعيان در روستای دوجيل در سال ۱۹۸۲ تاييد کرد.

 دادگاه اعلام کرده بود رييس جمهور سابق عراق بايد طرف ۳۰ روز اعدام شود.

+ نوشته شده در  جمعه 8 دی1385ساعت 6:18 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 

gharoghati ahmadi.jpg

با توجه به موضوعات مختلفی که در عکس فوق وجود دارد، لطفا به سووالات زیر توجه کرده و بهترین گزینه را از میان پاسخ های چهارگانه انتخاب و در اسرع وقت علامت بزنید.

سووال اول: در این عکس چه حادثه ای اتفاق افتاده است؟

1) رئیس جمهور در حال سخنرانی در سازمان ملل است و افرادی که در عکس دیده می شوند، رهبران کشورهای جهان هستند که محو سخنان وی شده اند و با دقت مشغول گوش کردن به سخنرانی اند؟
2) رئیس جمهور تازه از ملاقات با رهبری آمده و ایشان بعد از روبوسی با وی دستور داده اند که محافظان وی را به حمام ببرند، در این عکس محافظان سعی می کنند لباس های رئیس جمهور را دربیاورند تا او را بعد از یک سال حمام ببرند، اما او شدیدا مقاومت می کند و حاضر نیست حمام برود و می خواهد خودش را به ملاقات با رئیس جمهور توگو برساند؟
3) محافظان رئیس جمهور یک دفعه متوجه شده اند که وی گم شده است و خم شده اند تا زیر دست و پا رئیس جمهور را پیدا کنند؟
4) رئیس جمهور مورد استقبال شدید مردم قرار گرفته و محافظان سعی دارند جلوی استقبال شدید را بگیرند تا لگد به رئیس جمهور محبوب نخورد؟

سووال دوم: پوتین موجود در سمت راست عکس پای چه کسی است و صاحب پوتین در چه حالتی قرار دارد؟

1) متعلق به ولادیمیر پوتین است، وی پس از دیدن احمدی نژاد غش کرده و بقیه دارند کاهگل زیر دماغش می گیرند تا به هوش بیاید.
2) متعلق به فیدل کاسترو است، وی پس از اینکه با احمدی نژاد در مورد علاقه اش به اسلام حرف زده، توسط محافظان برای مشرف شدن به اسلام دارد ختنه می شود، اما از روی ترس مقاومت کرده و بیهوش شده است.
3) متعلق به زریبافان است که در یک لحظه احساس کرده که احمدی نژاد در هاله نور قرار دارد و به همین دلیل غش کرده است.
4) پوتین متعلق به یکی از منتقدان احمدی نژاد است که احتمالا در حال گاز گرفتن بخشی از رئیس جمهور است و محافظان سعی دارند جلوی ادامه گاز را بگیرند.

سووال سوم: احمدی نژاد در این عکس در حال گفتن چه جمله ای است؟

1) بخدا بعدا می رم حموم، ولم کنین.
2) هر چقدر فشار بدین من باز هم مقاومت می کنم.
3) برین کنار، بذارین عکاس کارش رو بکنه، این جوری بده.
4) ما باید ادبیات خودمون رو به دنیا نشون بدیم. ادبیات منو در نیار، ادبیات خودتو در بیار.

سووال چهارم: افرادی که در این عکس هستند چه کسانی هستند؟

1) محافظان احمدی نژاد هستند که به نظر استقبال کنندگان از رئیس جمهور می رسند؟
2) استقبال کنندگان از رئیس جمهور هستند که به نظر محافظان ایشان می رسند؟
3) چون تعداد محافظان از جمعیت بیشتر است، در این عکس فقط محافظان نشان داده شده اند؟
4) این عکس رهبران کشورهای اسلامی است که برای خودشیرینی همه شان شبیه محافظان رئیس جمهور شده اند؟

سووال پنجم: این عکس در کدام مکان گرفته شده است؟

1) جلوی حمام دفتر ریاست جمهوری؟
2) جلوی حمام مجلس شورای اسلامی؟
3) جلوی حمام سازمان ملل متحد؟
4) جلوی حمام خانه احمدی نژاد؟

ابراهیم نبوی

+ نوشته شده در  شنبه 20 آبان1385ساعت 9:1 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 
انتخابات شوراها فعلا در حال داغ شدن است و ما نیز منتظریم تا دوستان، دشمنان، مخالفان وموافقان و منافقان اقدام به تحریم انتخابات کنند، تا ما مشت محکمی به دهان آنان بزنیم. فعلا سردار طلایی، فرمانده سابق نیروی انتظامی تهران بزرگ، معروف به سردار امین که از سن یک سالگی تا به حال یک کلمه هم دروغ نگفته بود( البته شاهد خاصی برای این ادعا وجود ندارد) و هفنه قبل استعفا داده بود و پس از استعفا اعلام کرده بود که علت استعفای او شرکت در انتخابات شورای شهر نیست، دیروز برای شرکت در انتخابات شورای شهر ثبت نام کرد. علاوه بر سردار طلایی تا به حال 117 هزار نفر دیگر برای انتخابات شورای شهر نامزد شده اند. تعدادی از اصلاح طلبان ناامید نیز که از سوم تیر تا هفته پیش در حال انجماد در فریزر به سر می برد، بالاخره یخش آب شد و اعلام کرد که در انتخابات شرکت فعال خواهد داشت. سه نفر از اعضای کابینه خاتمی، یعنی احمد مسجد جامعی( آرام ترین وزیر خاتمی)، محمد علی نجفی( خوش تیپ ترین وزیر خاتمی) و اسحاق جهانگیری( زیباترین وزیر خاتمی) و حجتی[ جهادی ترين وزير خاتمی] در انتخابات شوراها ثبت نام کردند. همچنین هر دوازده عضو سابق شورای شهر که برای آنها مقام دنیوی و جیفه دنیا پشیزی ارزش ندارد، برای انتخابات بعدی داوطلب شدند تا اثبات کنند که مقام دولتی و دنیوی برای آنان از عطسه بز هم ارزش کمتری دارد. در همین راستا زریبافان، جوان بیکار و در جستجوی سرنوشت نیز برای شرکت در شورای شهر ثبت نام کرد. معصومه ابتکار و اشرف بروجردی و تعداد دیگری از آدمهایی که اسم شان حداقل یک بار و حداکثر دو سه بار شنیده شده است، نیز در انتخابات نامزد شدند. فعلا می رویم که داشته باشیم که چه می کنه هيات نظارت مجلس که هر چی خواهش کرد جنتی و شورای نگهبان حاضر نشدند وظيفه اش را عهده دار شوند. اما در هر حال سرنوشت آينده مملکت از نظر من کاملا بستگی به این انتخابات دارد.

کی گفته احمق ها به بهشت نمی روند؟
من اصولا با کسانی که بحث اخلاق و هنر و عقل را قاطی می کنند، شدیدا مخالفم. و اصولا فکر می کنم اگر قرار باشد کسی به بهشت برود، حتما این احمق ها هستند که به بهشت می روند. البته نمی خواهم به آقای مصباح یا جنتی توهین کنم، ولی مجبورم این کار را بکنم. و اتفاقا تمام امید ما برای تحمل این دنیا این است که در روز قیامت در جهنم در کنار هنرمندان و سیاستمداران و دانشمندان باشیم، وگرنه تا به حال صد بار خودکشی کرده بودیم. حالا که بحث درباره احمق ها جدی شد، آلبرتو فرناندز، یکی از مقامات آمریکایی اعلام کرد: « در عراق احمقانه عمل کردیم.» آگاهان ضمن تائید این اظهارات آقای فرناندز، اعلام کردند که فرق احمق خوب و احمق بد این است که احمق خوب دو سال بعد از اینکه فهمید حماقتی انجام داده است، به این حماقت اقرار می کند و تلاش می کند حماقتش را اصلاح کند، اما احمقی که واقعا احمق است، حتی پس از گذشت بیست سال وقتی نامه آیت الله خمینی در مورد اشتباه در جنگ ایران و عراق منتشر شد، از اینکه چنین نامه ای پخش شده ابراز ناراحتی می کنند و اصرار عجیبی دارند که حماقت انجام شده، به صورت یک پیروزی بزرگ نشان داده شود. البته فکر نکنید که من طرفدار آمریکا هستم، اصلا اینطور نیست، من عاشق آمریکا هستم.

چرا دستگیر شد؟ چرا آزاد شد؟
و سرانجام بعد از میلیاردها سال، موسوی خوئینی نماینده سابق مجلس و یکی از نیروهای اصلاح طلب زندانی، دیروز با یک وثیقه 150 میلیونی آزاد شد. یکی از آگاهان دلایل زندانی شدن وی را بشرح زیر برشمرد:
اول: چون در مجلس ششم نماینده ای اصلاح طلب بود.
دوم: چون تندرو نبود و با نیروهای تندرو همکاری نمی کرد.
سوم: چون حرف می زد و مردم حرف هایش را می شنیدند.
چهارم: چون علیه امنیت ملی اقدام کرده بود و به مسوولان اهانت کرده بود.
در پی آزاد شدن موسوی خوئینی ها از سوی یکی دیگر از آگاهان که هیچ ربطی به آن یکی آگاهان نداشت، دلایل زیر برای آزادی موسوی خوئینی ها اعلام شد:
اول: چون نماینده مجلس ششم بود و خوب نبود که نماینده سابق در زندان باشد.
دوم: چون پس از مدتی زندان معلوم شد تندرو نیست و در صورت آزادی هم با نیروهای تندرو همکاری نخواهد کرد.
سوم: چون احتمال داده شد که حتی اگر از زندان هم آزاد شود، باز هم حرف می زند و مردم حرف هایش را می شنوند.
چهارم: چون ادامه حضورش در زندان به امنیت ملی لطمه می زد.
سووال اساسی: به نظر شما کسی که موسوی خوئینی ها را دستگیر کرده بود، در مورد عواقب این عمل فکر کرده بود؟ و کسی که دستور آزادی وی را داد دلیلی برای آزادی اش داشت؟

روی ریل اصلاحات
من هم موافقم و معتقدم اگر قرار باشد این قطار حرکت کند و به سمتی جز ته دره برود، هیچ راهی نیست جز اینکه قطار اصلاحات به سوی همان مسیر قبلی برود. در همین راستا، رمضان زاده، سخنگوی تر و تمیز و نسبتا خوش تیپ دولت خاتمی گفت: « باید کشورداری را روی ریل قبلی برگردانیم.» در توضیح این موضوع یکی از آگاهان که نامش اصغر عادلخانی است، اما نخواست نامش فاش شود، موارد زیر را تذکر داد:
اول: این قطار بهتر است روی همان ریل سابق قرار بگیرد، فقط تلاش کنید که کمی هم راه برود.
دوم: از پرتاب هر نوع حسین فهمیده و ممانعت هر نوع دهقان فداکار در مسیر حرکت قطار خودداری شود.
سوم: لطفا مسیر قطار را قبل از حرکت مشخص کنید که بالاخره ما به سمت یزد می رویم یا رفسنجان یا خرم آباد یا مشهد؟
چهارم: لطفا از همراه آوردن کسانی مثل عباس عبدی که یک دفعه وسط راه ترمز قطار را می کشند و طرح خروج از قطار را مطرح می کنند، خودداری شود، البته قبل از او یک فکری هم برای اصغرزاده بکنیم بد نیست.

این سیاستمداران خشن!
به یک خبر منتشر شده در یک سایت اینترنتی امت حزب الله توجه کنید. طی تماس تلفنی ولادیمیر پوتین رئیس جمهور و رئیس مافیای روسیه با ایهود اولمرت رئیس کابینه اسرائیل، پوتین در مورد موشه کاتساو رئیس جمهور ایرانی الاصل و متجاوز اسرائیل گفت: « به رئیس جمهوری خود سلام برسان، عجب آدم خشنی! تجاوز به دهها زن؟ از کاتساو انتظار نمی رفت. همه ما متعجب شدیم. همه ما به او حسودی می کنیم.» در پی اعلام این خبر سووالات زیر مطرح شد:
اول: کدام دهن لقی( احتمالا دهن لق کشدار) این مذاکره را که فقط بین پوتین و اولمرت گفته شده است با این دقت منتقل کرده است.
دوم: حدس می زنیم در دم و دستگاه اولمرت و پوتین احتمالا تعدادی نوری زاده وجود داشته باشند که نمی توانند دهان خودشان را نگاه دارند.

داریوش سجادی
آقا! می خواستم یک چیزی در مورد گفته های د. س، و ح. د. در مورد احمدی نژاد و انرژی هسته ای بنویسم، اما یکی از دوستان گفت: تو که قول داده بودی دیگر چرت و پرت ننویسی. به همین دلیل بعدا ممکن است در مورد موضوعات دیگر چیزهایی بنویسم.

ده نمکی مخملباف نمی شود
من هم همینطور فکر می کنم. یعنی اصلا امکان ندارد. غیر ممکن است این اتفاق بیفتد. اصلا هیچ چیزش با چیزهای دیگرش جور نیست. مسعود ده نمکی گفت: « من مخملباف نمی شوم» آگاهان ضمن تائید اظهارات ده نمکی دلایل اینکه ده نمکی هرگز مخملباف نخواهد شد، اعلام کردند
1) استعداد و توانایی
2) استعداد و توانایی
3) استعداد و توانایی

دو باجناق، خواستگار مادرزن شان را کشتند
اخلاق واقعا موضوع مهمی است و ما باید به اخلاق بسیار احترام بگذاریم. مثلا ما باید برای کانون گرم خانواده احترام زیادی قائل باشیم و سعی کنیم که تا می توانیم کانون گرم خانواده تشکیل دهیم. در همین راستا یک مادرزن که دارای دو عدد داماد بود که این دو داماد هر دو نفرشان دارای یک کانون گرم خانواده داشتند، بعد از اینکه متوجه شدند که مادر زن شان ممکن است کانون گرم خانواده تشکیل دهد، غیرت شان عود کرد و وی را کشتند.
نتیجه گیری اخلاقی: یک مادر خوب وقتی می خواهد داماد انتخاب کند، باید مواظب باشد که دامادش قبلا خلع سلاح شده باشد.
نتیجه گیری اخلاقی دوم: یکی از نکات اخلاقی مهم در جامعه ایران این است که یک زن خوب و شریف بعد از مرگ شوهرش باید حتی الامکان سعی کند زودتر بمیرد وگرنه بقیه او را می کشند.

سحر یا غضنفر
این موضوع بسیار مهم است. بخصوص در روزهای ماه مبارک رمضان. همین هفته قبل مادر غضنفر که می خواست برای سحر او را از خواب بیدار کند گفت: غضنفر جان می خوای سحر صدات کنم. غضنفر جواب داد: مگه غضنفر چه عیبشه؟ نه همين خوبه.

ابراهیم نبوی

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 مهر1385ساعت 8:47 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 مهر1385ساعت 8:25 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 
آن یوسف به صورت و جمال، آن رستم دستان به هیبت و کمال، آن محمود اهل یقین، آن معروف زمان و زمین. آن نادره دوران، آن آمده از بلاد ارادان، آن مظهر زیبایی و جمال، آن مصدر دانایی و کمال، آن دائم السفر، آن زاینده شر، آن معاند قومپانی توتال و شل، آن فیلسوف آسفالت و تونل، آن مسافر دائمی قم، آن کاشف اورانیوم، آن دهنده اقوال خالی، آن رونده جزیره بالی، آن محفوظ هاله نور، آن صادره از صندوق به زور، آن نوشنده آبلیمو به جای کوکا، آن پوشنده کاپشن فرد اعلا، آن منجی سعیدلو از بیکاری، آن مولد وبا و حصبه و بیماری، آن دارنده باجناق های زیاد، آن صاحب العباد، آن آمده با مینی بوس از بیابان، آن منتخب شورای نگهبان، آن آکل نان و خرما و ماست، آن منکر هولوکاست، آن شیخ با سواد، آن مملکت را داده به باد، شیخنا و وتدنا و مولانا محمود احمدی نژاد، خورنده انواع موز بود، و تالی تلو چی توز بود.

نقل است که چون از مادر بزاد نعره برکشیده همی گفت: اووووه! پس هر کس از حکمای ارادان بود مجتمع شده و در کلمات وی به چند ساعت غور همی کردند. تا حکیمی گفت: طفل گوید که اگر مرا شیر دهید، کاری کنم که در سفره شما هرچه کاسه نهید پر از طلا شود. پس مادرش به سه سال وی را شیر همی داد و هر چه صبر کردند به کاسه شان طلا نیامده کاسه بشکست و سبو ریخت. پس چون به شش سال رسید، نعره برکشیده، همی گفت: اگر مرا به مکتب فرستید، پس کاری کنم که در سفره شما هر کاسه مسین به نقره بدل شود. پس وی را به مکتب نهادند. و از کرامات وی آن بود که هر چه کاسه مسین در خانه بود، غیب شد. پس چون به هجده سال رسید نعره برکشیده، گفت: اگر مرا به دانشگاه بگذارید، کاری همی کنم که سفره خانه تان پر از پول شود و هر که در دانشگاه با من آید گاگول شود. پس پدرش به چند سال آهنگری کرد و او را به دانشگاه بفرستاد و هر چه پول در خانه داشت به کاغذی پاره بدل شد و سفره شان از دعای وی بسوخت. پس چون به پنجاه رسید مردمان را نعره همی زد که اگر مرا حاکم خویش کنید کاری کنم که سفره تان پر از نفت شود. پس حاکمی بشد و کاری همی بکرد که وبا بیامد و بلا بیامد و انفجاری در خلا بیامد و از کرامات وی آن بود که نه نفت بماند و نه سفره و نه مردمان.

چون به سنین صباوت رسید، به طهران آمد و در آمدنش به طهران حکمای مختلف اختلاف همی کردند. شیخ الانبوه، هذا المهدی الچمران، که به عمری بیل به دوش همی داشت، در آمدن شیخنا به طهران همی گفت: « اذهب و اجلس فی بلد الطهران و ینتظر فی الانتخابات» ( ترجمه: وقتی اومد تهران گیر داد که من می خوام رئیس جمهور بشم، هی می پرسید: دفترش کجاست؟ دفترش کجاست؟» و شیخ الباجناقان، ثم زریبافان رضی الله عنه، در آمدنش به طهران بطور حزین آواز همی خواند: « وقتی رسید محمود هنوز نفس داشت، نشسته بود بره هاشو می لیسید.) و شیخ مهدی معروف به ابن الصغیر( مترجم: احتمالا منظور کوچک زاده است) در ذکر ورود شیخ به طهران همی گفت: « اشلونک؟ اذهب محمود بالطهران، سنه نه وار؟ فاک یو» ( ترجمه: چیه؟ اومد طهران دیگه؟ به تو چه عوضی؟ می زنم دهنتو صاف می کنم.)

در کرامات وی یکی نقل است که طی الارض می کرد. شیخنا متکی همی گوید که شیخ اعظم صبح در بلاد کفر موعظتی می نمود و شب در بلاد اسلام بود و وی را محمود طیار همی گفتند. شیخ علی لاریجانی از کرامات وی نقل کرد که چون کفار مروارید مسلمین از ایشان بدزدیدند شیخ به بلاد کفر برفتی و مروارید از آنان به چشم بر هم زدنی بگرفتی و چون به مملکت آمد از آن مروارید ده من کیک زرد پخت و هزار تن فقیر از آن کیک بخوردند و هر کس از آن می خورد از فقر خارج شده غنی همی شد. شیخ حسن روحانی معروف به جمال الدین در وصف کرامات او بگفت: شیخ چنان بود که هر چه به ده سال بافتیم به یک شب پنبه کرد و جز وی هیچ کس چنین نکرده بود. نقل است که چون خواست خرقه حکومت بپوشد و در خرابی ملک بکوشد، بلدیه طهران را همی گفت تا فقرای بلاد را اطعام مساکین کنند، پس به آنان نان و پنیر و خرما دادند و هر کس یک لقمه می خورد تا چند سال سیر بود، شیخ قالیباف نقل همی بکرد که تا ده سال بودجه بلدیه را برای همان نان و پنیر دادیم و این از کرامات شیخ بود که هر معجزتی می نمود صد کرور خرجش می شد. و شیخنا حداد عادل در کرامات وی همی گفت: شیخ چنان بود که زبان عجم را در چهل سال همی بیاموخت.

شیخ زریبافان در وصف وی بگفت که شیخنا چون به اجلاس روسای ملل برفتی از فرط جمال صورت و هیبت هیکل که در وی بود تا به سخن بیامد هاله نوری از وی ساطع شد و چون نطقش گشاده شد هر کس که در آن مکان بود زبانش بسته شد و صد تن از هیبت کلام وی لال شده و پنجاه تن از جمال وی دست خود به دندان گزیدند و تا شیخ به نطق مشغول بود هیچ کس چشم بر هم نزد و تمام این جمال و کمال از جانب خداوند بود. و چون این سخنان نزد شیخ آملی ببردند تا به یک سال به خواب نشد و دائم ورد همی خواند و حیران بود.

از شیخ محمود سخنان بسیار نقل است. شیخنا بگفت: « غربی ها از آزادی دو درجه می دن ما 360 درجه، خوب مال ما بزرگتره.» و نقل است که گفت: « من نگفتم که نفت می برم سر سفره مردم، به من چه» و گفت: « اسرائیل که چیزی نیست.» و نقل است که گفت: « حمله شان هم کشکه» و نقل است که گفت: « ترکی حرف می زنم، فارسی حرف می زنم، لری هم حرف می زنم، هر جا هم می رم به من می گن آی لاو یو»

شهرت شیخ چنان بود که مغنیان و نوحه خوانان در فراق وی که دائم السفر بود و وی را « زاد المسافرین» نیز گفتند، شعرها گفته، سخن ها سروده اند. یکی آنکه چون خواست به سفر برود، شیخ القدما، شیخ احمد الجنتی که هنوز سخن می گفت، به دست و پای بلرزید و از فراق وی ناله سر داده و گفت: « ای قشنگ تر از پریا، تنها تو کوچه نری یا، موساد و سیا دزدن، این تحفه رو می دزدن.» و نقل است که بنیامین که نوحه خوان بود، چون در محضر وی حاضر و کمال و جمال وی را بدید زززباننش بببند بیامده، مراثی و نوحه یکسر به کناری نهاده، اما چون در صف عشاق وی درآمده بود، دایم به زبان گفتی:« دنیا دیگه مثل تو نداره، نداره نمی تونه بیاره، دلا همه بی قراره عشقه، اما عشقه که واسه تو بی قراره...» و نقل است که شیخ اندی از شیوخ اطراف لس آنجلس و بصره، چون به یک بار جمال بی مثال وی بدید، چنان شیفته راه رفتن و طرز حرکات وی شد که فرمود:« خوشگلها باید برقصن» و نقل است که شیخ منصور از مغنیان معروف که موی و گیس رها کرده و به چند سال در بیابان آواره بود، در وصف وی گفته است« دیوونه، دیوونه، دیوونه شو دیوونه، دنیا و قیل و قالش، همه رو بی خیالش.» و گویند که شیخنا محمود چون این وصف شنید سر به بیابان بنهاد و بطور چند ماه در بیابان های اطراف قم بیتوته کرده و روزی یک دانه خرما می خورد تا غولی در آنجا ظاهر شد و چون غول شیخنا بدید از ترس بگریخت.
و شیخنا رضی الله عنه، به سیصد سال عمر بکرد، از آن رو که 240 سال عزرائیل به دنبال وی سفر کرد و هر جا که رفت شیخنا از آنجا رفته بود. و چون خواست بمیرد آسمان سیاه شد و زمین بلرزید و مرغان جمع شده آواز همی خواندند که انرژی هسته ای حق مسلم ماست.

ابراهیم نبوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 7:50 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 
براساس دستورات مقام معظم رهبری که اطاعت از ایشان فرض است( معلوم نیست فرض محال است یا معمولی) مبنی بر عدم دخالت احمدی نژاد و سایر مقامات اجرایی در انتخابات، مسوول واحد تشریفات رئیس جمهور( که کار شستن جوراب و لکه گیری کاپشن ها را هم غیر از خریدن عینک برعهده دارد) برای شرکت در انتخابات شورای شهر استعفا کرد. همچنین برای احترام خیلی بیشتر به اظهارات رهبری ستادهای تبلیغاتی حامیان احمدی نژاد تشکیل شد. ممکن است برای اثبات ذوب شدن احمدی نژاد در رهبری حتی خودش هم از ریاست جمهوری استعفا بدهد و نامزد انتخابات شورای شهر شود و یا همزمان هم عضو شورای شهر باشد و هم رئیس جمهور و هم در شورای شهر ارادان کاندیدا شود. فعلا احمدی نژاد با تمام وجود در حال اطاعت از رهبری است و ممکن است بزودی برای اثبات این موضوع خودش را جلوی بیت تکه تکه کند.

کامیلا باتمانقلیج، زن سال انگلیس
کامیلا باتمانقلیچ، یک زن ایرانی الاصل برنده جایزه زن سال 2006 انگلیس شد. و کلیه وب سایت های داخل ایران نیز خبر مذکور را به شکلی منتشر کردند که انگار ایشان دخترخاله عموزاده احمدی نژاد است. آگاهان خبر دادند که موارد زیر در برگزیده شدن این بانوی محترم، دخیل بوده است:
اول: وی سالها قبل از ایران به انگلیس مهاجرت کرده است و تمام اموال پدری اش توسط جمهوری اسلامی مصادره شده و به همین دلیل هویت ایرانی وی نقش مهمی در فعالیت هایش داشته است.
دوم: همزمان با پیروزی انقلاب خانواده وی در معرض خطر مرگ بودند، به همین دلیل هم معلوم می شود که انقلاب ایران چه خدمتی به وی کرده است.
سوم: وی در تمام این مدت زیاد به فکر تغییر یا اصلاح اوضاع ایران نبوده، به همین دلیل وقت داشته است که خدمتی به بشر و بخصوص بچه های فقیر دنیا بکند.

مارمولک ها به آشیانه بازمی گردند
علی دهکردی، بازیگر بسیار خوب سینمای ایران که قبلا در نقش های مذهبی بازی کرده است، مثلا در فیلم « از کرخه تا راین» در نقش یک بسیجی بازی کرده بود، اعلام کرد که « ایفای نقش یک روحانی کار بسیار مشکلی است.» آگاهان دلایل زیر را برای این مشکل برشمردند:
1) یک روحانی خودش نقش بازی می کند و طبیعتا بازی کردن نقش کسی که خودش نقش بازی می کند کار سختی است.
2) فرض کنید کسی که نقشش را بازی می کنید قصد داشته باشد شما را به عنوان بازیگر نابود کند، طبیعی است که شما از خودتان در آن نقش می ترسید. و بازیگر نباید از نقشی که بازی می کند بترسد.
3) بازیگر وقتی می خواهد نقشی را بازی کند باید بداند که شخصیت مربوطه می خواهد چکار کند، نه اینکه خود نقش هم نفهمد می خواهد چکار کند.

سازمان بی برنامه و بودجه
فاتحه مع الصلوات. احمدی نژاد فاتحه سازمان مدیریت و برنامه ریزی را خواند. دولت احمدی نژاد که الآن بیست روز است که به دلیل ماه مبارک رمضان و ماندن در تهران موفق به بهم ریختن وضع جهان نشده است، تصمیم گرفت که فعلا وضع داخل کشور را به هم بریزد تا رئیس جمهور تا سفر بعدی بیکار نباشد. در همین راستا، دستور الحاق سازمان های مدیریت و برنامه ریزی استانها به استانداریها داده شده است. آگاهان اعلام کردند که ظاهرا علت ناراحتی احمدی نژاد این بود که به علت اتلاف وقت ناشی از تصمیم گیری و فکر کردن و برنامه ریختن، اداره جهان کمی سخت شده بود و برای همین تصمیم گرفته شد کل سازمان منحل شده و به جای آنها بودجه کشور با گونی به استانداریها حمل شود و استانداران از این بودجه مراقبت کنند که هر وقت رئیس جمهور و یساول و قراول به سفر استانی رفتند، بین مردم پول پخش کنند. به همین دلیل فرهاد رهبر که در صورت اجرای این تصمیم باید برای چراندن غازهای خود به استانهای مختلف سفر کند، به تصمیم دولت که به مدت هفت ثانیه مطالعه برای آن صرف شده و در مدت ده دقیقه اعلام شده بود، اعتراض کرد. همچنین 40 نفر از کارشناسان برنامه و بودجه استعفا دادند. احمد توکلی نیز که معمولا با این تصمیمات به مدت نیم ساعت مخالفت می کند و بعد از نیم ساعت تصمیمات رئیس جمهور را بهترین تصمیم در طول تاریخ اقتصاد می داند، گفت: « الحاق سازمان مدیریت استانها به استانداریها منطقی، قابل دفاع و سازگار با اصل 26 قانون اساسی نیست.»

دو تا بچه کافیه
دولت چین که مدتی بود جلوی کنترل شدید جمعیت خودش را ول کرده بود، مجددا طرح هایی برای کنترل جمعیت کشور را اعلام کرد. یکی از آگاهان طرحی را پیشنهاد کرد که می تواند در عرض ده سال جمعیت چین را از یک و نیم میلیارد نفر به صد و پنجاه میلیون نفر برساند. براساس این طرح پیشنهاد می شود:
مرحله اول: مردم چین کاملا مسلمان شوند و تمام قواعد دینی را اجرا کنند.
مرحله دوم: احمدی نژاد رئیس جمهور چین شود.
مرحله سوم: سیاست خارجی و حمل و نقل زمینی و هوایی چین توسط جمهوری اسلامی اداره شود.
مرحله چهارم: وزارت تبلیغات و فرهنگ چین زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره شود.
مرحله پنجم: اقتصاد کشور توسط آبادگران اداره شود.
در این حالت:
1) مردم چین مسلمان شده و هفته ای صد نفر از مسلمین توسط انفجار دیگر مسلمین کشته می شوند و ده درصد از جمعیت کاسته می شود.
2) مردم مسلمان چین با استکبار جهانی بجنگند، در این حالت جنگ با جهان و آمریکا آغاز و ده درصد دیگر از جمعیت چین کاسته می شود.
3) با روی کار آمدن احمدی نژاد و آبادگران و دولت احمدی نژاد در کشور چین سی درصد مردم در اثر سوء تغذیه و سالانه سه درصد از مردم در اثر تصادف می میرند.
4) با قدرت یافتن وزارت ارشاد در چین سی درصد مردم چین به آمریکا و اروپا مهاجرت می کنند.
در نتیجه بطور طبیعی جمعیت چین به ده درصد می رسد و بسیاری از مشکلات این کشور در ابتدا کاهش یافته و سپس مجددا افزایش می یابد.

ابراهیم نبوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 8:7 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 7:31 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مهر1385ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 

محمود احمدی نژاد، دیروز گفت: « خيلي وقت‌ها در موضوع هسته‌اي من به دوستان مي‌گويم نگران نباشيد، اينها فقط هارت و پورت مي‌كنند، اما دوستان باور نمي‌كنند و مي‌گويند تو به جايي وصل هستي! (1) من مدام مي‌گويم الان غرب در برابر ما خلع سلاح شده و نمي‌داند چگونه موضوع را جمع كند. اما دوستان مي‌پرسند تو حرف‌هاي آسماني مي‌زني! بعد ما را مسخره مي‌كنند!(2) باور كنيد ما از لحاظ حقوقي و از ديد افكار عمومي امروز كاملاً موفق بوده‌ايم. من اينها را از روي اطلاع(3) مي‌گويم. يكي از من پرسيد: فلاني! مي‌گويند تو ارتباط داري. گفتم بله دارم. پرسيد واقعاً ارتباط داري؟ با چه كسي؟ و من گفتم: با خدا ارتباط دارم.(4) .... همين دوستان مي‌نشينند و مي‌گويند احمدي‌نژاد حرف‌هاي عجيب و غريب مي‌زند(5). خداوند اگر ما مومن باشيم، اين پيروزي و اين معجزه را نشان مي‌دهند. مگر حتماً بايد در اين قرن چهارده از دل كوه شتر بيرون بيايد(6) تا دوستان قبول كنند معجزه را.»
محمود معجزه دلایل و شواهد معجزات اخیر را به این شرح اعلام کرد:
دلیل اول معجزه: دانش‌آموزان آمريكايي مي‌گفتند اينجا نمي‌گذارند ما صداي شما را بشنويم. اين دانش‌آموزان به من شماره تلفن‌هايشان را دادند و گفتند شما زنگ بزنيد. ما صدايتان را پشت بلندگوي مدرسه مي‌گذاريم تا همه بفهمند شما چه مي‌گوييد.

توضیح: وقتی یک گروه دانش آموز آمریکایی از یک ایرانی که اسم لابی هتل را بلد نیست، می خواهند که به زبان فارسی برای آنها بصورت تلفنی پیام بدهد( تا در یک مدرسه بچه های آمریکایی صدای او رابه فارسی بشنودند و بفهمند که احمدی نژاد چه می گوید) این قطعا یک معجزه است. وگرنه خدای ناکرده اسم دیگری پیدا می کرد که چون سانسور می شود خودم نمی نویسم.
توضیح دوم: اصلا مهم نیست که در همان هفته شبکه های مشنگ آمریکایی کلی تصاویراحمدی نژاد را پخش کردند، مهم این بود که دانش آموزان می خواستند حرف های بدون سانسور رئیس جمهوری را گوش کنند که يک وزارت خانه برای سانسور دارد.
دلیل دوم معجزه: در هتل محل اقامت ما چيزي قريب به يكصد دانشجوي دختر و پسر – كه هيچكدام پوشش و تيپ حزب‌الهي هم نداشتند! – به كارآموزي مشغول بودند. يكي از شب‌ها كه بسيار دير وقت به هتل بازمي‌گشتم، متوجه شدم كه دوره كارآموزي اين افراد به پايان رسيده و آنها در چي چي هتل! ( مستمعين: لابي هتل) منتظر مانده‌اند تا برگه‌هاي كارآموزي‌شان را من امضاء كنم! من به آنها گفتم: برگه‌هاي كارآموزي‌تان به من چه ارتباط دارد و آنها اصراركردند كه مگر تو احمدي‌نژاد نيستي؟ پس بايد برگه‌هاي ما را امضا كني!

توضیح معجزه دوم: در آخرالزمان مردم مشتگ می شوند، مثلا عده ای که در یک هتل کارآموزی می کنند، برگه کارآموزی شان را به جای اینکه مدیر هتل امضا کند، رئیس جمهور کشوری امضا می کند که ربطی به موضوع ندارد، و طبیعتا چون این موضوع عقلانی نیست، احتمالا معجزه است.
توضیح در توضیح: احتمالا این افراد از احمدی نژاد خواسته بودند که به آنها امضا بدهد که به دوستان شان بگویند که این یارو نه تنها دیوانه نیست، بلکه آدم جالبی است که امضا کردن هم بلد است، این بنده خدا هم متوجه موضوع نشده و به جای امضای دفترچه آنها برگه کارآموزی هتل را امضا کرده و اصولا یکی از نشانه های ظهور امام زمان امضای برگه کارآموزی هتل توسط آدمهای نامربوط است. الآن تمام این گروه با این مشکل مواجهند که برگه کارآموزیش ان امضای احمدی نژاد دارد ونمی دانند با این امضای چه کنند.
دلیل سوم: در جزيره بالي تعدادي زيادي از دانشجويان هندو به ديدار ما آمدند. آنها فرياد مي‌زدند: Ahmadinejad, we love you (احمدي‌نژاد ما عاشق تو هستيم).
توضیح: به نظر من این یکی واقعا معجزه است که عده ای حتی در یک جزیره ای مثل بالی جمع شوند و به احمدی نژاد بگویند احمدی نژاد! وی لاو یو! با این حساب مایکل جکسون که در هر کنسرتش دویست نفر غش می کنند، ام المعجزات است. و اصولا هر یک نفری که به احمدی نژاد بگوید آی لاو یو، یا دیوانه است یا عضو انجمن روشندلان مرحوم باغچه بان است، یا معجزه شده است. يادتان باشد که موضوع در جزيره عشق و حال که بالی باشد اتفاق افتاد. همان جائی که وقتی توفان آمد و عده ای را کشت به نظرم خزعلی بود که گفت اين ها مکافات گناهان خود [ مقصود بی کينی و يا تاپ لس است] را گرفتند. اين افراد وقتی اين حرف ها را بزنند حتما معجزه است. اگر دروغ نباشد.
دلیل چهارم معجزه: در كشور چين دانشجويان نيمه شب به ديدار ما آمدند و برنامه‌ريزي كردند و سازماندهي كردند و ابراز علاقه به ما مي‌كردند.

توضیح: اصولا وقتی در کشور چین عده ای در ساعات نیمه شب به دیدار احمدی نژاد می آیند، و کارهایی می کنند که احمدی نژاد تا به حال آنها را ندیده است ( مثل برنامه ریزی و سازماندهی و ابراز علاقه) بخصوص در ساعات دیر وقت که ابراز علاقه و سازماندهی و برنامه ریزی ممکن است قاطی شود، ماجرا بیشتر به معجزه شباهت دارد. به خصوص که بعد از اين حرکات معجزه گر هنوز زنده است و راست راست راه می رود.
توضیح اضافه: به نظر شما این دانشجویان چینی برای چه چیزی سازماندهی و برنامه ریزی می کردند؟ آیا برای ابراز علاقه برنامه ریزی و سازماندهی می کردند؟ این ابراز علاقه در آن ساعات نیمه شب چه مساله پیچیده ای بود که احتیاج به سازماندهی و برنامه ریزی داشت؟ آیا برای برنامه پنج ساله بعدی ابراز علاقه همراه با سازماندهی کردند؟
دلیل پنجم معجزه: در يكي از همين كشورهاي اطراف هم يك مورد تا ساعت 2 نيمه شب تقاضاي ديدار با ما را داشتند.
توضیح معجزه: اصولا وقتی احمدی نژاد کارش در سفر انجام می شد می دید که عده ای در بیرون هتل منتظر او هستند، و طبیعتا تقاضای دیدار دارند. البته معلوم نیست کجای این کار معجزه است، کسی که ساعت پنج صبح برای بازدید سازمان میراث فرهنگی میرود، طبعا ساعت سه صبح صبحانه می خورد، ساعت چهار صبح اجلاس مطبوعاتی می گذارد و ساعت 2 نیمه شب به ملاقات با آدمهای بیکار می پردازد. دقت کنید که عکس همه این معجزات در آرشیو موجود است. "مورد" که اصطلاحی است مربوط به دورانی که احمدی نژاد عضو بسيج و يا اطلاعات بود حالا تحت تعقيب است.
احمدی نژاد گفت: اينها اتفاقات و مواردي هستند كه حتماً نمي‌توان از طريق اخبار به شكل درست آنها را منتشر كرد، رسانه‌ها و اخبار از پوشش اين موارد ناتوانند.

اين اتفاق ها و "مورد" ها بزودی شناسائی و بعد از تخليه اطلاعاتی توسط برادر حسين و حسن افشا می شوند.
زیر نویس ها:
1) تو به جایی وصل هستی.
منظور دوستان این بوده که تو اکر به یک جایی وصل نیستی، با این کارها چرا نمی افتی پائین؟ و اگر وصل هستی چرا باعث سقوط آن سر سيم نمی شوی؟
2) بعد ما را مسخره می کنند
این موضوع هیچ ربطی به اظهارات اخیر ندارد و ظاهرا ملت و دوستان ایشان بطور طبیعی و با خواندن همه مصاحبه های ايشان به چنين کاری مشغولند.
3) این را با اطلاع می گویم به عنوان جنبه طنز موضوع بیان شده است.
4) با خدا ارتباط دارم
یعنی مسوول تمام این رفتارهای مشنگانه و اشتباه [مثل سفرهای استانی که معجزه بود و ده بار هم برادر حسین درباره اش سرمقاله نوشت اما بالاخره يک نامه به وب لاگ بهانه شد که تعطيل شود تا بيش از اين گندش در نيامده . البته که اين ها همه دست خداوند متعال است و طرف از حالا اعلام کرده که من هیچ تقصیری ندارم. انا بشر مثلکم.
5) احمدی نژاد حرف های عجیب و غریب می زند
منظور این است که حرف ها و کارهایش کمابیش به هم شبیه است. این موضوعات اتفاق می افتد.
6) در قرن چهارده که نباید از دل کوه شتر بیرون بیاید. ...
وقتی در قرن چهارده [ البته معلوم نشد که از کی معجزات الهی به تاريخ شمسی رخ می دهد] از دل صندوق [...] بيرون می آید البته که کمتر از معجزه شتر از کوه نيست. تازه ممکن است از از آسمان خر پرنده بر زمین بنشیند، از زیر آب میمون زیرآبی برود و از دل کوه شتر یا از دل شتر کوه بیرون بیاید. والله ديگر يک سالی است که هيچ چيز بعيد نیست.

ابراهیم نبوی

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 مهر1385ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 
اصولا یکی از تولیدات کلامی ما قسم جان مادر و بچه و حضرت ابوالفضل و حضرت عباس و حضرت جرجیس و سایر حضرات است و در همین راستا بسیاری از ما برای اینکه دیگران باور کنند که دیروز حتما قورمه سبزی خورده ایم و نه فسنجان، احتیاج دارند که به ما اعتماد کنند. و با توجه به اینکه اعتماد کردن در سطح ملی، بین المللی و غیره، یکی از مشکلات ما می باشد، بدینوسیله روشهای ایجاد اعتماد در دیگران را در جوامع مختلف بیان کرده و تلاش می کنیم که نشان بدهیم که ما ایرانیان برخلاف آنچه بعضی از غربی های زبان نفهم فکر می کنند، نه تنها موجودات قابل اعتمادی هستیم، بلکه کاملا صمیمی و دوست داشتنی هم هستیم. سووال این است: مردم دنیا چگونه به هم اعتماد می کنند؟

ایالات متحده آمریکا: به همدیگر نگاه می کنند و به هم سلام می کنند و به هم اعتماد می کنند. هر وقت هم فکر کردند سرشان کلاه رفته است، طرف را سو می کنند.

فرانسه: فرانسوی ها به محض اینکه از طرف خوششان بیاید( یعنی برای شان فایده داشته باشد) به او اعتماد می کنند و تا چند روز دیگر که از یکی دیگر خوششان بیاید و به قبلی خیانت کنند، به او اعتماد می کنند.

آلمان: آلمانی ها کمی دیر اعتماد می کنند، اول باید معلوم بشود که طرفدار نازی ها نبودی، بعد معلوم بشود طرفدار آمریکا نیستی، بعد معلوم شود راست نیستی، بعد معلوم شود که طرفدار آلمان هم نیستی. بعدا به تو اعتماد می کنند، اما بعد از اینکه اعتماد کردند احتمال اینکه بازهم همدیگر را ببینید، بعید است.

انگلیسی ها: به شما اعتماد می کنند و تمام اطلاعات لازم را در مورد شما به دست می آورند. وقتی هم که اعتمادشان سلب می شود جوری نشان می دهند که به شما بیشترین اعتماد را دارند. آنها هرگز اعتماد نمی کنند، و هرگز نشان نمی دهند اعتماد ندارند.

ایتالیایی ها: آنها به محض اینکه ببینند شما خوشگل هستید با شما دوست می شوند و به شما اعتماد می کنند. و به محض اینکه کاری برای شان پیش آمد و رفتند یادشان می رود که به شما اعتماد داشتند، به همین دلیل می روند و به یک خوشگل دیگر اعتماد می کنند.

هلندی ها: آنها به حرف شما گوش می دهند و به آنچه می گوئید اعتماد می کنند. بعدا وقتی می بینند که شما کارهای یک ایرانی را می کنید، یک ماه مریض می شوند و دیگر با هیچ ایرانی حرف نمی زنند.

عرب ها: یک عرب وقتی بداند شما مسلمان هستید و به او بگوئید که به دین معتقدید به شما اعتماد می کند و وقتی هم که سرتان را برید معلوم می شود دیگر به شما اعتماد ندارد.

سوئدی ها: معمولا یک سوئدی شش ماه طول می کشد تا به کسی اعتماد کند. این اتفاق معمولا در تابستان که مردم از خانه بیرون می آید اتفاق می افتد، اما چون تابستان ها در سوئد کوتاه است در خیلی موارد زمان برای اعتماد کردن کوتاه است، به همین دلیل به جای اینکه اعتماد کنند، زندگی طبیعی شان را می کنند.

کانادا: آنها فقط به وکیل شان اعتماد می کنند. این وکیل می تواند پدر کسانی که به آنها اعتماد ندارید در بیاورد.

ژاپنی ها: آنها هیچ مشکلی برای اعتماد کردن به سایر ژاپنی ها ندارند، اما به هیچ کسی که ژاپنی نیست، اعتماد نمی کنند.

افغانی ها: آنها به همه اعتماد می کنند و دل شان بسیار صاف و پاک است، به همین دلیل دائما در حال فریب خوردن و مورد خیانت قرار گرفتن هستند. آنها بعد از اینکه مورد خیانت قرار گرفتند یا به ایران می روند یا ترانه های سوزناک می خوانند یا از ایران برمی گردند یا در عملیات انتحاری شرکت می کنند.

شوروی کمونیستی: برای اینکه به دوستتان اعتماد کنید یک جوک علیه رهبران حزب بگوئید، اگر فردا صبح در قطاری به مقصد سیبری بودید، معلوم می شود دوستتان قابل اعتماد است و احتمالا در قطار آلمان در حال رفتن برای پناهندگی به غرب است.

ایران: در ایران معمولا به شیوه های زیر آدمها به هم اعتماد می کنند:
1) مرگ: اصولا ایرانی هایی که مرده باشند قابل اعتمادند، چون مطمئنا نظرشان دیگر تغییر نمی کند.
2) دور از شهر: ایرانیانی که روشنفکر، سیاستمدار، هنرمند، اهل فکر، دانشجو، زن یا مرد، کارمند و شاغل در سازمان های مختلف و مواردی نظیر این هستند، معمولا بسختی قابل اعتمادند.
3) آلزایمر: بسیاری از ایرانیانی که آلزایمر دارند و از حافظه شان نمی توانند استفاده کنند قابل اعتمادند.
4) ام اس یا سکته مغزی: اصولا ایرانیانی که بیماری هایی دارند که قدرت تکلم و تکان خوردن و نوشتن از آنها سلب شده، افرادی قابل اعتماد هستند و می توان به آنها نزدیک شد.
البته برای جلب اعتماد ایرانیان راههای مختلفی وجود دارد که قابل توصیه است. اکثر این راهها وجود دارد و تقریبا هیچکدام قابل اعتماد نیست.

فرهنگسرا باید مسجد شود
در راستای اینکه سردار قالیباف، که به نظر می رسد قصد دارد شوخی شوخی از حالا خودش را برای ریاست جمهوری دوره بعد از افتتاح بزرگراه شهید احمدی نژاد آماده کند، اعلام کرد که «فرهنگسراها باید به شیوه مساحد اداره شود.» در همین راستا سووالات زیر صادر شد:

سووال: مساجد به چه شیوه ای باید اداره شود؟
جواب: مساجد باید به شیوه بسیج و بصورت نیمه نظامی اداره شود.

سووال: بسیج باید به چه شیوه ای اداره شود؟
جواب: بسیج چون کارش اداره انتخابات است، باید به شیوه احزاب اداره شود.

سووال: احزاب باید چگونه اداره شوند؟
جواب: احزاب باید به زیر نظر قوه قضائیه و دولت اداره شوند.

سووال: دولت باید به چه شیوه ای اداره شود؟
جواب: دولت باید به شیوه هیات های عزاداری و تکایا اداره شود.

سووال: هیات های عزاداری باید به چه شیوه ای اداره شود؟
جواب: هیات های عزاداری برای جذب جوانان باید شبیه گروههای موسیقی رپ و پاپ اداره شوند.

سووال: گروههای موسیقی باید چطور اداره شوند؟
جواب: گروههای موسیقی پاپ باید شبیه به گروههای توریستی که برای اجرای کارهایشان به همه جا جز ایران می روند اداره شوند.

سووال: گروههای توریستی باید چطور اداره شوند؟
جواب: گروههای توریستی ایرانی باید شبیه نمایندگان فرهنگی جمهوری اسلامی اداره شوند تا وجهه دینی جمهوری اسلامی را نشان دهند.

سوووال: نمایندگی های فرهنگی جمهوری اسلامی باید چطور اداره شوند؟
جواب: نمایندگی های فرهنگی جمهوری اسلامی باید شبیه موسسات نمایشی که برای ایرانیان مقیم فرنگ برنامه اجرا می کنند، اداره شوند.

سووال: موسسات نمایشی باید چگونه اداره شوند؟
جواب: موسسات نمایشی باید شبیه مدارس اداره شوند و دائما کارهایشان مورد بررسی و بازرسی انجام بگیرد.

سووال: مدارس کشور باید چطور اداره شود؟
جواب: مدارس کشور باید مثل ارتش که نظم و ترتیب و حساب و کتاب دارد اداره شود.

سووال: ارتش باید چگونه اداره شود؟
جواب: ارتش و سپاه باید مثل وزارتخارجه که در سطح جهانی و منطقه حضور فعال دارد اداره شود.

سووال: وزارتخارجه باید چطور اداره شود؟
جواب: وزارتخارجه باید مثل وزارت پست و تلگراف و تلفن اداره شود که در آن وزیر و سفرا کارشان رساندن پاکت ها و پیام های رئیس جمهور به دیگران است.

سووال: وزارت پست و تلگراف و تلفن باید چگونه اداره شود؟
جواب: ..... این رشته سر دراز دارد و تا ابد می شود آن را ادامه داد.

 

ابراهیم نبوی

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 مهر1385ساعت 9:52 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
متولد تابستان ۱۳۵۷و دانشجوی مقطع فوق لیسانس هستم. به هیچ دسته و حزب و گروه سیاسی وابسته نیستم. در این وبلاگ مطالب مهم روز اعم از اخبار و گزارشهای مربوط به ایران, طنز سیاسی و نظریات خودم را به اطلاع شما خواهم رساند. پیوندها و لینکهای موجود در این وبلاگ فقط در راستای اطلاع رسانی می باشد. استفاده از نام و مشخصات اینجانب بدون اجازه کتبی, به هر شکلی غیر قانونی است و حق پیگیری را برای خود محفوظ می دانم. من از اندیشه و تفکر مدافع آزادی خواهی و دموکراسی حمایت میکنم. لطفا مرا از نظرات خود آگاه نمایید.

پیوندهای روزانه
BARACK OBAMA وبسایت رسمی باراک اوباما کاندیدای دموکرات ریاست جمهوری آمریکا
JOHN McCAIN وبسایت رسمی جان مک کین کاندیدای جمهوری خواه ریاست جمهوری آمریکا
سايت تخصصي آموزش مبارزه با فيلترينگ
فیلم اعتراض به طرح امنیت اجتماعی در میدان صادقیه (آریاشهر)
فیلم غارت فروشگاه های شهروند در تهران
فیلم اعتراض مردم به سهمیه بندی بنزین در تهران (آتش زدن پمپ بنزینها)
فیلم یکی از کاندیدهای سرسخت و دانشمند ریاست جمهوری ایران
فیلم سخنرانی احمدی نژاد در مورد تولید انرژی هسته ای توسط دختر 16 ساله در خانه
فیلمی مستند از اعتیاد و فقر و فحشا در میان جوانان شیراز
فیلم سخنرانی آیت الله خامنه ای در مورد 18 تیر سال 78
فیلم کوتاه مراسم شب شعر در مدح آیت الله خامنه ای و در حضور ایشان
فیلم ملاقات آیت الله خامنه ای با مصباح یزدی و بوسیدن دست رهبری
فیلم روایت شکتجه شدگان در حکومت جمهوری اسلامی
فیلم جنایت مقدس (ماجرای ترور در رستوران میکونوس)
کنسرت فریدون فرخزاد در لندن که یک کنسرت سیاسی است
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
آرشیو موضوعی
نظر سنجی
پرسش و پاسخ
اخبار و گزارش روز
طنز سیاسی و اجتماعی
مقالات
پیوندها
تحصیل در آمریکا (اطلاعات مربوط به ویزا و پذیرش)
رادیو و تلویزیون صدای امریکا VOICE OF AMERICA
وبلاگ تفسیر خبر (صدای آمریکا)
رادیو فردا Radio Farda
رادیو زمانه Radio Zamaneh
بی بی سی BBC
خبرگزاری آسوشیتد پرس The Associated Press
وزارت امور خارجه آمريکا (وبسایت فارسی)
سازمان دیده بان حقوق بشر Human Rghts Watch
عفو بین الملل Amnesty International
خانه آزادی Freedom House
انجمن زندانيان سياسي
فعالان حقوق بشر در ایران
مركز اسناد حقوق بشر ایران
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمیته بین المللی نجات پاسارگاد
کمیته دانشجویی دفاع از پاسارگاد
همبستگی جهانی دانشجویان ایرانی
کمپین یک میلیون امضاء (حقوق زنان)
امروز (مجموعه وبسایتهای اصلاح طلبان)
عزت ابراهیم نژاد لاله سرخ کوی دانشگاه
خبرنامه امير کبير
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
رضا پهلوی
مهرانگیز کار
شیرین عبادی
عليرضا نوری زاده
نازنین افشین جم
امیر فرشاد ابراهیمی
محسن سازگارا
نیک‌آهنگ کوثر
مسعود بهنود
ابراهیم نبوی
پناهندگی
مدرنیته
ایرانیان
خبرنامه گویا
فریاد سکوت
آزادی یاد گرفتنی است
ایــــــــرانـــــم آرزوســـت
زندگی در ویرانه ترین آبادی
کانون دفاع از حقوق کودکان
رادیو های فارسی زبان در دنیا
تلویزیون های فارسی زبان در دنیا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar