تبليغاتX
کهن دیارا
خبری تحلیلی به همراه نظرات رسمی

 

 نمايندگان سه کشور اروپايی روز چهارشنبه در نيويورک در تلاش جلب موافقت نهايی روسيه، متن پيشنهادی قطعنامه تحريم ايران را بار ديگر تغيير دادند.

با اين حال روسيه هنوز بر تغيير چند موضوع ديگر اصرار دارد.

با آنکه کشورهای عضو دايمی شورای امنيت سازمان ملل متحد هنوز به توافق نهايی نرسيده اند، اما امری جونز پری، سفير بريتانيا در سازمان ملل متحد روز چهارشنبه گفت روز جمعه متن پيشنهادی قطعنامه به رای گذاشته خواهد شد.

روز چهار شنبه ويتالی چورکين سفير روسيه در سازمان ملل متحد گفت مساله ممنوعيت سفر کارشناسان ايرانی از متن قطعنامه حذف شده است. با اين حال الهاندرو ولف سفير موقت آمريکا در سازمان ملل متحد گفت در اين زمينه توافقی به دست نيامده است.

آقای ولف افزود: «دولت بوش نياز به مطالعه دقيق اين موضوع دارد». ممنوعيت سفر، از اولويت های اصلی آمريکا محسوب می شود.

متن نهایی قطعنامه شورای امنیت چهارشنبه حاضر نشد

نمايندگان کشورهای گروه ۱+۵، در نظر داشتند چهارشنبه شب به وقت نيويورک، متن قطعنامه تحريم ايران را در اختيار اعضای شورای امنيت قرار دهند.

 توماس ماتوسک سفير آلمان بعد از ظهر چهار شنبه در پی ديدار با سفيران چين، روسيه، آمريکا، فرانسه و بريتانيا در مقر سازمان ملل متحد در نيويورک، به خبر گزاری فرانسه گفت در متن پيشنهادی قطعنامه اصلاحاتی چند انجام شده تا نظر مسکو در اين باره تامين گردد.

او افزود در باره منع سفر مقام های ايرانی که از نکات مورد انتقاد روسيه بود، راه سازش برگزيده شد.
 ژان مارک دو لا سابليه سفير فرانسه نيز گفت دير وقت چهارشنبه همه اعضای شورا متن پيشنهادی را بررسی خواهند کرد.

در باره منع سفر مقام های ايرانی که از نکات مورد انتقاد روسيه بود، راه سازش برگزيده شد


سفير آلمان در سازمان ملل متحد

روسيه روز چهارشنبه بار ديگر با منع سفر ديپلمات ها و کارشناسان ايرانی که در پيش نويس قطعنامه شورای امنيت ذکر شده، مخالفت کرد.

 سفير روسيه با پافشاری از نمايندگان ۵ کشور ديگر گروه خواسته بود در باره ممنوعيت سفر مقام های ايرانی به خارج بازنگری کنند.

 اين پيشنهاد از قرار معلوم تا اندازه ای پذيرفته شده تا توافق مسکو با تحريم بين المللی ايران کسب شود.

در متن پيشنهادی که از سوی بريتانيا، فرانسه وآلمان تهيه شد تا کنون چندين مورد اصلاح و تعديل انجام شده است.

سرگئی لاوروف وزير امور خارجه  روسيه، روز چهارشنبه در يک کنفرانس مطبوعاتی در مسکو،  با اشاره به منع سفر کارشناسان ايرانی که در ارتباط با برنامه هسته ای و برنامه موشکی ايران فعاليت می کنند گفت ذکر اين موضوع در قطع نامه، بر خلاف توافقی است که پيشتر در اين زمينه حاصل شده بود.

اروپايی ها انتظار دارند  شورا ی امنيت، تا روز جمعه قطعنامه تحريم ايران از سوی جامعه بين المللی را به تصويب برساند.

در قطعنامه پيشنهادی صادرات مواد و فن اوری موشکی و هسته ای برای غنی سازی اورانيوم، نيروگاه های آب سنگين و بازآمايی، و قطعات و فن اوری سامانه موشکی دور برد به ايران از سوی همه کشورهای جهان ممنوع می شود.

نيروگاه هسته ای بوشهر، مشمول تحريم ها نمی شود

نيروگاه آب سبک بوشهر که روسيه انجام و تکميل آنرا تعهد کرده است، مشمول تحريم نخواهد بود.

در متن اصلاح نشده، سفر مسئولان ۱۱ سازمان هسته ا ی و موشکی ايران و ۱۲ مسئول برنامه هسته ا ی ايران نيز به خارج از کشور ممنوع اعلام شده بود که با پافشاری مسکو اين ممنوعيت برداشته شد.

روسيه با مسدود کردن دارايی های ايران نيز موافقت کرده اما پيشنهاد کرده است يک کميته از سوی شورای امنيت هرماهه  فهرست مورد های مسدود شونده را اعلام دارد.

بر پايه متن جديد، در صورت همکاری کامل ايران با همه پيش شرط های قطعنامه های قبلی شورای امنيت و همه درخواست های آژانس بين المللی انرژی اتمی، تحريم ها لغو خواهند شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آذر1385ساعت 9:40 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 

 

 
مجمع عمومی سازمان ملل که در آن ۱۹۲ کشور عضويت دارند در قطعنامه ای که با ۷۲ رای موافق ۵۰ رای مخالف و ۵۵ رای ممتنع بتصويب رسيد از موارد گسترده نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی در ايران بشدت ابراز نگرانی کرده است.

در اين قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل از بابت آزار و اذيت و ارعاب و محاکمه و مجازات گروهها و مدافعان حقوق بشر و مخالفان سياسی و ناراضيان مذهبی روزنامه نگاران نمايندگان مجلس دانشجويان روحانيان استادان دانشگاه وبلاگ نويسان و اعضای اتحاديه های کارگری ابراز نگرانی شديد کرده است.

پيش از صدور اين قطعنامه تلاش هيات نمايندگی جمهوری اسلامی برای جلوگيری از صدور آن با شکست مواجه شد.

در قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل از نظام قضايی جمهوری اسلامی انتقاد شده و گفته شده است که اين نظام قضايی همواره خلاف معيارهای بين المللی بوده است.

قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل جمهوری اسلامی را به خاطر استفاده از شکنجه و اعدام های عمومی و تبعيض عليه زنان، دختران و اقليت های بومی و مذهبی مقصر دانسته است.

قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل همچنين از جمهوری اسلامی خواسته است محترم شمردن کامل حقوق انسانها برای گردهمآيی و آزادی بيان را تضمين کند و به آزار و اذيت فعالين حقوق بشر و مخالفان سياسی پايان دهد استفاده از شکنجه را متوقف کند و محترم شمردن کامل روند اجرای قانون را تضمين کند.

جمهوری اسلامی مکررا به خاطر موارد نقض حقوق بشر از جمله اعدام نوجوانان کمتر از هيجده سال و اعمال مجازات های شديد ديگر چون شلاق زدن قطع عضو بدن حبس مخالفان سياسی و بستن روزنامه ها و سايتهای اينترنتی مورد حمله قرار گرفته است.

در نشست مجمع عمومی سازمان ملل جمهوری اسلامی با حمايت پاکستان و زيمبابوه تلاش کرد از تصويب اين قطعنامه ممانعت به عمل آورد اما اعضای سازمان ملل با ۸۱ رای مخالف در برابر ۷۵ رای موافق و ۲۴ رای ممتنع درخواست جمهوری اسلامی را رد کردند. 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آذر1385ساعت 8:27 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 

 

به گزارش خبرگزاری های ایران، محمد علی حسینی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، سخنان نخست وزیر بریتانیا را که در دوبی ایراد شد، در جهت به گفته او «عملکرد تفرقه افکنانه انگلیس در منطقه» دانست.

او گفت:«این گونه اظهارات نمی تواند خدشه ای بر اخوت، مودت و حسن همجواری کشورهای منطقه وارد آورد.»

«در برابر ایران بیایستید»

تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا، روز چهارشنبه، ۲۰ دسامبر در دبی، از کشورهای خاورميانه خواست تا در برابر آنچه وی آن را «تهديدهای استراتژيک از سوی حکومت ايران» می‌خواند بايستند.

تونی بلر افزود: «دولت جمهوری اسلامی ایران با پشتیبانی از تروریسم در عراق و راه اندازی همایش هولوکاست، علنا در مقابل ما صف آرائی کرده است.»

تونی بلر با صراحت اعلام کرد که منظورش از کلمه «ما» فقط غرب نیست، بلکه همه کشورهای حامی صلح و همچنین کشورهای میانه روی مسلمان است.

تونی بلر با صراحت اعلام کرد که منظورش از کلمه «ما» فقط غرب نیست، بلکه همه کشورهای حامی صلح و همچنین کشورهای میانه روی مسلمان است.

وی که در آخرین روز سفرش به خاورمیانه، در حضور خبرنگاران در شهر دبی، سخنرانی کوتاهی ایراد کرد. وی در این سخنرانی افزود: «سفر مفیدی به منطقه داشته است و در پی آن است که در اولین قدم به بحران فلسطین خاتمه دهد.» 

تونی بلر در این نطق پانزده قیقه ای هیچ اشاره ای به پرونده اتمی ایران نکرد.

نگرانی برای «امنیت جهان»

همچنین متن سخنرانی  آقای بلر در جمع بازرگانان دبی، چهارشنبه ۲۰ دسامبر از سوی دفتر وی منتشر شد.

بر اساس اين متن آقای بلر از کشورهای خاورميانه  خواست تا در برابر آنچه وی آن را « تهديدهای استراتژيک از سوی حکومت ايران » می‌خواند بايستند و برای گسترش صلح ميان اسراييل و فلسطينی ها تلاش کنند.  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آذر1385ساعت 8:22 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 

آذرماه، از سالیانی پیش و به همت فعالان سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر و به یاد مبارزات آزادیخواهانه دانشجویان در سنگر دانشگاه به نام ماه دانشجو مزین شده است و هر سال بهانه ای است تا دانشجویان ایرانی ندای آزادیخواهی و روشن اندیشی خود را در برابر تحجر، تعصب و آزادی ستیزی سر دهند .
اما بی گمان روز دانشجو و روزهای پس از آن در سال ٨۵، در تاریخ جنبش دانشجویی ایران ثبت خواهد شد و خاطره آن در یادها خواهد ماند. سالی که در آن بسیاری از شهروندان ایرانی داغ غیرخودی بودن را بر پیشانی خود احساس کردند و در آن دانشجویان، زنان، فعالین کارگری، وکلا، روزنامه نگاران و سایر فعالان مدنی تحت شدیدترین فشارها قرار گرفتند .
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر به عنوان نهادی برآمده از خواست دانشجویان، در سالیان اخیر همواره مدافع آزادی و حقوق بشر بوده است و بر این اسا حجم کینه توزی اقتدارگرایان از این نهاد مدنی به حدی بوده است که نه تنها فعالان فعلی و سابق آن هر یک به نحوی بارکش این بار نفرت و تباهی شده اند که حتی ساختمان آن نیز که به سالیان دراز محل رجوع دانشجویان بوده است، شبانه با بولدوزر به ویرانه ای تبدیل شد تا بلکه شعله های جاوید آزادیخواهی دانشجویان پلی تکنیک به خاموشی گراید و شب نهادان را آرامشی افتد از این سکون و سکوت .
در این شرایط و در بحبوحه صدور احکام تعلیق، اخراج و ممنوع الورود شدن به دانشگاه ها و ستاره باران شدن فعالان دانشجویی به تلافی فعالیتهایشان در دفاع از دموکراسی، آزادی و حقوق بشر، بار دیگر جنبش دانشجویی ایران ققنوس وار از میان خاکستر تیره سرکوب و ابرهای عبوس مهرورزی پر و بال گشود .
تجمع بزرگ دانشجویی دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه تهران و متعاقب آن تجمع دانشجویی دوم در دانشگاه پلی تکنیک نشانه پویایی دوباره جنبش دانشجویی   ایران و آمادگی جامعه دانشگاهی ایران برای دفاع از خواسته های آزادیخواهانه اش داشت. در چنین شرایطی رئیس دولتی که برآمده از خواست صاحبان اصلی قدرت در ساختار حاکم است و مشخصه اصلی خود و دولتش بله قربان گویی در برابر آن محسوب می شود و در همین راستا در یک سال گذشته تمام تلاش خود را برای بریدن نفس منتقدین و به ویژه ساکن کردن دانشگاهها کرده است، بر آن شد تا با حضور در پلی تکنیک و ترتیب دادن دیدار مجعول صمیمانه با جمعی مطیع و منقاد که همگی با هماهنگی کامل و از دانشگاههای امام صادق، امام حسین، حوزه های علمیه و ... به پلی تکنیک آورده شده بودند، هم تیر خلاص را بر پیکر انجمن امیرکبیر و کلیت جنبش دانشجویی ایران وارد آورد و هم دست مریزادی به چکمه پوشان و قدم به مزدانی که عامل مستقیم اوامر سرکوبگران بوده اند بگوید .
اما پلی تکنیک به عنوان نهاد و جایگاه تبلور تفکر آزاد، بار دیگر پرچمدار نهضت مقاومت مدنی دانشگاه در مقابل عوامفریبی لمپنیسم گردید و اجازه نداد که حریم دانشگاه لگدکوب حضور نظامیان شود. فرو ریختن ابهت پوشالین و متکی بر پایه هایی از جنس دروغ و ترس و سرکوب تفکر سرکوبگرانه حاکم، بزرگترین نتیجه اعتراضات فرزندان ایران در دانشگاهها بود و از این جهت شایسته تقدیر و تحلیل فراوان است .
بر این اساس انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر، ضمن تائید پیام اعتراضی دانشگاه به دولت و اعلام حمایت کامل و همه جانبه خود از دانشجویان معترض، لازم می داند در ارتباط با این مساله نکات ذیل را بیان نماید :
۱-          عملکرد یکساله وزیر علوم (دکتر زاهدی) و رئیس دانشگاه صنعتی امیرکبیر (دکتر رهایی)، در سلب حداقل آزادی های عرف و رایج دانشگاه و اعمال حداکثر فشار بر فعالیتهای دانشجویی و عدم پذیرش آرا و نظرات منتقدانه دانشجویان، مهمترین و موثرترین عامل در شکل گیری خودجوش این اعتراضات بوده است و بدیهی است که در صورت تداوم عملکرد وزارت علوم در پیگیری چنین سیاستی، این اعتراضات نه تنها کاهش نخواهد یافت، بلکه بیش از پیش گسترده تر خواهد شد .
۲-          رویداد اعتراضی دانشگاه به دولت، برای آنان که در یکسال اخیر عوامفریبی را سرلوحه خود قرار داده و از هرگونه برخورد حذفی در دانشگاه استقبال نموده بودند، حادثه ای بسیار تلخ به شمار می آید و ناگفتنی است که برای عموم روشنفکران، اصحاب جراید، مطبوعات و احزاب مستقل و بخصوص جنبش های مردمی، اتفاقی مبارک و شیرین تلقی می گردد؛ چرا که در اوج قدرت ظاهری دولت و نمایش اقتدار آن، انسجام و همبستگی نیروهای آزادیخواه در پلی تکنیک، پوشالی بودن این دولت را در معرض عموم به نمایش در آورده است .
٣-          برگزاری چنین جلسه ای از سوی احمدی نژاد و حامیان او نه تنها به معنای وجود آزادی حداکثری در دانشگاهها تلقی نمی گردد، بلکه این اتفاق بیش از هر چیز دیگر شهامت، شجاعت و جسارت دانشجویان پلی تکنیکی را می رساند که بی پروا با رد پوپولیسم، تابوی هورا کشیدن برای عوامفریبی را شکسته اند. آزادی نه تنها با حرف و ادعا بدست نمی آید، بلکه در مفهوم و محتوای هر مساله و رویدادی می توان نسبت آنرا با آزادی دریافت. دولت نهم در حالیکه در برآورده کردن حداقل شعاهای انتخاباتی خود در این مدت ناکام مانده است، در تلاش است با به تصویر کشیدن چهره هایی برانگیخته از معترضان خود در انظار عمومی، مخالفان خود را عاملی بزرگ در عدم تحقق شعارهایش به مردم معرفی نماید. این در حالی است که عملکرد دولت نهم و نوع برخورد رئیس دولت، در تحریک دانشجویان بر علیه خود از مهمترین عوامل به تشنج کشیدن حضور او در دانشگاه بوده است و استدلال احمدی نژاد، با عنوان نمودن اینکه "تمام روزنامه ها بر علیه من است" همزمان با به تصویر کشیدن صدای اعتراض دانشگاه به دولت، در بهترین حالت یک تیزر تبلیغاتی می توانست باشد که با گسترده شدن صدای اعتراضات دانشجویان و عدم توانایی وی در کنترل فضا به شکست انجامید .
۴-          دکتر رهایی، رئیس بی کفایت دانشگاه همسو با همفکران خود، که پیش از برگزاری این جلسه سرمست از قدرت کاذب خود در پلی تکنیک بوده اند، برای دامن زدن به توهمات قدرت دولت حامی خود و به رخ کشانیدن غرور خود در پلی تکنیک، قصد برگزاری این شوی تبلیغاتی را برای انتخابات ۲۴ آذر داشتند، اما طمع در منافع حاصل از این رژه اقتدار در پلی تکنیک موجب شده بود که منفعت طلبان در محاسبات خود دانشجویان را به عنوان بزرگترین رکن دانشگاه فراموش نمایند و اینچنین بود که در ابتدای روز دوشنبه به ناگاه با خیل جمعیتی روبرو شدند که برای دفاع از پلی تکنیک، این دژ تسخیرناپذیر آزادیخواهها طنین صدای اعتراض آنان به بیش از هر زمان دیگر رسیده بود .
۵-          مادامیکه رئیس دولت، شان و جایگاه خود را در برقراری نوع ارتباط با جامعه دانشگاهی حفظ ننماید و اظهار نظرات وی، بدور از عرف دانشگاه و در تضاد با فضای منتقدانه حاکم بر دانشگاه و کارکردهای آن و بی ارتباط با   مسائل و مشکلات جاری مربوط به حوزه های آموزشی، پژوهشی، صنفی و رفاهی دانشگاهیان باشد، انتظار رعایت جایگاه ریاست دولت از سوی دانشگاه ، انتظاری گستاخانه است. دولتی که عوامفریبی را در دانشگاه جایگزین منطق پذیری خود نموده است، نمی تواند از دانشگاه به عنوان رکن آزاد تحقیق و توسعه کشور، انتظار برقراری ارتباطی از جنس خواسته های دولت را داشته باشد .
۶-          اعتراض جامعه دانشگاهی پلی تکنیک تهران به دولت، نه تنها مختص دانشجویان دانشگاه نمی باشد، بلکه در جلسه اساتید دانشگاه با احمدی نژاد نیز با انتخاب گزینشی اساتید از سوی مدیریت دانشگاه، اجازه حضور و اظهار نظر به اساتید غیرهمفکر و حتی مستقل نیز داده نشده است. در این جلسه که بخش اعظم حاضران آنرا، کادر مدیریتی دانشگاه تشکیل داده بودند، شواهد عینی حکایت از اعتراض اساتید در این جلسه و متشنج شدن فضای آن جلسه نیز دارد. انتظامات دانشگاه که این روزها به عنوان ابزار دست مدیریت در اعمال زور به جامعه دانشگاهی مبدل شده است، با ممانعت از ورود یکی از اساتید به سالن موجبات متشنج شدن جلسه را فراهم می آورد، یکی دیگر از اساتید که اجازه اظهار نظرات خود را پیدا نکرده است، با اعتراض به گزینشی بودن سخنرانان در نهایت اجازه صحبت می یابد. همچنین به دستور ریاست دانشگاه، با قطع سیستم صوتی به استادی دیگر، حتی اجازه بیان نظراتش نیز داده نمی شود. این موارد مستند است و تنها به خاطر رعایت مصالح اساتید محترم دانشگاه از ذکر مشخصات آنان خودداری شده است .
۷-          از آنجا که مدیریت دانشگاه از یکسو، حضور احمدی نژاد در دانشگاه صنعتی امیرکبیر را با دعوت صمیمانه دانشگاهیان عنوان نموده است و از دیگر سو، این روزها ریاست انتصابی دانشگاه و تشکلهای همسو با وی، همچون بسیج، مدعی اکثریت دانشگاه و داعیه سخن گویی از جانب آنان را دارند، از مدیریت دانشگاه خواستار برگزاری یک همه پرسی در رابطه با حضور احمدی نژاد در پلی تکنیک تهران می باشیم. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر، پیش از مشخص شدن نتیجه این همه پرسی اعلام می دارد در صورتیکه اکثریت جامعه دانشگاهی پلی تکنیک، موافق حضور احمدی نژاد در دانشگاه بودند، به نمایندگی از دانشجویان معترض رسما از احمدی نژاد عذرخواهی می نماید و در غیر اینصورت این احمدی نژاد، ریاست انتصابی دانشگاه و تشکلهای همسو با وی هستند که باید رسما بخاطر تحمیل خود و نظراتشان به دانشگاه از جامعه دانشگاهی عذرخواهی نموده و دانشگاه را به صاحبان حقیقی خود بازگردانند. این عمل بیش از هر راه و روشی پایگاه همفکران دولت، مدیران انتصابی دانشگاهها و تشکلهای وابسته به آنها را در دانشگاهها مشخص می کند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. ناگفتنی است که عدم برگزاری این همه پرسی بار دیگر به صراحت از عدم پایبندی مدیریت دانشگاه به آرا و نظرات جامعه دانشگاهی حکایت دارد .
 
در پایان به آنان که این روزها در دانشگاه در برابر فشارهای نهادهای امنیتی، اقدام به قلع و قمع فعالان دانشجویی پلی تکنیک و حاکم کردن فضای امنیتی بر دانشگاه نموده اند، اعلام می کنیم آنچه را در فضای دانشجویی پلی تکنیک برای اربابانتان رقم خورد به دیده عبرت بنگرید و ضمن متوقف کردن تلاشهای بیوده برای به سکوت کشاندن دانشجویان با کنار رفتن از مسندی که هیچ شایستگی برای تکیه زدن بر آن ندارید بیش از این نامتان را در تاریخ این دانشگاه، ملازم نفرت دانشجویان و اساتید نگردانید .
 
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر(پلی تکنیک تهران )

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 آذر1385ساعت 6:34 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 

 

خبرگزاری رويترز، ساعاتی مانده به پايان زمان رای گيری در انتخابات شوراهای شهر و روستا در ايران، در گزارشی از تهران نوشته است که تا اين لحظه، فهرست نامزدهای هوادار محمود احمدی نژاد در شهر تهران، برای ورود به شورا بخت بيشتری دارند.

خبرنگار اين خبرگزاری در تهران معتقد است که در جمهوری اسلامی ايران، هيچ يک از نظرسنجی هايی که نتايج انتخابات را پيش بينی می کنند «قابل اعتماد» نيستند، اما نوشته است که بسياری از رای دهندگان تهرانی، معتقدند فهرست هواداران محمود احمدی نژاد، فهرست پيروز انتخابات شوراها در پايتخت خواهد بود.

به نوشته اين خبرگزاری، نتايج انتخابات شوراهای شهر و روستا نشان خواهد داد که آيا محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران، در ميان مردم محبوبيت دارد يا نه؛ چرا که جمعی از نزديکان و هواداران وی در اين انتخابات نامزد شده اند و هرگز وابستگی خود به رييس جمهوری را انکار نکرده اند.

در اين گزارش به نقل از جوانی به نام علی دمابی، که ۱۸ ساله و از ساکنين جنوب شهر توصيف شده، آمده است: «او (احمدی نژاد) به حرف های جوانان گوش می کند، از حق هسته ای دفاع می کند و خود شخصا به شهرهای ديگر سفر می کند تا مشکلات مردم را مستقيما حل کند.»

خبرگزاری رويترز نوشته است که رقابت اصلی در پايتخت، ميان دو ائتلاف «رايحه خوش خدمت» (هواداران آقای احمدی نژاد) و ائتلاف هواداران محمد باقر قاليباف، شهردار تهران در جريان است.

هر دو گروه مورد اشاره در اين گزارش، فهرست های وابسته به محافظه کاران هستند، با اين حال رايحه، ۲۹ ساله از ساکنين «ثروتمند» شمال شهر تهران به اين خبرگزاری گفته است: «هر چند که شايد بسياری از مردم برای رای گيری نيايند، اما من آمده ام رای بدهم تا محافظه کاران کنترل شورای شهر را به دست نگيرند.»

انتخابات شوراهای شهر و روستا از اين نظر مورد توجه برخی رسانه های بين المللی قرار گرفته که برخی، آغاز دورخيز محمود احمدی نژاد برای به دست گرفتن قدرت قوه مجريه در ايران را، دومين دوره انتخابات شوراها می دانند.

برخی صاحب نظران اين انتخاب را آغاز اوج گيری آقای احمدی نژاد در ساختار سياسی جمهوری اسلامی می دانند. 
+ نوشته شده در  جمعه 24 آذر1385ساعت 6:41 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 

 

در آستانه برگزاری انتخابات شوراها و مجلس خبرگان در زاهدان، انفجار بمبی صوتی در خودرويی رو به روی استانداری سيستان و بلوچستان، به کشته شدن يک نفر انجاميد.
 
به گزارش خبرگزاری ايسنا، مصطفی پورمحمدی، وزير کشور ضمن تاييد انفجار بمب در برابر استانداری، گفت که در شهر زاهدان، انفجاری ديگر نيز رخ داده است. اما اين مقام جمهوری اسلامی مدعی شد که رابطه ای ميان بمب گذاری ها و انتخابات وجود ندارد. وی علت انفجار دوم را «يک کپسول گاز» دانست و ابراز اطمينان کرد که انفجارهای اخير در زاهدان، تاثيری بر حضور مردم در انتخابات نخواهد داشت.
 آقای پورمحمدی، عاملان بمب گذاری را «اشرار» خواند و تاييد کرد که آنها مدتها است که «تهديداتی» داشته اند و گفت: «اگر مردم می خواستند واکنش نشان دهند، زودتر از اينها اين کار را کرده بودند.»

همچنين پيمان فروزش، نماينده زاهدان در مجلس نيز در مصاحبه با خبرگزاری ايسنا، انفجار دو بمب در سطح شهر زاهدان را تاييد کرد و گفت که قربانی حادثه انفجار بمب در برابر استانداری، «يک جوان مسافرکش» بوده است. آقای فروزش گفت که انفجار دوم، مربوط به بمبی صوتی بوده که در سطل مخصوص زباله، رو به روی دانشگاه زاهدان کار گذاشته شده بود. به گفته آقای فروزش، هم اکنون نيروهای امنيتی در سراسر شهر زاهدان در حال آماده باش کامل به سر می برند.

در شهر زاهدان دو ائتلاف اصلی برای ورود به شورای شهر اعلام موجوديت کرده اند که تنها در فهرست يکی از دو ائتلاف نام نامزدهای سنی مذهب دیده می شود. محافظه کاران جمهوری اسلامی، از ائتلافی در زاهدان حمايت کرده اند که در فهرست آن نام هيچ يک از نامزدهای سنی مذهب وجود ندارد.

سهميه استان سيستان و بلوچستان در مجلس خبرگان، دو کرسی است و تنها دو نامزد توانسته اند در اين استان از صافی شورای نگهبان بگذرند. شورای نگهبان صلاحیت اکثريت نامزدهای ورود به مجلس خبرگان از استان سيستان و بلوچستان را رد کرده و رای دهندگان برای انتخاب دو نماينده خود، تنها با نام دو نامزد بر روی برگه های رای خود مواجه هستند.به اين ترتيب، در اين استان برای ورود به مجلس خبرگان، مطلقا رقابتی وجود ندارد.
+ نوشته شده در  جمعه 24 آذر1385ساعت 6:35 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 

خبرنامه امیرکبیر: مدیریت دانشگاه امیرکبیر از جمعی از دانشجویان این دانشگاه دعوت کرد تا روز پنج شنبه به دیدار محمود احمدی نژاد رفته و از نزدیک و در فضایی آرام مسائل و مشکلات خود را با وی در میان بگذارند. گفتنی است جمع کثیری از دانشجویان مدعو را مانند همیشه دانشجویان بسیجی تشکیل می دهند. از سوی دیگر جمعی از دانشجویان پلی تکنیک نامه ای خطاب به احمدی نژاد نوشته و پیرامون دیدار وی از دانشگاه امیرکبیر توضیحاتی داده اند. به خاطر انتشار این نامه، دانشجویان غیربسیجی که از سوی مدیریت دانشگاه برای دیدار با احمدی نژاد در روز پنج شنبه (امروز) دعوت شده بود، با انتشار نامه دیگری از این دیدار اعلام انصراف کرده اند. متن این دو نامه به شرح زیر است:
 
بسمه تعالی
جناب آقای محمود احمدی‌نژاد
با سلام
با توجه به نامه‌ای که توسط دانشجویان پلی‌تکنیک در پی وقایع اخیر خطاب به شما به نگارش درآمده است و در آن مواضع دانشجویان پلی‌تکنیک نسبت به اتفاقات اخیر اتخاذ گردیده است، لذا حق شرکت در برنامه‌ی دیدار با جناب‌عالی به واسطه احترام به رای دانشجویان از اینجانبان سلب می‌گردد. برای اطلاع شما از نامه مذکور و همچنین تسریع در رساندن پیغام دانشجویان، این نامه پیوست می‌شود و به اطلاع دانشجویان نیز رسانیده می شود تا هم از اقدام ما مطلع گردند و هم مراجعه‌ی عده‌ای دیگر لازم نباشد.
با تشکر
نگار زمانفر – مجید ساده‌دل – مهدی سعیدی‌پور – علی صابری – راحیل عادلی – مهیار عبدالصمدی – مصطفی غفوری – مازیار کریمی – مجتبی کلانتری
 
  متن نامه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به شرح زیر است:
  بسمه تعالی
جناب آقای محمود احمدی‌نژاد
با سلام
حضور شما در پلی‌تکنیک روزی خاطره‌انگیز برای جامعه پلی‌تکنیک بود. روزی که دانشگاه زنده بودن خود را با تمام وجود فریاد زد. جناب آقای دکتر این فریاد، فریاد نسل فرهیخته‌ی این جامعه بود شاید نپسندید، شاید به زعم شما قربان صدقه رفتن‌های مردمی که گناهی جز ناآگاهی ندارند، شیرین‌تر باشد ولی از سر دلسوزی لازم است مطالبی را به اطلاع برسانیم تا شاید در ادامه فعالیت‌های خود، دقیق تر اوضاع را بنگرید و عمل کنید.
 
۱ – لازم است بدانید که هر کس جایگاهی دارد و برای حفظ آن باید در حد جایگاه خود رفتار کند. خاتمی با بیست میلیون رای برای حفظ شأن خود در پلی‌تکنیک پرسش‌گر حاضر نشد، چه برسد به شما با حدود ۵ میلیون رای. (آرای ٣ تیر به شخصی ناشناس در برابر گذشته هاشمی داده شد) باید درک می‌کردید که آمدن به پلی‌تکنیک با سفرهای استانی فرق دارد، باید می‌فهمیدید حتی با فشار و حمایت دانشجویان امام صادق و امام حسین هم نمی‌توانید راحت از این لانه زنبور خارج شوید. اگر مشاوران شما کمی درایت داشتند و اگر فکر نمی‌کردند با حاکم کردن فضای امنیتی و تهدید و تعلیق می‌توانند دانشگاه را ساکت کنند، این رسوایی پیش نیامده بود.
 
۲ – ترکیب سخنرانان به گونه‌ای بود که همگی یا موافق دولت و سیاست‌های آن بودند و یا از تشکل‌های کانون‌های فرهنگی - هنری و شوراهای صنفی بودند. نمایندگان کانون‌ها که می‌بایست از مشکلات کانون‌ها می‌گفتند و دبیر شورای صنفی هم مجبور بود که از مسائل صنفی سخن بگوید و عملاً نماینده‌ای از تشکل‌های مخالف سیاست‌های دولت نهم وجود نداشت. چرا که اساساً تشکلی وجود نداشت و انجمن اسلامی دانشجویان که تنها نهادی بود که منتقد دولت و سیاست‌هایش به حساب می‌آمد، توسط دانشگاه قلع و قمع شده است. حال همان سوالات فرهنگی و صنفی هم که پرسیده شد از سوی شما بی جواب ماند و پاسخی که در خور شأن دانشجویان پلی‌تکنیک باشد از شما شنیده نشد و جواب‌ها همگی موضوعات مضحکی بود که به درد سفرهای استانی شما به روستاهای دورافتاده می‌خورد.
 
٣ – "افتخار این دولت این است که بازترین فضای سیاسی را در طول تاریخ کشور ایجاد کرده"، "با آزادی در این مملکت راه می‌روند و باز می‌گویند آزادی نیست و خفقان است." جناب دکتر شاید تنها موردی که هنوز سلب نشده باشد، همین راه رفتن مردم است. اگر فکر کرده‌اید که خفقان یعنی اینکه حق راه رفتن و نفس کشیدن هم از مردم گرفته شود، اگر معنی آزادی و خفقان در دید شما این است، بگوئید. از نظر ما کتک خوردن دانشجو مقابل چشم رئیس‌جمهور، تعطیلی تشکل‌های منتقد، تعلیق‌ها، توبیخ‌ها، نزدیک به ۲۰ مورد حکم اولیه تعلیق، ٣ حکم تعلیق تائید شده، ٣ دانشجوی ممنوع الورود به دانشگاه، اخراج یک دانشجوی دکترا (متین مشکین) آن هم دانشجویی که شاید از خود شما فعالیت علمی و مقالات ISI بیشتری داشته باشد، عدم ثبت‌نام یاشار قاجار و روزبه ریاضی در مقطع کارشناسی ارشد، بسته شدن بیش از ۵۰ فایل آموزشی در ابتدای سال تحصیلی، فقط در یک دانشگاه و به جرم انتقاد مصداق خفقان است. فشار وارد شده به نشریات که علاوه بر توقیف‌های نشریات منتقد دولت، با تهدید مکرر، ایجاد مانع در مسائل مالی، ممنوعیت در توزیع آزاد و در آخرین اقدام محدودیت در تکثیر با تهدید چاپخانه‌ها و مراکز کپی بر نشریات مستقل وارد شده است، هیچ نشان از آزادی ندارد. البته شاید مصداق سخن شما کیوان انصاری و شاید هم اکبر محمدی باشد.
 
۴   - "شنیدم که عده‌ای از دانشجویان می‌گویند، عده‌ای از دانشجویان سه ستاره شده‌اند، آن‌ها با این ستاره‌ها ستوان یک شده‌اند" جناب رئیس‌جمهور نمی‌خواهد نظامی بودن خود را به رخ ما بکشید. می‌دانیم درجه‌ها را حفظید. ما به ستوان شدن که هیچ به ژنرال شدنش هم افتخار نمی‌کنیم، این درجه‌ها را به نوچه‌های شبه نظامی خود در بسیج بدهید، ما نیازی به ستاره‌های شما نداریم. بدهید به آن‌ها که برای ستوانی سر و دست می‌شکنند و برای ترفیع خبرچین اطلاعات شده‌اند. از شخصی در جایگاه رئیس‌جمهور بعید است این چنین بی منطق و هزل گونه یکی از مهمترین دغدغه‌های دانشجویان را به باد تمسخر بگیرد.
 
۵ - جناب آقای احمدی‌نژاد معترضین در سالن با وجود اینکه بیش از نیمی از سالن از صبح توسط غیر پلی‌تکنیکی‌‌ها پر شده بود، اقلیت نبودند. اگر نسبت به دانشجویان مهمان! از امام صادق و امام حسین هم که در جلوی سالن بودند مقایسه کنید، باز هم در اقلیت نبودند. مگر اینکه شما هم سالن را از دید دوربین صدا و سیما دیده باشید. جناب دکتر دانشجونما آن نان به نرخ روزخورهایی هستند که برای مجلس گرمی ساعت ۶ صبح از امام حسین، اتوبوس اتوبوس به این طرف و آن طرف می روند تا در ملاقات‌ها و سفرهای استانی حنجره پاره کنند و به خاطرات شما گوش دهند. اگر تهمت زده‌اید که به خدا واگذارتان می‌کنیم ولی اگر مدرکی بر عامل بیگانه بودن دانشجویان دارید، آن کتک‌هایی که زدید کم بود. مدرکتان را رو کنید ما خودمان چوبه‌دارش را می‌آوریم!
 
۶ – گفته‌اید اساتید هیچ گاه بازنشسته نمی‌شوند. فقط یک خفاش حرفه‌ای می‌تواند در روزِ روشن خورشید را انکارکند، جناب آقای دکتر چگونه تکذیب می‌کنید. برای پیرزن‌های روستاهای دورافتاده که صحبت نمی‌کنید. دانشجویان دیده‌اند! چگونه شعور دانشجو را آن‌قدر پایین تصور کرده‌اید. کاش شهامت تائید کارهای خود را داشتید و رو به کل گویی و هزل نمی‌آوردید.
 
۷ – دانشجو با توجه به مولفه‌های ذاتیش در مقابل فشار عکس العمل سریع نشان می دهد و نمی‌شود تمام آرمان‌های او را زیر پا له کنید. نمی‌شود روز قبل از حضورتان نیروهای انتظامی به دانشجویان حمله کنند و با باتوم به مهرورزی با دانشجو بپردازند. نمی‌شود دانشجو را تهدید کنید، در همان جلسه ضرب و شتمش کنید، بزنید، ببرید و آینده‌اش را نابود کنید و دانشجو برایتان سوت و کف بزند. جناب دکتر اگر عکس شما آتش گرفت، عاملش طرفداران شما بود که با وجود این‌ها از هر دشمنی بی‌نیازید. وقتی دانشجو را منافق می خوانند، وقتی انجمنش را تخریب می‌کنند، شوراهایش را محدود می‌کنند، نشریاتش را توقیف می‌کنند، دانشجو نمی‌تواند ساکت بنشیند و فریاد نکشد. دانشجو مدیون هیچ جریانی نیست که مثل برخی‌ها تحت هر شرایطی سنگ شما را به سینه بزند؟ البته شاید از شما که به جای بحث و تبادل نظر، دانشجو را به فریاد کشیدن دعوت و توصیه می‌کنید نباید جز این انتظار داشت.
 
با توجه به تمامی موارد بالا برای سرپوش گذاشتن بر فضاحت برنامه دوشنبه جمعی به حضور شما دعوت شده‌اند تا با شما صحبت کنند و یک شوی تبلیغاتی و سیاسی برای شما بازی کنند. تا نقصان برنامه دوشنبه که تبلیغی برای انتخابات ۲۴ آذر بود، جبران گردد.

اما بدانید صدای برآمده از پلی‌تکنیک صدای دانشگاه‌ها و صدای واقعی ملت ایران بود. صدای فرد نبود که با تهدید و تطمیع آن را از بین ببرید. دانشجویان مستقل از حاکمیت این دعوت را نمی پذیرند و اگر حرفی دارید و اگر می‌خواهید حرفی بشنوید دوباره به پلی‌تکنیک بیایید. البته این بار به دعوت دانشجویان پلی‌تکنیک بیایید و مهمان دانشجویان پلی‌تکنیک باشید نه اینکه مهمان ناخوانده مدیریت انتصابی و تشکل‌هایی که مجموع طرفداران آن‌ها ۵ درصد دانشجویان پلی‌تکنیک را شامل نمی‌شود، شوید. این بار به جای اینکه در جمع امام صادقی‌ها و امام حسینی‌ها صحبت کنید در جمع پلی‌تکنیکی‌ها به بیان سخن بپردازید و آیا بدون سوت و کف آن‌ها که مدعی‌اند ۲۰ میلیون نفرند می‌توانید دانشجو را به بازی بگیرید؟
 
با تشکر
دانشجویان واقعی پلی‌تکنیک

+ نوشته شده در  جمعه 24 آذر1385ساعت 5:43 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 
     درود بر دانشجویان شجاع و آزاده دانشگاه امیر کبیر

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، چهار روز بعد از برگزاری مراسم روز ۱۶ آذر توسط  دانشجویان، در دانشگاه امیر کبیر حضور یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت اما سخنان وی با اعتراض های شدید دانشجویان نسبت به عملکرد دولت جدید بارها قطع شد.

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، چهار روز بعد از برگزاری مراسم روز ۱۶ آذر توسط  دانشجویان، در دانشگاه امیر کبیر حضور یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت اما سخنان وی با اعتراض های شدید دانشجویان نسبت به عملکرد دولت جدید بارها قطع شد.

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، چهار روز بعد از برگزاری مراسم روز ۱۶ آذر توسط  دانشجویان، در دانشگاه امیر کبیر حضور یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت اما سخنان وی با اعتراض های شدید دانشجویان نسبت به عملکرد دولت جدید بارها قطع شد.

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، چهار روز بعد از برگزاری مراسم روز ۱۶ آذر توسط  دانشجویان، در دانشگاه امیر کبیر حضور یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت اما سخنان وی با اعتراض های شدید دانشجویان نسبت به عملکرد دولت جدید بارها قطع شد.

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، چهار روز بعد از برگزاری مراسم روز ۱۶ آذر توسط  دانشجویان، در دانشگاه امیر کبیر حضور یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت اما سخنان وی با اعتراض های شدید دانشجویان نسبت به عملکرد دولت جدید بارها قطع شد.

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، چهار روز بعد از برگزاری مراسم روز ۱۶ آذر توسط  دانشجویان، در دانشگاه امیر کبیر حضور یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت اما سخنان وی با اعتراض های شدید دانشجویان نسبت به عملکرد دولت جدید بارها قطع شد.

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، چهار روز بعد از برگزاری مراسم روز ۱۶ آذر توسط  دانشجویان، در دانشگاه امیر کبیر حضور یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت اما سخنان وی با اعتراض های شدید دانشجویان نسبت به عملکرد دولت جدید بارها قطع شد.

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، چهار روز بعد از برگزاری مراسم روز ۱۶ آذر توسط  دانشجویان، در دانشگاه امیر کبیر حضور یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت اما سخنان وی با اعتراض های شدید دانشجویان نسبت به عملکرد دولت جدید بارها قطع شد.

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، چهار روز بعد از برگزاری مراسم روز ۱۶ آذر توسط  دانشجویان، در دانشگاه امیر کبیر حضور یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت اما سخنان وی با اعتراض های شدید دانشجویان نسبت به عملکرد دولت جدید بارها قطع شد.

دانشجویان پلی تکنیک صبح دوشنبه با حضور در محل سخنرانی محمود احمدی نژاد در این دانشگاه، او را «هو» کردند و با فریاد «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر استبداد» چندین بار سخنرانی وی را قطع کردند. احمدی نژاد در پاسخ به دانشجویان گفت: افتخار دانشگاه در این بوده که همیشه دیکتاتور را در هر لباسی شناخته و سرکوب کرده است. امروز بدترین نوع دیکتاتوری در دنیا دیکتاتوری آمریکایی است که در لباس حقوق بشر جلوه کرده است! او دانشجویان معترض را به آمریکآیی بودن متهم کرد و گفت که از بیگانه پول می گیرند!

خبرنامه امیرکبیر: محمود احمدی نژاد که علی رغم مخالفت دانشجویان پلی تکنیک در این دانشگاه حضور یافته بود با عکس العمل شدید دانشجویان مواجه شد.
به گزارش خبرنگار خبرنامه امیرکبیر، محمود احمدی نژاد درمیان تدابیر شدید امنیتی و با حضور پرتعداد بسیج مناطق تهران و دانشجویان دانشگاه امام حسین و امام صادق در دانشگاه امیرکبیر حاضر شده بود با شعار های دانشجویان عصبانی مواجه شد. دانشجویان پلی تکنیک در حالی که عکس وی را به صورت وارونه در دست گرفته و عکس دانشجویان اخراجی و سه ستاره و دکتر کیوان انصاری را در دست داشتند، شعار می دادند "محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد"، "مرگ بر دیکتاتور"، "نظامی حیا کن دانشگاه را رها کن"، "دروغگو برو بیرون" و....
گزارش ها حاکی از درگیری شدید فیزیکی بین فعالان انجمن اسلامی پلی تکنیک و دانشجویان بسیجی این دانشگاه در سالن بود. جو سالن محل سخنرانی به شدت متشنج گزارش شد به گونه ای که با شروع سخنرانی رییس جمهور دانشجویان با سر دادن شعارهای فوق الذکر نسبت به حضور وی در دانشگاه اعتراض کردند. دانشجویان همچنین شعارهای تندی را بر علیه بسیج سر دادند.
همچنین بسیجیانی که برای کنترل برنامه از مناطق بسیج شهری تهران در دانشگاه حاضر شده اند، در حضور رییس جمهور مهر ورز اقدام به ضرب و شتم دانشجویان دانشگاه کردند به طوریکه تا به حال ۲ نفر به بیمارستان منتقل شده اند. لازم به ذکر است دکتر متین مشکین از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان امیرکبیر که شدیدا مورد ضرب و شتم شبه نظامیان قرار گرفته بود اکنون در سلامت به سر می برد.
گفتنی است برنامه با نوحه خوانی و سینه زنی بسیجیانی که عکس سید حسن نصرا... را در دست داشتند رو به اغتشاش رفت که با پرتاب بمب صدازا از سوی تیم حفاظت کمی فضا آرام شد. این مسئله در حالی است که خبرگزاری ایسنا در این خصوص گفت: در بین سخنان رییس جمهور ترقه‌ای با شدت بسیار زیاد در سالن منفجر شد که احمدی‌نژاد در واکنش به انفجار این ترقه نیز گفت: توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد. دانشجویان آزاده راه خود را پیدا کرده و تحت تاثیر فشارهای عده‌ای دانشجونما قرار نمی‌گیرند. دانشجوی ما بیدار است و از بیگانه بیزار است.
احمدی نژاد این سخنان را در حالی عنوان می کرد که دانشجویان شعار می دادند: توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد. احمدی نژاد به علت جو به شدت متشنج سالن و همچنین درگیریهای شدید فیزیکی میان دانشجویان و بسیجیان سخنرانی خود را چندین مرتبه قطع کرد.
احمدی نژاد که با شعارهای مکرر دانشجویان مواجه شده بود، گفت: در تمام فعالیت جنبش دانشجویی ما این شعار را دانشجویان سر می دادند که دانشجو می‌میرد و ذلت نمی‌پذیرد و دانشجویان این مملکت همواره ضد دیکتاتور بوده‌اند و خواهند بود. افتخار دانشگاه در این بوده که همیشه دیکتاتور را در هر لباسی شناخته و سرکوب کرده است. امروز بدترین نوع دیکتاتوری در دنیا دیکتاتوری آمریکایی است که در لباس حقوق بشر جلوه کرده است.
اما سخنان احمدی نژاد که حاکی از فرافکنی وی در خصوص اعتراض دانشجویان بود با اعتراض دوباره دانشجویان امیرکبیر مواجه شد. در این هنگام احمدی‌نژاد خطاب به دانشجویانی که شعار سر می‌دادند گفت: شما حرفهای خود را زدید اجازه دهید که من نیز حرفهای خود را بزنم.
علیرغم این سخنان سالن آمفی تئاتر دانشگاه همچنان متشنج بود و احمدی نژاد ترجیح داد بدون توجه به جو سالن به سخنان خود ادامه دهد. اما وقتی اعتراض دانشجویان برای چندمین بار سبب شد سخنان او قطع شود، گفت: عده قلیلی که مدعی خفقان هستند خودشان با ایجاد خفقان نمی گذارند اکثریت، حرف ها را بشنوند.
احمدی‌نژاد گفت: عده‌ای گفتند که خفقان به وجود آمده است ولی شما می‌بینید که در این محیط همه توانستند صحبت‌های خود را بیان کنند. افتخار این دولت این است که بازترین شرایط سیاسی را در طول تاریخ این کشور ایجاد کرده است و درحال حاضر در این مملکت افراد، رسانه‌ها و مطبوعات حرف‌های خود را می‌زنند. هر چه می‌خواهند می‌گویند، با آزادی در این مملکت راه می‌روند و بعد هم می‌گویند آزادی نیست و خفقان است!
احمدی‌نژاد در ادامه با حمله مکرر به تفکرات مارکسیستی و لیبرالیستی به بیان خاطره‌ای از دوران مبارزات دانشجویان در اوایل انقلاب پرداخت که این مسئله باعث شد بار دیگر دانشجویان امیرکبیر با دادن شعار «حکومت زور نمی خوایم، دولت مزدور نمی خوایم»، «آزادی، آزادی حق مسلم ماست» و «محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد» به سخنان رئیس جمهور اعتراض کردند. احمدی‌نژاد خطاب به آنها گفت: ما دیکتاتوری شاه سابق را چشیده‌ایم و به همین خاطر انقلاب کرده‌ایم و تا آخر و حتی هزار سال اجازه نمی‌دهیم که عده‌ای ولو به نام آزادی در این کشور دیکتاتوری برپا کنند.
در حالی که اعضای انجمن اسلامی که تلاش می کردند خود را به میکروفون روی سن رسانده و سخنان خود را در این جلسه مطرح کنند مورد ضرب و شتم شدید نیروهای گارد ریاست جمهوری قرار گرفتند. این مسئله و همچنین حضور یکی از دانشجویانی که خود را عضو انجمن اسلامی معرفی می کرد موجب اعتراض شدید دانشجویان شد. احمدی نژاد در پاسخ به اعتراض دانشجویان گفت: عده‌ای از دوستان ما آمدند و در اینجا دیدگاه های خود را مطرح کردند، حرفهای خود را زدند و من تردید ندارم که اگر این فرصت وجود داشت تک تک شما حرفهای زیادی برای گفتن دارید. هر گروهی که به نام جنبش دانشجویی حرکتی را آغاز کرده و از مسیر آرمانخواهی دور شده‌اند بدنه‌ی حقیقی دانشگاه آنها را کنار گذاشته است.
احمدی نژاد این سخنان را در حالی عنوان می کند که شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان امیرکبیر خردادماه امسال با رای ۲٨۰۰ نفر از دانشجویان انتخاب شدند اما ساختمان انجمن اسلامی از سوی رئیس دانشگاه، دکتر رهایی، در نیمه های شب و با پشتیبانی نیروهای امنیتی با بولدوزر تخریب شد و مجوز انجمن اسلامی به عده قلیلی از بسیجیان دانشگاه اعطا شد. در همین راستا روز گذشته دانشجویان پلی تکنیک به دعوت انجمن اسلامی منتخب دانشجویان در تجمعی ۱۰۰۰ نفری به عملکرد دولت احمدی نژاد شدیدا انتقاد کردند.
در حالی که از زمان روی کار آمدن دولت احمدی نژاد، بسیاری از اساتید دگراندیش دانشگاه توسط روسای انتصابی دانشگاه ها بازنشسته شده اند، رییس جمهور در این خصوص گفت: در مورد بازنشسته شدن اساتید نیز دو تن از دانشجویان مطالبی را مطرح کرده‌اند ولی اگر شما می‌خواهید نظر احمدی‌نژاد را بشنوید باید بگویم استاد دانشگاه هیچگاه بازنشسته نخواهد شد.
احمدی نژاد در ادامه افزود: یکی از نمایندگان تشکل‌های دانشجویی در اینجا گفت که شما قصد دارید دستاوردهای دولت‌های قبل را زیر سوال ببرید، ولی من در اینجا به شما می‌گویم افتخار این دولت در این است که ما تاکنون هیچ قدمی برای زیر سوال بردن خدمات دیگران برنداشته‌ایم.
این گزارش حاکی است سئوال دانشجویان در مورد اقدامات ضعیف و نقض حق تحصیل و آزادی بیان در دانشگاه از سوی احمدی نژاد بی پاسخ ماند و وی ترجیح داد به جای پاسخگویی به سوالات دانشجویان به نفی هولوکاست و دفاع از فعالیت های هسته ای و سیاست های اقتصادی دولتش بپردازد. احمدی نژاد در این خصوص گفت: من می‌خواهم به شما دانشجویان بگویم تحریمی که آنها مطرح می‌کنند مثل یک داستان است که از دور طرف فکر می‌کرد ماست است به جلو آمد متوجه شد دوغ است و وقتی که روبرو شد فهمید آب است.
احمدی نژاد در ادامه گفت:ما تا می خواهیم با فساد اقتصادی مبارزه کنیم، روزنامه های آمریکا علیه ما شانتاژ می کنند. یکی از اقتصاددانان گفته که دویست میلیارد دلار سرمایه از زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد از کشور خارج شده، من گفتم تو یا دلار نمی دانی چیست یا از افتصاد خبر نداری.
همچنین احمدی نژاد در خصوص دانشجویان سه ستاره با لحن تمسخرآمیزی گفت: دستور می دهم به دانشجویان سه ستاره درجه ستوانی بدهند! که این مسئله با اعتراض شدید دانشجویان امیرکبیر مواجه شد و دانشجویان رئیس جمهور را هو کردند. این مسئله با اعتراض شدید احمدی نژاد مواجه شد و وی دانشجویان معترض را عامل آمریکا خواند و آنها را به گرفتن پول از بیگانگان متهم کرده اما خاطر نشان کرد همه آنها را دوست دارد و با آنها مهرورزی خواهد کرد. رییس جمهور همچنین دانشجویان را به بی حیا بودن متهم کرد. احمدی‌نژاد گفت: شما به من توهین می کنید اما من جواب شما را با آرامش خواهم داد! در ادامه احمدی نژاد تهدید کرد که دانشجونماها را به صلابه می کشیم.
در این هنگام عده‌ای از دانشجویان وسط سالن عکس احمدی‌نژاد را سوزاندند
که احمدی‌نژاد نیز گفت: همه باید بدانند که احمدی‌نژاد در راه دفاع از آزادی حقیقی، استقلال و عدالت حاضر است تن و جانش به مانند شهادت رجایی بسوزد.
در ادامه مراسم مهدی سعیدی‌پور، عضو انجمن اسلامی امیرکبیر، گفت: این دیدار در حالی صورت می‌گیرد که بسیاری از دانشجویان در این دانشگاه ممنوع‌الورود و ستاره‌دار شده‌اند و بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ‌٨٤ فضای بسته فرهنگی حاکم شده است.
سعیدی‌پور، افزود: من از پلی تکنیکی صحبت می‌کنم که فضای دانشجویی آن به سمتی می‌رود که یا دانشجویان فعالیت کنند و ستاره‌دار شوند و یا بدون پشتوانه فرهنگی و صرفا برای شکستن فضا فعالیت کنند. این دانشجویان منتظرند که بفهمند که معنای مهر‌ورزی چیست؟ چراکه ما فقط می‌خواهیم گفت‌وگو کنیم.
مازیار کریمی، دبیر شورای صنفی دانشگاه نیز مشکلات دانشجویان را ناشی از «مدیریت بی‌کفایت دانشگاه» دانست و گفت: وظیفه اصلی شورای صنفی احقاق حقوق دانشجویان است. در این میان دانشجویان شعار دادند، «رهایی رهایی استعفا استعفا» وی افزود: مطمئنا در هفته‌های آینده کمیته انضباطی دانشگاه روز‌های پرکاری را در پیش خواهد داشت.
موسوی مسوول بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر نیز گفت: عده‌ای که اغتشاش می‌کنند دانشجویانی هستند که خط شان را علی افشاری از آمریکا به آنها می‌دهد. دوستان! دوره توسعه سیاسی تمام شده و اکنون دوران عدالت‌ورزی است. این سخنان دانشجوی بسیجی دانشگاه امیرکبیر با اعتراض شدید دانشجویان مواجه شد. موسوی در واکنش به شعار عده‌ای که خطاب به او می‌گفتند: «بسیجی برو گمشو»، گفت: این شما هستید که باید از دانشگاه بیرون بروید و گم شوید چرا که مملکت را ما می‌سازیم.
همچنین دکتر رهایی، رییس انتصابی دانشگاه امیرکبیر، نیز سخنانش به صورت مکرر به علت اعتراض دانشجویان قطع شد، نتوانست در این مراسم صحبت کند و مجبور به ترک تریبون شد. دانشجویان یک صدا فریاد می زدند: رهایی، رهایی، استعفا استعفا.

در حاشیه:
- قبل از شروع مراسم از در آمفی تئاتر واقع در سلف سرویس تعداد زیادی دختر چادری که با اتوبوس از بیرون دانشگاه آورده شده بودند، وارد سالن کردند.
- در حین سخنرانی و هنگام خروج احمدی نژاد در سالن صدای ترقه به گوش می رسید.
- بعد از مراسم دانشجوهای دانشگاه های دیگر بخصوص دانشگاه امام صادق که برای این مراسم به دانشگاه آورده شده بودند را توسط مینی بوس و اتوبوس با حفاظت گارد ویژه از دانشگاه خارج کردند.
- دانشجویان وزیر علوم را در هنگام خروج هو کردند و وی برای فرار از روبرو شدن با دانشجویانی که برای صحبت با وی تجمع کرده بودند سوار ماشین خود نشد
و مسافتی را پیاده طی کرد .
- ابتدای مراسم با وجود خالی بودن سالن از ورود دانشجویان به سالن ممانعت می شد که دانشجویان با درگیری وارد سالن شدند.
- قبل از ورود دانشجویان به سالن در ساعت هفت و نیم صبح، تقریبا سه چهارم سالن توسط کسانی که از بیرون آورده شده بودند پر شده بود.
- دوربین صدا و سیما که در حال فیلم برداری از تک تک دانشجویان بود توسط تعدادی از دختران دانشجو ضبط و شکسته شد.
- دانشجویان پس از خروج از سالن سرود یار دبستانی را خواندند.
- بسیجی ها با گرفتن پوستر جلوی صورت دانشجویان از دیده شدن آنها توسط احمدی نژاد جلوگیری می کردند.
- دروبین های عکاسی دانشجویان حین ورود به سالن آمفی تئاتر توسط گارد ریاست جمهوری ضبط شد و امکان تهیه عکس و تصویر از مراسم از دانشجویان سلب شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آذر1385ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 



بنا بر مقاله ای به قلم مایکل لدین, سه روز پیش خامنه ای در حالت اورژانس به بیمارستان منتقل شده است. خامنه ای که اخیرا دچار مرض سرطان شده است در طول ده ماه گذشته حدود 9 کیلوگرم از وزنش کم شده است. متخصصین در فصل بهار گدشته تشخیص داده اند که او نوروز آینده را نخواهد دید. خامنه ای ابتدا از سرما و عرق سرد و بعد از دست دادن احساس در پاهای خود بلافاصله به بیمارستان منتقل می شود. در میان حفاظت امیتی شدید و زیر دستور اکید که این خبر باید به هر قیمتی محرمانه باقی بماند, خامنه ای در مجهزترین سوئیت بیمارستان که برای بالاترین مقامات رژیم رزرو شده است بستری شده است. فشار خون و ضربان قلب او بسیار پایین بوده و فیزیسین های او ابتدا تشخیص دادند که او دچار خونریزی داخلی شده است اما با پیدا نکردن هیچ اثری از خونریزی نتیجه گرفتند که او دچار یک پیچیدگی قلبی شده است. خامنه ای هنوز در بیمارستان بستری و تحت مراقبت حداکثر است. این واقعه بسیار جدی است زیرا بعدا خود خامنه ای در خواست مرخصی از بیمارستان را می کند اما دکتر های او موفق می شوند او را منصرف کنند. جزئیات دقیق وخامت حال خامنه ای در دست نیست اما بستری کردن خامنه ای در بیمارستان بجای منزل شخصی او حاکی از جدی بودن وخامت حال او است. منابع این خبر یک روحانی عالیرتبه رژیم و یک ایرانی آگاه ذکر شده اند.

به نقل از مقاله مایکل لدین سیاستمدار مشهور آمریکائی

Supreme Leader


Ayatollah’s health fails as Iran power struggle grows

by Michael Ledeen

Three days ago, Iran’s dictator, Supreme Leader Ayatollah ali Khamenei, was rushed to the vast medical facility traditionally known as “Vanak” hospital (it now has an Arabic name that means “the 12th Imam Hospital”), a 1,200-room facility that saves half of its beds for the leadership.

Khamenei is known to be suffering from cancer, and taking considerable quantities of an opium-based pain killer. He has lost more than 17 pounds in the past ten months, and was told last spring that he was unlikely to see another New Year (In the Iranian calendar, the New Year begins at the end of March).

Khamenei first complained of chills, and then broke out in a cold sweat. He lay down to rest, and began to lose feeling in his feet, at which point his aides got him to the hospital.

Amidst maximum security, and under orders that the event be kept secret at all costs, the theocrat was placed in one of the luxurious suites reserved for the country’s most important figures. Khamenei’s blood pressure and pulse were alarmingly low, and his physicians at first feared some sort of hemorrhage. But they could find no trace of internal bleeding, and concluded that he had had some sort of cardiac crisis.

Khamenei is still undergoing tests and receiving maximum attention. It is clearly a serious problem because he wanted to leave the hospital, only to be talked out of it by the doctors. The precise gravity of his condition is not known, but the argument over the wisdom of moving him to his own home suggests it may be quite serious.

My sources for this information are a very knowledgeable Iranian cleric plus another Iranian who has previously provided strikingly accurate stories from the highest levels of the regime in Tehran, suggesting that a major crisis may be underway in Iran.

The Power Struggle

The Supreme Leader has good reason to keep his condition secret, and to seek to demonstrate he retains his ability to rule the country. Khamenei knows that his regime is riven by intense conflict, some of which has been dramatically exposed in recent weeks in the run-up to the election of a new Assembly of Experts (the clerical body whose main responsibility is the selection of the Supreme Leader).

News of Khamenei’s heart problems, especially if they turn out to be life-threatening, would undoubtedly catalyze the battle at the highest levels of the regime to control the choice of his successor. Recent events document both the intensity and the violence of the power struggle.

On November 27th, a military aircraft–an Antonov 74—headed for a military site near Tabriz crashed shortly after takeoff from Tehran. Nearly forty deaths were reported, including several top leaders of the Revolutionary Guards Corps, the country’s elite military organization. The dead included some of Khamenei’s closest allies and advisers, and their loss was a serious blow for him.

Most Iranians–who are in any case reluctant to believe in accidents when the mighty are killed–are convinced the plane was sabotaged, especially as this is the latest in a sequence of spectacular airplane disasters, producing high-level military casualties.

About a week earlier, a military helicopter came down, killing all six people on board. Last January, Ahmad Kazemi, the Revolutionary Guards’ ground commander, and seven other senior officers, were killed in the crash of a French-made Falcon, a small executive jet, near the Turkish border. Barely a month before, yet another military aircraft, a C-130, came down near Tehran airport, hit a ten-story building, and killed 115 people (mostly journalists).

A week ago, the Majlis (the national assembly) passed a law effectively reducing the presidential term of Mahmoud Ahmadi-Nezhad by a full year. This was universally seen as an attack in favor of former President Hashemi Rafsanjani, Ahmadi-Nezhad’s most visible political rival, and a candidate to succeed Khamenei.

Meanwhile, as reported in Iran Press News, the ongoing public challenge to the regime itself continues unabated.

On Wednesday, thousands of students demonstrated on the campus of Tehran University, chanting “death to despotism,” and “death to the dictator.” And in Mazandaran Province, up by the Caspian Sea, thousands of angry workers protested in front of Ahmadi-Nezhad himself, announcing they were starving and demanding the government honor its promise to improve the lot of the poor.

As yet, news of the Supreme Leader’s medical problems has remained a secret, known only to a handful of trusted aides and colleagues. But it is only a matter of time before Khamenei’s condition becomes public knowledge. With unknown ramifications to the stability of Iran and the region at large.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آذر1385ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 



دور دیگری از مذاکرات گروه ۱+۵ در مورد قطعنامه تحریم ایران فردا در نیویورک برگزار می‌شود. دیپلمات‌های آگاه پیش‌بینی کرده‌اند شورای امنیت بتواند تا کریسمس قطعنامه مورد نظر را به تصویب برسد. با این حال یک مقام آمریکایی تاکید کرد «هدف ما هنوز هم این است که بتوانیم قطعنامه‌ای با اتفاق آرا تصویب کنیم اما حاضر نیستیم به هر قیمتی این وحدت را بدست آوریم»

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آذر1385ساعت 9:12 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 
تجمع و تریبون آزاد دانشجویان دانشگاه های تهران در دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) ظهر روز یکشنبه با شرکت بیش از ۱۰۰۰ نفر از دانشجویان برگزار شد. در تریبون آزاد این اجتماع، دانشجویان سیاست های دولت و وزارت علوم را به شدت مورد انتقاد قرار داده و خواهان استعفای وزیر علوم شدند. در پایان این تجمع، دانشجویان با حضور در برابر انجمن انتصابی مورد تایید حکومت، درب آن را به صورت نمادین قفل و زنجیر کردند.

 


+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آذر1385ساعت 9:9 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 



فضائل عزیزان، فعال حقوق بشر در اردبیل، صبح روز شنبه با تهدید به اداره ی اطلاعات این شهر احضار و در آن جا مورد شکنجه و شوک الکتریکی قرار گرفته که بر اثر آن قدرت راه رفتن و تکلم را از دست داده و در بیمارستان فاطمی اردبیل بستری شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آذر1385ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 

اکبرهاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در سخنرانی خود در شهرری مدعی شد که آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی بعد از درگذشت آيت الله خمينی و پيش از تصدی مقام رهبری در جمهوری اسلامی ايران، با انتخاب يک نفر به عنوان «ولی فقيه» مخالف بوده است.

به گفته آقای رفسنجانی، آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی در جريان مذاکرات خبرگان رهبری برای انتخاب جانشين آقای خمينی، و تا پيش از آن که خود به عنوان ولی فقيه نامزد شود، به صراحت گفته بود که «بنده ولايت فرد را قبول ندارم.»

به گزارش خبرگزاری ايلنا، وی گفت که پس از درگذشت آيت الله خمينی، مجلس خبرگان تصميم گرفته بود تا جمهوری اسلامی را با تشکيل شورای رهبری اداره کند.

«من هم مخالف بودم»

اين روحانی عالی رتبه، ضمن اشاره به مخالفت آیت الله خامنه ای، در ادامه تاکيد کرده که خودش نيز از مخالفان انتخاب «يک فرد» به عنوان «ولی فقيه» و جانشين آيت الله خمينی بوده است.

آقای رفسنجانی با اشاره به بازنگری قانون اساسی در سال ۶۸ و تعيين رهبری پس از درگذشت آيت الله خمينی، گفته است: «در زمان بازنگری قانون اساسی بحث‏های عجيب و غريبی مطرح شد؛ دشمنان نيز پس از رحلت امام به دنبال ضربه زدن به انقلاب بودند که مجلس خبرگان در همان زمان عظمت و ارزش خود را نشان داد. آن زمان هنوز پيکر امام دفن نشده بود که آقايان در مجلس خبرگان رهبری، به سرعت تصميم‏گيری کردند و بهترين تصميم را گرفتند.»

مشروح مذاکرات مجلس خبرگان رهبری در سال ۶۸ برای تعيين ولی‏فقيه از جمله استنادهای آقای هاشمی است، چرا که به گفته او «در همان موقع بحث بر سر اين بود که ولايت فقيه بر عهده يک فرد باشد يا يک شورا. طبق اصول قانون اساسی برای ما مشکل بود که يک فرد را برای اين امر مهم انتخاب کنيم يا يک شورا را. در آن زمان ما حتی اعضای شورای رهبری را هم مشخص کرديم که بر اساس آن، آيت‏الله مشکينی، مقام رهبری و آيت‏الله موسوی اردبيلی سه عضو اين شورا بودند.»

بنا به گفته وی، سرانجام اختلاف در ميان اعضای مجلس خبرگان درباره سرنوشت پست «ولايت فقيه» و «رهبری جمهوری اسلامی» به رای گيری ختم شده و در اين رای گيری «۴۵ نفر به رهبری فرد و بيش از بيست نفر نيز به شورای رهبری رأی دادند.بنابراين قرار شد که يک فرد به عنوان ولی‏فقيه انتخاب شود.»

آقای رفسنجانی در ادامه گفته که در همين مذاکرات و پس از آن که قرار شده يک فرد به جای شورای سه نفره تعيين شده، جانشين آيت الله خمينی شود، «عده‏ای آيت‏الله گلپايگانی و عده‏ای آيت‏الله خامنه‏ای را مطرح کردند، اما در نهايت آيت‏الله خامنه‏ای با کسب دو سوم آراء رهبر انقلاب اسلامی شده است.»

البته آقای رفسنجانی پيش از اين نيز بارها درباره بخت آيت الله گلپايگانی برای تصدی عالی ترين پست جمهوری اسلامی يعنی «رهبری» سخن گفته بود.

«اصلا بحث ولايت فقيه مطرح نبود»

هاشمی رفسنجانی که خود در نخستین ماههای فروپاشی نظام پادشاهی ایران از اعضای شورای انقلاب بوده، و در شمار بنيانگذاران جمهوری اسلامی است، در سخنرانی روز چهارشنبه خود با اشاره به نقش تاريخی روحانيان در ايران، گفت که تا پيش از انقلاب «مساله ولايت، نيابت و مسووليت روحانيت شکل ساختاری به خود نگرفته بود و علما به تشخيص خود عمل می‏کردند، اما پس از پيروزی انقلاب اسلامی، ساختاری برای مهمترين مساله نظام اسلامی که همان ولايت است، تأسيس شد.»

او که در مجلس خبرگان قانون اساسی و شورای بازنگری در اين قانون در سال ۱۳۶۸ خورشيدی نيز عضويت داشته، نظر برخی از انقلابيون را درباره مطرح نبودن «ولايت فقيه»  تا ماه ها پس از پيروزی انقلاب تاييد کرد.

خبرگزاری آفتاب نیز به نقل از آقای رفسنجانی نوشته است: «در ابتدای پيروزی انقلاب حتی در پيش‏نويس قانون اساسی بحث تأسيس ساختاری برای ولايت فقيه مطرح نبود، و در شورای انقلاب نيز اين مساله به ذهن ما و امام نيز خطور نکرد، حتی مراجع هم معترض آن نشدند.»

آقای رفسنجانی بدون اشاره به چگونگی پيدايش پست ولايت فقيه در نظام سياسی جمهوری اسلامی ايران، سابقه طرح چنين موضوعی را به موافقت آيت الله خمينی پس از تشکيل مجلس خبرگان قانون اساسی و مذاکرات اين مجلس محدود دانسته است.

به گفته او بعد از مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی، «بحث ولايت فقيه در قانون اساسی مطرح شد»، اما اين را نيز تاييد کرده که با مطرح شدن لزوم پيدايش پست «ولايت فقيه» در مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی «خيلی‏ها با تأسيس ساختاری برای ولايت فقيه‏ مخالفت کرده و استعفا دادند و حتی عده‏ای نيز انتخابات را تحريم کردند.»

رويکرد تازه

اکبر هاشمی رفسنجانی در حالی بار ديگر با يادآوری تحولات تاريخی جمهوری اسلامی، نظر رسانه ها را به خود جلب کرده است که چندی پيش نيز با انتشار متن کامل نامه آيت الله خمينی درباره پذيرش قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل متحد و پايان جنگ، جنجال بزرگی به پا کرده بود.

به گفته برخی صاحب نظران، اظهارنظرهای اخير آقای هاشمی در واقع بخشی از فعاليت هايی است که وی بعد از شکست در انتخابات رياست جمهوری، وعده آن را داده بود.

+ نوشته شده در  جمعه 17 آذر1385ساعت 6:26 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 

با نگاهی به گزارش صفحه سوم روزنامه تندرو کیهان*و همچنین گزارش صفحه آخر روزنامه دولتی ایران* از تجمعات دانشجویی به مناسبت روز دانشجو, در می یابیم که چگونه رژیم جمهوری اسلامی با حیله ای جدید قصد دارد حرکتهای اعتراض آمیز دانشجویان را به نفع خود مصادره نماید.

این بار حکومت به جای برخورد قهر آمیز با تجمعات دانشجوئی قصد دارد تا خواسته های دانشجویان را به شکل وارونه جلوه دهد. تئوریسین های نظام نیک می دانند که در شرایط کنونی که با تشدید جو پادگانی که در داخل به وجود آورده اند و همچنین اوضاع نابسامان ایران در عرصه بین المللی, هر گونه برخورد قهر آمیز با دانشجویان به صورت گروهی و در ابعاد وسیع, فاجعه ای به مراتب بدتر از 18 تیر را برای حکومت به ارمغان خواهد آورد. فاجعه ای که این بار ممکن است تا براندازی کامل نظام پیش برود.

این بار با توجه به سیاست زیگزاگ (سیاست آسان گیری و سخت گیری) حکومت ایران در برخورد با مشکلات و اعتراضات که از ابتدای انقلاب تا کنون وجود داشته است, رژیم تصمیم گرفته است که بر روی حرکت های اعتراض آمیز دانشجویان به اصطلاح موج سواری کند و با استفاده از رسانه های  جمعی که در اختیار دارد خواسته های دانشجویان را مطابق میل خود, وارونه جلوه دهد.

فرخزاد

*روزنامه کیهان صفحه سوم  http://www.kayhannews.ir/850916/3.htm#other305 

*روزنامه ایران صفحه آخر http://www.iran-newspaper.com/1385/850916/html/back.htm#s639690

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 10:46 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 
به سنت بسیاری از تجمع های دانشجویی، فضا برای بحث و اظهارنظرهای داغ مهیا است.

به سنت بسیاری از تجمع های دانشجویی، فضا برای بحث و اظهارنظرهای داغ مهیا است.

به سنت بسیاری از تجمع های دانشجویی، فضا برای بحث و اظهارنظرهای داغ مهیا است.

به سنت بسیاری از تجمع های دانشجویی، فضا برای بحث و اظهارنظرهای داغ مهیا است.

به سنت بسیاری از تجمع های دانشجویی، فضا برای بحث و اظهارنظرهای داغ مهیا است.

خبرنامه اميرکبير: همزمان با اعلام تجمع دانشجويی توسط دفتر تحکيم وحدت در دانشگاه تهران به مناسبت سالگرد ۱۶ آذر، صبح امروز اطراف دانشگاه تهران مملو از نيروهای امنيتی بود. به گفته شاهدان عينی از ساعات اوليه صبح در کليه خيابان های منتهی به دانشگاه تهران حضور نيروهای امنيتی بيسيم به دست کاملا مشهود بود.

همچنين انتظامات دانشگاه تهران با کنترل شديد کارت دانشجويی دانشجويانی که قصد ورود به دانشگاه را دارند، اجازه ورود به افراد غيردانشجو و همچنين دانشجويان ديگر دانشگاه ها را نمی داد. اما با اين وجود گزارش ها حکايت از حضور بيش از ۸۰۰ نفر از دانشجويان پيش از آغاز اين مراسم مقابل دانشکده فنی دارد. گفتنی است جمع کثيری از دانشجويان دانشگاه اميرکبير و خواجه نصير در مقابل درب ۱۶ آذر دانشگاه تهران تجمع کرده بودند اما انتظامات دانشگاه تهران مانع ورود ايشان به دانشگاه شده بود. به همين علت دانشجويانی که داخل دانشگاه تجمع کرده بودند با حضور مقابل اين درب دانشگاه خواستار ورود اين دانشجويان به دانشگاه شدند، اما ممانعت انتظامات با اين امر سبب شد فشار جمعيت از دو سوی اين در، باعث شکسته شدن در شود. در پی اين امر دانشجويانی که موفق نشده بودند وارد دانشگاه تهران شوند، به جمعيت حاضر در داخل دانشگاه پيوستند و جمعيت مجددا به سمت دانشکده فنی حرکت کرد.

جمعيت حاضر در تجمع امروز دانشگاه تهران بيش از ۲۰۰۰ نفر گزارش شده است. همچنين علی نيکونسبتی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، که پيش از اين توسط حراست دانشگاه تهران احضار شده و به علت اعلام اين تجمع از سوی دفتر تحکيم تحت فشار قرار گرفته بود، صبح امروز در درگيری با نيروهای انتظامات دانشگاه تهران مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

علی نيکونسبتی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، در ابتدای اين تجمع گفت: از آقای خامنه ای می پرسم بر اساس کدام قانون يک دانشجو در زندان می ميرد؟! نيکونسبتی ادامه داد: ما بارها خواستار مجوز برای اين برنامه بوديم، و اعلام کرديم به هر نحو ممکن برنامه را برگزار خواهيم کرد و عليرغم تمام کارشکنی ها اين برنامه را امروز برگزار کرديم. نيکونسبتی در ادامه با بيان اين که استبداد سياسی بايد از بين برود گفت: وزير علوم از وابستگان باهنر، نماينده مجلس، است و به خاطر اين وابستگی به اين سمت منصوب شده است و همين مسئله باعث می شود کسی به او اعتراضی نکند. نيکونسبتی در پايان مهمترين خواست دانشجويان را برکناری و محاکمه وزير علوم اعلام کرد و نسبت به ستاره دار کردن دانشجويان و احضار بيش از ۲۰۰ نفر به کميته انضباطی به شدت انتقاد کرد. نيکونسبتی احمدی نژاد را حامی انقلاب فرهنگی دوم دانست و گفت وی لياقت نشستن بر کرسی رياست جمهوری را ندارد.

در ادامه مراسم آرمين سلماسی، عضو شورای عمومی انجمن اسلامی دانشگاه اميرکبير و مجری اين مراسم، گفت: هنوز دانشجويان مظلوم ترين قشر در ايران هستند. اساتيد ما را بازنشسته کردند، حکم تعليق برايمان صادر کردند، ستاره نشانمان کردند، جلوی اعتراض که هيچ جلوی نفس کشيدنمان را هم گرفته اند، فضای دانشگاه را به پادگان تبديل کرده اند و هر اعتراضی را به شدت سرکوب می کنند. سلماسی در ادامه از وزير علوم پرسيد: شما که می گوييد دانشجوی سه ستاره نداريم ياشار قاجار، روزبه رياضی، محسن فاتحی، حنان عزيزی و...، مگر هم کلاسی های ما نبودند و از ادامه تحصيل محروم شدند؟! سلماسی در ادامه گفت: آقای وزير علوم و رئيس جمهور گمان می کنند مردم ايران نمی فهمند که آنها دارند دروغ می گويند. اين دانشجوی دانشگاه اميرکبير در پايان گفت: وای اگر کاسه صبر اين ملت لبريز شود!

سخنران بعدی مراسم تقی رحمانی، از فعالين ملی مذهبی، بود. رحمانی با بيان اين که دانشگاه خانه آزادی است و همواره خواستگاه فعاليت های آزادی خواهانه و عدالت طلبانه بوده است، گفت: من سال های زيادی فعاليت سياسی کردم و تاسفم از اين است در طول اين ساليان هيچ گاه کشور ما به نقطه بازگشت ناپذير آزادی نرسيده است. تقی رحمانی با اشاره به شهدای راه آزادی گفت: آسمان ايران همواره پرستاره بوده ولی زمين آن هميشه تاريک بوده است، و اين مسئله قابل تامل است. رحمانی در ادامه خواستار اتحاد و يکپارچگی تمام نيروهای آزاديخواه برای کار مستمر و مبارزه ادامه دار شد. در پايان رحمانی ياد اکبر محمدی را گرامی داشت.

در ادامه برنامه سهراب کريمی، بيانيه فعالين کرد را قرائت کرد. و پس از آن يکی از فعالين دانشجويی دانشگاه تهران به قرائت بيانيه جمعی از فعالين دانشجويی چپ پرداخت.

پس از آن مهدی امينی زاده به نمايندگی از دانشجويان ستاره دار به سخنرانی پرداخت. امينی زاده در سخنرانی خود گفت: من امروز نمی خواهم بگويم که يک شبه بيش از ۱۰۰ نشريه به دستور مقامات عالی رتبه نظام اعدام می شوند، نمی خواهم بگويم اجازه دسترسی آزاد به اطلاعات وجود ندارد، نمی خواهم بگويم اجازه نشر در کشور وجود ندارد، نمی خواهم بگويم در ايران انتخابات آزاد برگزار نمی گردد و يک عده ابتدا افرادی را انتخاب می کنند و بعد نام اين خيمه شب بازی را انتخابات می گذارند، من امروز می خواهم بگويم ما امروز در ايران اجازه تحصيل نداريم. امينی زاده در ادامه با بيان اين که وزير علوم بارها به دروغ اعلام کرده است که ما دانشجويان اخراجی نداريم، گفت: کارنامه هايی که در دست ماست، پس چيست؟ امينی زاده در پايان خواستار اين شد که روند بازنشسته شدن اساتيد متوقف شود و حق تدريس و تحصيل آزاد در دانشگاه فراهم گردد.

در ادامه اين مراسم وحيد عابدينی، از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران، به سخنرانی پرداخت. عابدينی در سخنان خود گفت: خواسته ما اين است که رئيس دانشکده و دانشگاهمان انتخابی باشد، خواسته ما اين است که کميته انضباطی با فعالين دانشجويی برخورد نکند، خواسته ما اين است که نشريات دانشجويی آزاد باشند، ما خواستار حق تدريس و تحصيل آزادانه ايم. عابدينی در پايان خواستار حاکم شدن دموکراسی و آزادی در دانشگاه شد.

مرتضی اصلاحچی، دبير انجمن اسلامی دانشگاه علامه، در ادامه پيام دکتر ناصر زرافشان را خطاب به دانشجويان قرائت کرد. در پيام دکتر زرافشان ضمن گراميداشت ياد شهدای دانشجو، آمده بود: در اين شرايط زنده نگاه داشتن ياد و خاطره آرمانخواهی و مبارزات شهدای دانشجو ضرورتی موکدتر از هميشه است. در ادامه پيام دکتر زرافشان آمده بود: اگر آن چه اکنون جريان دارد روند طبيعی و ناگزيری باشد که بايد در ايران طی شود، با همه دشواری هايش ما نبايد از آن ناخرسند باشيم. زرافشان در پايان با بيان اين که با شما يک سينه سخن دارم، گفته بود: اما در شرايطی که ممنوع الملاقات بوده و حتی از ديدار خانواده نيز محرومم، ارتباط با شما و سخن گفتن با شما برايم ممکن نيست.

در ادامه علی عزيزی، نايب دبير انجمن اسلامی پلی تکنيک، در سخنان خود در اين تجمع گفت: دانشجويان سه ستاره، دوستان ما بودند که به خاطر دفاع از حقوق ما اکنون در ميان ما نيستند و اين بزرگترين ننگ برای دولت احمدی نژاد است. عزيزی در ادامه با اشاره به اين که تخريب ساختمان های انجمن های اسلامی دانشجويان تخريب پايگاه های انتقاد به دولت و حاکميت است، افزود: انجمن های اسلامی فراگيرترين تشکل های دانشجويی در سراسر کشور هستند و ننگ برخورد با اين تشکل ها بر دامن وزير علوم هست و به راحتی پاک نمی شود. عزيزی در ادامه انتصاب روسای دانشگاه ها را تحميل و توهين به دانشگاه دانست و گفت هر گونه تحميل بر فضای آزاد دانشگاه محکوم به شکست است. عزيزی در ادامه با بيان اين که احمدی نژاد از دانشجويان بسيجی خواسته تا فرياد بزنند تا او بتواند راحت تر دانشگاه ها را قلع و قمع کند، گفت: اين بار ما بر آن ها فرياد می زنيم. علی عزيزی در ادامه افزود: دانشجويان بسيجی در دانشگاه اميرکبير در حال تدارک طوماری برای دعوت از احمدی نژاد هستند، ما از کليه دانشجويان دعوت می کنيم تا روز يکشنبه هفته آينده ساعت ۱۲ با حضور در پلی تکنيک فرياد اعتراضی خود را بر سر رئيس جمهور بکشند.

سخنران بعدی اين تجمع مهندس سياسی راد، از پيشکسوتان انجمن اسلامی پلی تکنيک، بود. سياسی راد در سخنان خود گفت: ما امروز اينجا جمع شده ايم تا از حقوق همه قشرها بر مبنای اعلاميه جهانی حقوق بشر و حقوق شهروندی دفاع کنيم. ما خواستار استقلال دانشگاه ها، آزادی زندانيان سياسی، تضمين حقوق سياسی و حقوق شهروندی همه آحاد ملت ايران هستيم. سياسی راد در ادامه با بيان اين که امروز افرادی ادعا می کنند در زندان ها شکنجه می شوند، خواستار بررسی اين مسئله شد.

در ادامه برنامه بيانيه کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت توسط نيلوفر گلکار، عضو اين کميسيون قرائت شد. در اين بياينه آمده است: کميسيون زنان تحکيم، افزايش فشار ها و برخورد با دختران دانشجو، محروميت از تحصيل و احضارهای پياپی آنها به کميته های انضباطی را محکوم می کند و يادآوری می نمايد که دختران علاوه بر استبداد، قربانی مردسالاری نيز هستند و مشکلات خاص خود را دارند که تنها ناشی از جنسيت آنهاست. افزايش برخورد در زمينه ی پوشش دختران، فشار بر دختران در رابطه با ساعات ورود و خروج به خوابگاه ها، توزيع نابرابر امکانات ورزشی، تفريحی و آموزشی به دليل تفکيک جنسيتی محيط های دانشجويی، اعمال سهميه بندی جنسيتی در پذيرش دانشگاه ها که به صورت مخفيانه اعمال می گردد، سياست های پنهان در زمينه ی عدم پذيرش زنان به عنوان اعضای هيئت علمی و پست های مديريتی در دانشگاه از جمله مسائلی است که پی گيری جداگانه ی مسائل زنان را ضروری می سازد.

در پايان تجمع سعيد حبيبی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، به بيان نظرات خود پرداخت. حبيبی با بيان اين که روی صبحتش با وزير علوم و رئيس جمهور نيست، گفت: وزير علوم کوچکترين لياقت و کياستی را بر اداره اين وزارتخانه ندارد، احمدی نژاد هم هيچ گونه مشروعيتی به نظر من ندارم. روی صحبت من با شما دانشجويان است. سعيد حبيبی در ادامه، با اشاره به نقش ويژه جنبش دانشجويی اشاره کرد و افزود: دانشگاه فقط مسائل صنفی خودش را دنبال نمی کند. اولين قدم ما مسائل صنفی است و دومين قدم مسائل سياسی، و سومين قدم ما زمينه سازی برای تغييرات بنيادين اجتماعی است. حبيبی در پايان گفت: امروز زمان صحبت کردن آرام نيست بلکه امروز روز فرياد زدن در اقصی نقاط کشور است.

در پايان اين مراسم دانشجويان مقابل سردر اصلی دانشگاه تهران تجمع کرده و شعارهای اعتراضی سر دادند. بعضی از اين شعارها «وزير بی لياقت، استعفا استعفا»، «مرگ بر ديکتاتور»، «مرگ بر استبداد»، «دانشجو، دانشجو اتحاد اتحاد» و... بود.

در حاشيه:
- خيابان های منتهی به دانشگاه تهران از ساعات اوليه صبح تا پايان مراسم به نحو بی سابقه ای مملو از نيروهای انتظامی و امنيتی بود و خيابان های قدس، ۱۶ آذر، انقلاب مسدود شده بودند.

- بعضی از نيروهای امنيتی در دانشگاه حاضر شده بودند و به صورت مخفيانه در حال گرفتن عکس و فيلم از دانشجويان بودند که برخی از اين افراد با برخورد دانشجويان مواجه شده و عکس ها و فيلم های ايشان ضبط شد.

- يکی از دانشجويان که در حال گرفتن عکس از نيروهای انتظامی حاضر در خيابان بود توسط اين نيروها به شدت مضروب شد و در اثر ضرب و شتم مامورين انتظامی بيهوش شده و در پياده روی خيابان انقلاب بر زمين افتاده بود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 9:35 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 
 

از حرکت آزادی خواهی دانشجویان در

 

     تجمع آذرماه به هر شکل ممکن

 

                   حمایت کنیم

 

یار دبستانی من, با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما, بغض من و آه منی...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 0:57 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 

   

وزیر امور خارجه فرانسه می گوید شش قدرت بزرگ جهان بر سر اعمال تحریم علیه ایران به علت تمرد از قطعنامه شورای امنیت، به توافق رسیده اند.  

وزیران امور خارجه پنج عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد به اضافه آلمان، روز سه شنبه، پنجم دسامبر، در بروکسل گرد هم می آیند تا در باره چگونگی اعمال تحریم علیه ایران، تصمیم بگیرند.

فیلیپ دوسته بلازی وزیر امور خارجه فرانسه روز دوشنبه از احتمال توافق میان کشورهای اروپایی و آمریکا، با چین و روسیه خبر داد.

آقای دوسته بلازی، پس از دیدار با سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه گفت «به گمان من ما اکنون می توانیم بر سر متن قطعنامه، به توافق برسیم».

او افزود «ما با روسیه در مورد قطعنامه ای برای برخورد با برنامه گسترش تسلیحات هسته ای ایران، به توافق رسیده ایم».

ژان باتیست ماتیه، سخن گوی وزارت امور خارجه فرانسه، در یک کنفرانس خبری اینترنتی، از مذاکرات روز سه شنبه قدرت های جهان بر سر ایران خبر داد.

به گفته وی، خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز در گفت و گو های روز سه شنبه شرکت خواهد کرد.  

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آذر1385ساعت 5:10 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 

 

ahmadi49.jpg

جناب آقای احمدی نژاد
ریاست جمهوری اسلامی ایران

اگر تاریخی وجود نمی داشت و نامه شما برای ملت آمریکا که دیروز منتشر شده است، در این تاریخ ثبت نمی شد و مردم جهان و آمریکا براین گمان قرار نمی گرفتند که چطور آدمی با این لحن و ادبیات،هنوز رئیس جمهور کشوری با تاریخی کهن و فرهنگی دیرپا مانند ایران است، شاید پاسخ دادن به نامه شما برای مردم آمریکا ضرورت نداشت. و اگر فردایی که حتما خواهد آمد، فرزندان مان از ما سووال نمی کردند که مگر در آن زمان هیچ آدم زنده ای وجود نداشت که پاسخی به این موجود بدهد تا حداقل موجودی که ظاهرا رئیس جمهور ایران به نظر می رسد، در این توهم نباشد که با این نامه نویسی ها کاری سترگ کرده است، شاید هرگز پاسخی به نامه شما نمی دادم. اما متاسفانه مجبورم به شما پاسخ بدهم. نامه تان را خواندم، آقای احمدی نژاد! بس کنید، چرا کاری می کنید که مردم جهان یقین کنند که یک موجود ساده لوح رئیس جمهور ایران است.

روزگاری در ایران رئیس جمهوری بود به نام ابوالحسن بنی صدر و او عادتی داشت که هر روز گزارشی می داد به مردم تحت این عنوان که « روزها بر رئیس جمهور چگونه می گذرد.» در آن زمان من جوان خواننده این گزارش ها بودم و حالا پس از سالها می بینم که گوئی آن مرد فقط آمده بود تا رئیس جمهور شود و آن گزارش ها را بنویسد و برود. یک بازی از آن بازی ها که در جهان آرمانگرایان خطرناک دنیای ما، چه بسا تکرار شده و چه سوگمندانه هنوز تکرار می شود. نامه بازی های شما نیز برای من همانگونه به نظر می رسد، گوئی کسی سالها خواب می دید که اگر رئیس جمهور شدم چه کار های جالبی باید بکنم. نامه های تکراری، بی محتوی و بی سروته، با موضوعاتی که همگانش می دانند، به نظر می رسد فقط یک بازی « احمدی نژادی» است، نوعی بازی ساده لوحانه که حالا دیگر همه آن را فوت آبند. محمود احمدی نژاد، یک جوان روستایی خوش خیال که روزگاری فکر می کرد راهی برای نجات بشریت دارد و حالا فرصتی به دستش آمده تا بازی کند، بازی کند تا از رئیس جمهور بازی اش عکس بگیرند، بازی کند تا در مورد رئیس جمهور بازی اش، مقاله بنویسند، تا نامش را تکرار کنند، تا تلفنی با بزرگان جهان حرف بزند و عاقبت وقتی بازی تمام شد، این آدم به آن فکر کند که دنیا داشت احمدی نژادی می شد.

آقای احمدی نژاد!
دنیا بزرگتر از این بازیهاست. خیلی بزرگتر. من می دانم که شما تلاش کردید در هر جایی که می توانید باشید بروید، در صف اول عکس بگیرید و با همه مصاحبه کنید و هر چیزی را بگوئید که نام تان تکرار شود، اما این بازی عجیب و غریب بودن، در دنیایی که فقط مردم جهان در هر ماه یکی دو ساعت به چیزهای عجیب و غریب مانند هشت قلو ها و موجودات فضایی و هشت پایی که فرانسه حرف می زند و قورباغه ای که رانندگی بلد است و رئیس جمهوری که فکر می کند در هاله نور قرار دارد، نگاه می کنند. چنین بازی هایی در این جهان، بازی دیرپایی نیست. بازی دارد تمام می شود، لطفا بس کنید.

کلماتی که در نامه به مردم آمریکا نوشته اید از آن کلماتی است که به درد وزارت امور خارجه می خورد، اگر فکر می کنید مردم آمریکا یا جای دیگری از جهان یا مردم ایران را با نوشتن کلماتی بی محتوی و تکراری و بی سروته می شود به بازی گرفت، اشتباه می کنید. آمریکا خودش جای بازی بازی است، خودشان هالیوود دارند، صبح یک احمدی نژاد خلق می کنند و شب در پایان داستان او را نابود می کنند. برای این ملت و هر ملتی، بازی های این چنین تا وقتی ادامه دارد که شما سرتان را زیر برف فرو کرده باشید و فکر کنید که دیگران هم شما را نمی بینند.

از شما سووال می کنم: وقتی نامه به جرج بوش می نوشتید، می شد گفت که یک رئیس جمهور به یک رئیس جمهور دیگر نامه نوشته است. بسیار خوب. اما نامه نوشتن برای مردم آمریکا به عنوان نماینده مردم ایران چه معنی دارد؟ آیا شما نماینده مردم ایران هستید؟ چرا و از چه زمانی پی بردید که نماینده ملت ایران هستید و حق دارید از جانب ملت ایران حرف بزنید و به مردم ایران بگوئید ملت من؟ آخر کجای شما شبیه مردم ایران است؟ اگر بوش نماینده مردم آمریکاست، شما هم نماینده مردم ایران هستید. من فکر می کنم هر دو ملت از اینکه روسای جمهوری چنین دارند، احساس شرم می کنند. نه شما شبیه ملت ایران هستید و نه جرج بوش شبیه ملت آمریکاست. به همین دلیل است که از شما می خواهم به عنوان نماینده مردم ایران سخن نگوئید. نه میزان آرای شما در انتخاباتی پر از تقلب از انتخابات آمریکا بالاتر بود و نه محبوبیت شما در ایران بر اساس نظرسنجی های موجود از محبوبیت بوش در آمریکا بالاتر است. چه کسی به شما حق می دهد که خود را نماینده ملت ایران بدانید و رئیس جمهور آمریکا را نماینده ملتش ندانید.

شما در نامه تان برای مردم آمریکا نوشته اید: « هر دو ملت خداپرست ، حقيقت جو و عدالت طلب و خواهان شرافت و عزت و كمال هستند. همه از ترويج ارزشها و خصلتهاي انساني نظير محبت ، وحدت و همدلي ، احترام به حقوق انسانها و پشتيباني از حق و انصاف و دفاع از انسانهاي مظلوم در برابر زورگويان خرسند مي‌شوند و لذت مي‌برند. همه در خوبيها، در خدمت به يكديگر بويژه در خدمت به محرومان و مظلومان ميل مشترك داريم و از بيعدالتي ها، پايمال شدن حقوق انسانها و تحقيرها ناراحت مي‌شويم. همه از گمراهي و فريب و نيرنگ بيزاريم و دوستدار هدايت و نور، يكرنگي و اخلاص هستيم. »

آقای احمدی نژاد!
بخش اعظم کلماتی که بکار برده اید، کلماتی پوچ و توخالی است. اصلا مردم ایران شبیه توصیفاتی که شما از آنها کردید نیستند، مردم آمریکا هم شبیه توصیفات شما نیستند. شما اول فرض کرده اید که خودتان انسانی خداپرست و حقیقت جو و خواهان عزت و کمال هستید، بعد فکر کرده اید مردم ایران و آمریکا شبیه شما هستند و بعد از اینکه کشف کردید که این سه شبیه اند بسیار خوشحال شدید. چنین نیست. اولا ملت ایران خداپرست و حقیقت جو و عدالت طلب نیستند، اگر چنین بودند شما رئیس جمهورشان نبودید. ملت ایران در میان همه ملل اسلامی کمترین ایمان دینی را دارد، عدالت طلبی هم اصلا مشخصه ایرانیان نیست، نه جنبش های عدالت طلبانه در ایران سابقه دارد و نه در آمریکا چنین جنبش هایی تاثیر بزرگ بر تاریخ این ملت گذاشته است. میزان جستجوی ملت آمریکا بدنبال طلا هزاران برابر جستجوی این ملت به دنبال حقیقت است. تازه، مگر شما نمی دانید که مردم آمریکا سالهاست که بوسیله رادیو و تلویزیون اداره می شوند، نقش برنامه های تلویزیونی در جامعه آمریکا هزار برابر نقش فیلسوفان و اهل حقیقت است. در ایران هم همین است. فریب و دروغ و ریا هزار برابر حقیقت خواهان و طرفدار دارد. شما خودتان بعد از یک سال وعده انتخاباتی در مورد موضوعاتی مانند « کشاندن نفت به سفره مردم» و « مبارزه با قله های ثروت» که همه در مقابل دوربین تلویزیون صورت گرفت، رسما اعلام کردید که این حرف ها را نزدید، اگر ملت ایران به دنبال حقیقت بود، الآن خشتک شما را بادبان کرده بود. چرا دروغ می گوئید که این ملت حقیقت جو ست. در ایران یک حقیقت جو بود که اسمش هم فاطمه بود و حالا از دست حکومت جمهوری اسلامی فرار کرد و در دانشگاههای آمریکا دارد درس می خواند. گفته اید که « همه طرفدار حقوق انسانها و دفاع از انسانهای مظلوم در مقابل زورگویان هستند.» واقعا راست می گوئید؟ یا ما را گرفته اید؟ شما طرفدار حقوق انسانها هستید؟ آیا در کشور ایران کسانی مانند روزنامه نگاران حقی از حقوق انسانی دارند؟ چطور در کشوری که در طول چهار سال 150 روزنامه و نشریه اش توقیف شده و همه این نشریات توسط جناح طرفدار شما توقیف شده و شخص شما مدتها جزو شاکیان مطبوعات بودید، از خودتان به عنوان طرفدار حقوق انسانها نام می برید؟ چطور در کشوری که در مورد آزادی زنان، حقوق خانواده، حقوق اقلیت های دینی، حقوق اقلیت های قومی و حقوق عمومی مردم، تردیدهای جدی وجود دارد و زنان در این کشور حتی برای برگزاری روز آزادی زنان حق برگزاری اجتماعات ندارند، به خودتان جرات می دهید از حقوق انسانها دفاع کنید؟ شما نوشته اید: « همه از گمراهي و فريب و نيرنگ بيزاريم و دوستدار هدايت و نور، يكرنگي و اخلاص هستيم.» منظورتان از این همه کیست؟ چه کسی گفته است که ملت آمریکا و ایران از گمراهی و فریب و نیرنگ بیزارند؟ تجارت گمراهی و فریب و نیرنگ در آمریکا یکی از بزرگترین تجارت هاست. مردم برای دیدن فیلمهایی که با فریب و نیرنگ ساخته می شوند سرودست می شکنند و مردم ایران هم چه از طریق تلویزیون و چه ماهواره ها و چه بازار قاچاق مصرف کننده فریب و نیرنگ و دروغ هستند. هیچ حکومتی به اندازه جمهوری اسلامی فریب و نیرنگ و دروغ را رسما در رسانه های خود بکار نمی گیرد. و هیچ برنامه تلویزیونی به اندازه برنامه هایی که براساس فریب و دروغ و نیرنگ ساخته شده طرفدار ندارد. اصلا شما تا به حال خبرهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی را گوش کرده اید و می دانید که تا چه حد اخبار دروغ بطور مستمر بخورد مردم داده می شود؟ خود شما بارها از اینکه چرا تلویزیون ایران گاهی اوقات درباره کسی جز شما حرف می زند ناراحت هستید. آیا تلویزیون های ایران طرفدار حقیقت اند یا تلویزیون های آمریکا؟ گفته اید که « همه طرفدار هدایت و نور هستند.» این را از کجا فهمیدید؟ از اینکه شبی در اندونزی بیست نفر دانشجو به دیدار شما آمدند؟ از اینکه در جزیره بالی چند نفر برای استقبال از شما جمع شدند؟ این هدایت و نور که گفته می شود، شما هستید؟ آیا اینکه در قرآن آمده است که بشر به دنبال نود حرکت می کند، منظور از آن نور ایزدی وجود زیبای شماست؟

آقای احمدی نژاد!
در نامه تان برای مردم آمریکا نوشته اید که: « صدها هزار نفر از هموطنان ايراني من با صلح و صفا در كنار شما زندگي مي‌كنند و عموما منشاء خدمات شايسته‌اي در جامعه شما هستند. مردم ما سالها با شما در ارتباط بوده‌اند و عليرغم سختگيري بلاوجه مقامات آمريكايي، رفت و آمدها و دوستي‌ها ادامه يافته است.» می خواهم بپرسم این صدها هزار نفر ایرانی مقیم آمریکا که از هموطنان شما هستند و با صلح و صفا در کنار مردم آمریکا زندگی می کنند، چگونه شد که به این کشور رفتند؟ آیا به اختیار خود رفتند یا اینکه در اثر فشارهای شما و دوستان شما زندگی چنان بر آنان تنگ شد که از دست شما فرار کردند و برای اینکه قابلیت های شان را به ظهور آورند، به کشوری مانند آمریکا و دهها کشور دیگر پناهنده شدند؟ این صدها هزار نفر شرم دارند که شما رئیس جمهورشان هستید. از این صدها هزار تن بسیاری شان نابغه های علوم مختلف هستند که در ایران برای ادامه تحصیل با مشکل مواجه هستند و مجبورند از کشورشان مهاجرت کنند، چون وزیر علوم کابینه شما استادان برجسته دانشگاه را اخراج می کند و اجازه هیچگونه فعالیت اجتماعی و آزادی بیان را به این دانشجویان نمی دهد. از این صدها هزار مهاجر ایرانی در آمریکا بسیاری شان تجار و کارفرمایان و سرمایه دارانی هستند که سرمایه شان در ایران مصادره شده و آنان با دست خالی به آمریکا آمدند و با هیچ، زندگی را آغاز کردند و حالا خداراشکر همه چیز دارند. گاهی اوقات شما و مسوولان کشور چنان در مورد سرمایه ایرانیان در جهان حرف می زنید، انگار که ارث پدری شماست. این سرمایه ها به شما چه ربطی دارد، اگر دست شما بود که تمام این سرمایه داران یا ورشکست شده بودند یا اصلا کاری نمی کردند. گروهی از ایرانیان مقیم آمریکا هنرمندانی هستند که شما با نام رقاص و مطرب و فاسد از آنان نام می برید و هرگونه فعالیت هنری را برای آنان ممنوع کرده اید و اگر هرکدام شان به ایران پابگذارند باید با ترس و لرز صبر کنند تا اگر برای شان مشکلی پیش نیاید به آمریکا برگردند. آنها را از کشور بیرون می کنید و اکنون آنان را هموطن خود خطاب می کنید. از این صدها هزار تن هموطنان شما بسیاری شان به دلیل اینکه آزادی پوشش می خواستند، یا آزادی بیان می خواستند، یا آزادی کار می خواستند، یا آزادی خود بودن می خواستند از دست شما فرار کردند و در آمریکا نه تنها با استقبال ملت بزرگ آمریکا مواجه شدند، بلکه به دلیل وجود سیستم آمریکایی توانستند قابلیت های خود را به منصه ظهور برسانند. از این صدها هزارتن ایرانیان مقیم آمریکا بسیاری شان یهودیانی هستند که در اثر فشارهای موجود در ایران گریخته اند و به دلیل مواضع یهودستیزانه و ضد اسرائیلی شما هر کمکی که بتوانند به اسرائیل می کنند تا بتوانند جایی را برای زندگی در جهان داشته باشند. آقای احمدی نژاد! شما حق ندارید گروهی از مردم را از کشورتان در بدترین شرایط بیرون کنید یا کاری کنید که بیرون بروند و بعد از اینکه در جایی دیگر موفق شدند، آنان را هموطن خود بنامید. اگر شما آنان را به عنوان هموطن می شناختید، قطعا این رفتارهای زشت را در این بیست و هفت سال با آنان نمی کردید.

در نامه تان به مردم آمریکا نوشته اید: « ما و شمااز درد و غم روزافزون مردم مظلوم فلسطين ناراحتيم، تجاوزات مستمر حكومت صهيونيستي زندگي را بر صاحبان اصلي سرزمين فلسطين هر روز سخت‌تر مي‌كند.»

آقای احمدی نژاد!
اولا چنین نیست که مردم مظلوم فلسطین تنها کسانی باشند که در دنیا مورد ظلم و ستم واقع شده اند. و مردم آمریکا و ایران هم طبعا باید آخرین کشورهایی باشند که دل برای این ملت می سوزانند. چرا باید ملت آمریکا به فکر مردم فلسطین باشد، وقتی که مردم دنیای عرب که برادران دینی و قومی فلسطینی ها هستند، چنین دلسوزی ندارند؟ اگر مردم فلسطین در شرایط کشتار هستند، بخاطر این است که گروهی تروریست تحت عنوان حزب الله لبنان تحت حمایت مالی و تسلیحاتی ایران است و با زور و قلدری دارد خاورمیانه را به هم می ریزد. اگر مردم فلسطین آواره اند، علت این موضوع کمکهای مالی و تسلیحاتی ایران به سوریه است که مثل بختک وجود دیکتاتوری خود را به زندگی مردم متمدن و خوب لبنان تحمیل کرده است. ملت فلسطین و آگاهان آن می دانند که تنها راه باقی ماندن فلسطین در کنار اسرائیل این است که این دو با هم صلح کنند. در دو سال گذشته کسی که روند صلح را به هم ریخته ایران و سوریه و حزب الله است. اگر کمکهای تسلیحاتی ایران به حزب الله نبود، مردم فلسطین کشته نمی شدند. خون ملت فلسطین بر عهده حکومت ایران است و ربطی به آمریکا ندارد. از آن گدشته، شما چرا فقط دل تان به حال ملت فلسطین می سوزد؟ مگر در سودان و کشورهای دیگر آفریقا سالانه صدها برابر فلسطینی ها مردم بیگناه کشته نمی شوند؟ چرا هرگز به آفریقا فکر نمی کنید؟ چرا به عراق فکر نمی کنید؟ در عراق در چهار سال گذشته 150 هزار نفر کشته شدند، از این تعداد حداقل 100 هزار نفر در جنگ شیعه و سنی به قتل رسیدند، جنگی که ایران می توانست جلوی آن را بگیرد و نگرفت. در عراق مسلمانان تندروی طرفدار جمهوری اسلامی و مسلمانان تندروی طرفدار القائده دارند می جنگند، این چه ربطی به آمریکا دارد؟ در جریان اعتراض به کاریکاتورهای موهن دانمارکی در یک هفته 100 مسلمان توسط مسلمانان کشته و زخمی شدند. این چه ربطی به استکبار جهانی دارد؟

جناب آقای احمدی نژاد!
شما در نامه تان به ملت آمریکا نوشته اید: « شصت ‬سال است رژيم صهيونيستي ميليونها نفر از ساكنان سرزمين فلسطين را آواره كرده است، بسياري از آوارگان در غربت و اردوگاهها از دنيا رفته‌اند و فرزندان آنان جواني را پشت سرگذاشته‌اند و در آروزي بازگشت به وطن به پيري مي‌رسند.» فرض کنید کسی از شما سووال کند که: « سی ‬سال است رژيم جمهوری اسلامی ميليونها نفر از ساكنان سرزمين ایران را آواره كرده است، بسياري از آوارگان در غربت از دنيا رفته‌اند و فرزندان آنان جواني را پشت سرگذاشته‌اند و در آروزي بازگشت به وطن به پيري مي‌رسند.» اگر کسی چنین سووالی داشته باشد، پاسخ شما چیست؟ شما برای دادن راه حل به ملت آمریکا گفته اید: « توصيه اينجانب اين است كه به احترام بشريت و به احترام مردم آمريكا حقوق فلسطينيان براي زندگي در سرزمين و خانه خود به رسميت شناخته شود تا ميليونها اواره فلسطيني به خانه و كاشانه خود برگردند ودر يك همه پرسي تكليف تمام سرزمين فلسطين و حكومت اينده ان معلوم گردد. اين به نفع همه است.» فرض کنید که کسی به شما مشابه همین توصیه را بکند که : « توصيه اينجانب اين است كه به احترام بشريت و به احترام مردم ایران، حقوق ایرانیان براي زندگي در سرزمين و خانه خود به رسميت شناخته شود، تا ميليونها آواره ایرانی به خانه و كاشانه خود برگردند ودر يك همه پرسي تكليف سرزمین ایران و حكومت اينده آن معلوم گردد. اين به نفع همه است.» پاسخ شما چیست؟ اگر فرض می کنید که بدست گرفتن یک کشور و راندن چندین میلیون از اتباع آن کشور برای جمهوری اسلامی این حق را بوجود می آورد که به محض ورود ایرانیان خارج از کشور آنها را بازجویی کند و زندانی کند، اما اسرائیل حق ندارد چنین کند، چه فرقی میان این دو حکومت است؟ و اگر فرض می کنید که راه حل این است که فلسطینی ها برگردند و رفراندومی برای حکومت آینده برگزار شود، چرا این راهی که برای فلسطین مباح است، برای ایران حرام است؟ چرا در ایران نمی توان رفراندوم برگزار کرد و در فلسطین می توان این کار را کرد؟

آقای احمدی نژاد!
شما از مردم آمریکا پرسیده اید: « بعيد مي‌دانم شما راضي باشيد سالانه دهها ميليارد دلار از خزانه شما صرف اين لشكركشي( به عراق) شود.» آیا شما فکر می کنید ملت ایران از دادن اسلحه هایی که با پول خزانه ایران تولید شده و در طول سالها در اختیار حزب الله لبنان، حماس، مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، حزب الدعوه، حزب بعث سوریه، سازمان آزادیبخش فلسطین و هر تروریستی در هر جای دنیا قرار گرفته راضی است؟ حداقل در آمریکا معلوم است که چه کاری زیر نظر چه مجلسی انجام می شود. در ایران این هم معلوم نیست.

آقای احمدی نژاد!
برای ملت شریف آمریکا نوشته اید که: « شما خود شنيده‌ايد كه دولت آمريكا مخالفان خود را از نقاط مختلف جهان شكار و بدون محاكمه و بدون نظارت بين‌المللي در زندانهاي مخوفي كه در اقصي نقاط جهان ايجاد كرده است، نگهداري مي‌كند. خدا مي‌داند اين زندانيان چه كساني هستند و به چه سرنوشت تلخي گرفتار شده‌اند. داستان غم انگيز زندان ابوغريب در عراق و گوانتانامو را شنيده‌ايد. البته دولت آمريكا همه اين اقدامات را با ادعاي مبارزه با تروريسم توجيه مي‌كند.» از شما سووال می کنم آیا شما شنیده اید که دولت ایران در سالهای گذشته مخالفان خود را در داخل و خارج کشور ترور کرده است؟ آیا داستان غم انگیز زندانیان اوین و زندان رجایی شهر و زندان 59 را می دانید؟ سه تفاوت عمده بین زندانیان آمریکایی مورد اشاره و زندانیان ایرانی وجود دارد: زندانیان ابوغریب و گوانتانامو یا قطعا تروریست هستند یا با تروریست ها همکاری داشتند و در صورتی که در مورد این زندانها افشاگری صورت گرفت بلافاصله اقدامی جهت جلوگیری از رفتار غلط با زندانیان یا بستن زندان یا آزادی زندانی رخ داد. اما در مورد زندانیان اوین شما خوب می دانید که این افراد اکثرا نویسندگان و دانشجویان و دگراندیشانی بودند که هرگز در طول زندگی نه ترور کرده بودند و نه با ترور موافقتی داشتند، ضمن اینکه هرچه از شرایط بد زندانی گفته شد، زندان بر او سخت تر گشت. اگر زندان ابوغریب را مردم می شناسند، بخاطر انتشار عکس های آن در جهان است. آقای رئیس جمهور سوپرمن! لطفا می توانید یک عکس از زندانیان اوین نشان بدهید؟ اگر گوانتانامو موضوع فیلمبرداری خبرنگاران است، بخاطر رفتار نسبتا باز حکومت آمریکاست، کدام فیلم از زندان اوین وجود دارد؟ مگر در زندان اوین در چند سال گذشته چندین نفر مانند زهرا کاظمی و اکبر محمدی تحت فشار کشته نشدند، چرا مسوولانش را محاکمه نمی کنید؟ آمریکایی ها مسوول شکنجه ابوغریب را دستگیر و زندانی کردند، اگر راست می گوئید شما هم بکنید.

آقای احمدی نژاد!
وقتی دو هفته قبل در سخنرانی مردم بدبختی که از هر هزارنفرشان یکی تا لب مرز افغانستان رفته و دیگران اصلا تصوری از فرنگ ندارند، رفتید و گفتید که دنیا در حال دگرگونی است و شما که به چهار قاره سفر کرده اید، از این واقعیات خبر دارید، من دچار سوزش عمیقی شدم. مرد حسابی! رنگ می کنید؟ من الآن سه ماه است از این ملت آمریکا اعم از ایرانی و آمریکایی دارم سووال می کنم که آمریکا چگونه کشوری است؟ آن کسانی که سی سال است اینجا زندگی می کند و همه جای آمریکا را مثل کف دستشان می شناسند، می گویند که هنوز آمریکا را خوب نمی شناسند، آن وقت شما، بعد از چهار روز اقامت در نیویورک، آن هم تحت کنترل امنیتی، و بدون اینکه از این یک میلیون ایرانی مقیم این کشور هزار تای شان را دیده باشید، چطور جرات می کنید بگوئید آمریکا را می شناسید؟ آخر مرد حسابی! مگر مریضی که در مورد موضوعی که هیچ از آن نمی دانی حرف می زنی؟ مگر شهرت است؟ مگر نمی فهمی که وقتی دروغی را می گویید که مردم آمریکا دارند هر روز خلافش را می بینند، مردم مسخره ات می کنند؟ این چه حرف مزخرف بی حساب و کتابی بود که نوشتی؟ « شما خود شاهد هستيد هر روز، به بهانه مبارزه با تروريسم، آزادي‌هاي مدني در آمريكا محدود مي‌شود. حتي حريم شخصي افراد معناي خود را از دست مي‌دهد. قوانين قضايي و حقوق اساسي زيرپا گذاشته مي‌شود. تلفن‌ها شنود و هر فرد مشكوك دستگير و يا حتي در خيابانها مورد ضرب و شتم واقع و يا با گلوله كشته مي‌شود. من مطمئن هستم ملت آمريكا اين نوع برخوردها را نمي‌پسندد و از اين نوع رفتارها بيزار و خشمگين است. »

آقای احمدی نژاد!
اگر یکی از این چندین مساله ای که گفتید در ده سال گذشته یک بار در آمریکا صورت گرفته بود، مردم آمریکا جرج بوش را اول حسابی چرخ می کردند و بعد آن را تبدیل به همبرگر مک دونالد می کردند. شما فکر می کنید آمریکا هم جایی است مثل عراق یا افغانستان یا ایران که حکومت و پلیس هرکاری دلش خواست بکند؟ آزادی های مدنی در ایالات متحده آمریکا برای مخالفان دولت آمریکا هزار بار بیشتر از آزادی های مدنی در ایران برای نمایندگان مجلس و وزرای کشور است. اصلا چنین چیزی که یک نفر مشکوک سیاسی یا تروریست در خیابان مورد ضرب و شتم قرار بگیرد و کشته شود، ربطی به ایالات متحده آمریکا ندارد. شما فرض کرده اید که آمریکا همان چیزی است که در فیلم های قدیمی می دیدید. نه، دوست عزیز! چنین روایتی از آمریکا مثل این است که یک آمریکایی فرض کند ایران همان است که در فیلم دروغین « بدون دخترم هرگز» از ایران نشان داده شد. من نمی فهمم شما با چه عقلی این جمله را نوشتید؟ کدام احمقی این را به شما گفت؟ یعنی شما نمی فهمید وقتی که مایکل مور که در فیلم پرفروشش جرج بوش را مسخره کرده بود، در سخنرانی وی در انتخابات حضور می یابد و در آنجا هم بوش را مسخره می کند، چنین گفته هایی بعید است؟ اگر کاری که مایکل مور با بوش کرد، من یا دوستانم با شما کرده بودیم، آیا می توانستیم یک لحظه در ایران بمانیم؟ و مگر همین حالا که در فرنگ هستیم از چپ و راست ما را تهدید نمی کنید؟ آقای احمدی نژاد! شما اگر بلدید بیل بزنید، بروید باغچه خانه خودتان را بیل بزنید. اگر طرفدار آزادی مخالفان هستید چرا در ایران از حقوق مخالفان دفاع نمی کنید. آیا اگر کسی مثل جیمی کارتر در ایران بود و این انتقادات را از حکومت می کرد، او را مثل آیت الله منتظری در خانه حصر نمی کردید؟

آقای احمدی نژاد!
در نامه تان به انتخابات آمریکا اشاره کردید و گفتید: « بدون ترديد ملت آمريكا از اينگونه رفتارها ناراضي است و با نحوه حضور در انتخابات اخير اين نارضايتي را نشان داد. اميدوارم به دنبال انتخابات اخير دولت اقاي بوش پيام ملت آمريكا را دريافت كرده باشد. » حرف شما کاملا درست است. آمریکا کشوری است که اگر دولتی در آن رفتاری برخلاف افکار عمومی نشان دهد، و مردم از دولت راضی نباشند، در انتخابات به او رای نمی دهند و در انتخابات اخیر نیز مردم به دموکرات ها رای دادند، چون از شیوه اداره دولت توسط بوش راضی نبودند. اما ملت بدبخت ایران چه باید بکنند وقتی که از یک دولت راضی نیستند؟ کدام شورای نگهبان اجازه می دهد که مردم نماینده واقعی شان را به مجلس بفرستند یا کسی را که دوست دارند رئیس جمهور کنند؟ آیا اصلا مخالفان دولت حق تبلیغات علیه دولت را دارند، آیا آنها حق دارند که در انتخابات از کسی که دوست دارند حمایت کنند؟ چرا چیزی را می گوئید که نمی کنید؟

آقای احمدی نژاد!
هنوز شهر خرمشهر که بیست سال قبل توسط صدام ویران شده بود، ویران است. شهر بصره و بغداد که سه سال قبل توسط آمریکا ویران شد و کابل که چهار سال قبل توسط نیروهای ائتلاف شمال و آمریکا از بین رفت، وضعی بهتر از خرمشهر دارند. هنوز آثار زلزله بم که بسیاری از مردم ایران و دولت های جهان برای بازسازی آن به ایران کمک کردند، ویرانه است و هیچ اتفاقی برای بازسازی آن نشده است. شما اگر بلدید ویرانی ها را درست کنید، لطفا زحمت کشیده و به خرمشهر و بم برسید، به شما چه ربطی دارد که « هنوز عده‌اي از آسيب ديدگان طوفان كاترينا در رنج هستند و فقرا و بي‌خانمانهاي زيادي وجود دارند.» از شما خواهش می کنم که به جای رسیدن به ویرانی های کاترینا، لطف فرموده و خرمشهر و بم را بازسازی کنید.

آقای احمدی نژاد!
نصایح شما بی شک آنقدر خوب و دلپذیر است که حتما مورد توجه سیاستمداران آمریکایی و ملت آمریکا قرار می گیرد. در نوشته ناصحانه تان گفته اید: « می ‌توان با ادبيات ديگري متفاوت از ادبيات زور و بي‌عدالتي حكومت راند. مي‌توان خالصانه در خدمت ارزشهاي مشترك انساني، صداقت و محبت بود و بدون ايجاد تنش ، تهديد، تحميل و جنگ ، رفاه و آسايش را به ارمغان آورد. می ‌توان با توحيد و خداپرستي و با اخلاق و معنويت و با درسهايي كه پيامبران الهي داده‌اند،جهان را به سمت كمال مطلوب خويش پيش ببرد. در آن صورت مردم آمريكا كه مردمي خداپرست و پيرو اديان الهي هستند بر همه مشكلات غلبه خواهند كرد.» آقای احمدی نژاد! واقعا شما بلدید این کارها را بکنید؟ اگر بلدید چرا خودتان نمی کنید؟

آقای احمدی نژاد!
من قبل از اینکه به آمریکا بیایم شنیده بودم که مردم آمریکا بسیار بی شعور و احمق هستند و حتی جدول ضرب هم بلد نیستند و اگر ماشین حساب نداشته باشند، بلد نیستند عدد سه را با دو جمع کنند. اما وقتی به این کشور آمدم، دیدم که چنین نیست و جز اینکه باهوش ترین مردم دنیا که به دلیل رئیس جمهور شدن کسانی مانند احمدی نژاد و بشاراسد و چاوز و مورالس و غیره، در کشور آمریکا زندگی می کنند، خود آمریکایی ها هم آدمهای خانواده دوست و نجیب و راحت و باهوش و زحمتکشی هستند. می خواستم بگویم به کسی که به شما خبر داد که آمریکایی ها احمق هستند و برایتان این نامه را نوشت بگوئید دیگر از این کارها نکند. ضمنا، در آخر نامه تان از سیاستمداران آمریکایی خواسته اید که توبه کنند و مسلمان شوند و به سوی خدا برگردند.

آقای احمدی نژاد!
به نظر شما مسلمان کم داریم که این بیچاره ها را هم می خواهید مسلمان کنید. از شیخنا عبیدزاکانی نقل است که حکایت کرد: « ترسایی مسلمان شده بود، صبح گرد شهر می گردید، ترسایی دیگر او را دید، پرسید: مسلمان کم بود، تو هم مسلمان شدی؟» من از شما خواهش می کنم همین ملت ایران و عراق را سعی کنید مسلمان نگه دارید، مسلمان کردن بیل کلینتون و جرج بوش پیشکش!

آقای احمدی نژاد!
به عنوان رئیس جمهوری که با تخلف و تقلب سرکار آمده، به وعده هایش عمل نکرده، وضع اقتصادی مردم کشورش را رو به ویرانی برده، در کشورش 150 روزنامه و مجله توقیف شده، بیشترین میزان اعتیاد در جهان را دارد، حداقل از 102 کشور دیگر جهان از نظر حکومتی فاسد تر است، بیشترین میزان اعدام را بطور نسبی و بیشترین میزان سقوط هواپیما و بیشترین تصادف اتومبیل را دارد، آلوده ترین پایتخت جهان را به لحاظ زیستمحیطی دارد و در یک سال گذشته حداکثر دو یا سه کشور در قطعنامه های سازمان ملل از آن حمایت کرده اند، با همه خصوصیاتی که برشمردم و دلایل آن همه در رسانه ها منتشر شده است، توضیح می دهم که شما با این همه ایراداتی که در اداره کشور خودتان دارید، در حدی نیستید که صلاحیت نصیحت کردن مردم کشورهای دیگر را داشته باشید. به عنوان یک نویسنده ایرانی که از وجود شما به عنوان رئیس جمهور ایران شرمسار هستم، ضمن عذرخواهی از مردم آمریکا بخاطر نامه ساده لوحانه شما، به شما هشدار می دهم که سکوت کنید و دیگر با نوشتن چنین نامه هایی آبروی ملت ما را بیش از این نبرید.

سید ابراهیم نبوی

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آذر1385ساعت 0:51 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 

Joseph Biden

جوزف بايدن

رئيس آينده کميته روابط خارجی در سنای آمريکا خواهان مقابله آمريکا با اقدامات ولاديمير پوتين، رئيس جمهوری روسيه داير بر تقويت قدرت سياسی و اقتصادی است.

سناتور دموکرات، جوزف بايدن، روز گذشته در يک مصاحبه تلويزيونی با اشاره به شايعه مربوط به دخالت کرملين در مرگ ناشی از مسموميت يک جاسوس سابق روسيه، حکومت آقای پوتين را به شدت مورد انتقاد قرار داد.

سناتور جمهوريخواه ليندزی گرَاهام ، نيز به نوبه خود در تأييد سخنان سناتور بايدن گفت، روسيه،  تحت حکومت آقای پوتين سير قهقرايی طی می کند.

 سناتور بايدن گفت، در مورد دخالت سرسپردگان آقای پوتين در مسموميت الکساندر ليتويننکو اطلاعی ندارد، اما افزود که روسيه، تحت حکومت آقای پوتين، کلاً در مسير اليگارشی يا جرگه سالاری گام بر می دارد. بايدن همچنين گفت که ايالات متحده سالهاست که نتوانسته است با رويگرداندن رهبران روسيه از عملکردهای دموکراتيک به مخالفت برخيزد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آذر1385ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 
خبرنامه امیرکبیر: صبح روز شنبه ۱۱ آذر ماه، جمعی ۵۰ نفره از دانشجویان دانشگاه صنعتی امیر کبیر در مقابل درب کلاس وزیر علوم (زاهدی) که قرار بود ساعت ۸ صبح در دانشکده ریاضی این دانشگاه تشکیل شود تجمع کردند.
دانشجویان حاضر در تحصن، پلاکاردهایی با مضامین اعتراضی نسبت به سیاست های وزارت علوم در ایجاد محدودیت برای دانشگاه ها و دانشجویان و تصاویر یاشار قاجار و روزبه ریاضی (دانشجویان سه ستاره پلی تکنیک)، متین مشکین (دانشجوی اخراج شده دکترای پلی تکنیک)، کیوان انصاری (دانشجوی بازداشت شده دکترای پلی تکنیک) و علی عزیزی، عباس حکیم زاده و مجید توکلی (دانشجویان تعلیق خورده و ممنوع الورود پلی تکنیک) را به دیوار های مجاور کلاس نصب کردند.
وزیر علوم با مشاهده این وضعیت ترجیح داد با دانشجویان روبرو نشود و همراهان وی، او را به مکانی بیرون از دانشگاه منتقل نمودند.
زاهدی از ابتدای سال تحصیلی جاری با استفاده از رانت وزارتخانه و در حالی که به وضوح صلاحیت و شایستگی علمی عضویت در هیئت علمی دانشگاه صنعتی امیر کبیر را ندارد، با فشار ریاست دانشگاه به ارائه واحد درسی در دانشکده ریاضی این دانشگاه پرداخته است.

گفتنی است پیش از آن که محمود احمدی نژاد پست ریاست جمهوری را در اختیار بگیرید، به همین شیوه و با اعمال نفوذ دکتر رهایی، رئیس انتصابی دانشگاه امیرکبیر، در دانشکده مهندسی عمران دانشگاه امیرکبیر، احمدی نژاد به عنوان استاد مدعو به ارائه واحد درسی می پرداخت. برخی نزدیکی بسیار زیاد احمدی نژاد و رهایی را عامل این مسئله می دانند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آذر1385ساعت 11:47 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 

سایت متعلق به آیت الله فاضل لنکرانی، روحانی بلندپایه مستقر در قم، اعلام کرد که وی دستور قتل دو روزنامه نگار آذربایجانی را صادر کرده است.
این سایت نوشت: حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی در پاسخ به جمعی از مقلدین در جمهوری آذربایجان عاملین توهین به پیامبر اکرم (ص) در روزنامه "صنعت" جمهوری آذربایجان را واجب القتل دانستند. متن نامه مقلدین و پاسخ آیت الله فاضل لنکرانی به این شرح است:
 
بسمه تعالی
حضور محترم مرجع عالیقدر جهان شیعه آیت الله العظمی حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی (دام عزه)
با سلام اخیرا یکی از روزنامه های جمهوری آذربایجان به نام "صنعت" مقاله ی رافیق تقی روزنامه نگار مرتد آذری را در صفحات خود درج نموده است که مورد خشم و غضب مسلمانان منطقه قرار گرفته است. (همین مقاله همراه با ترجمه خدمتتان تقدیم می گردد.) نویسنده مقاله با تحلیلی می کوشد اروپا و دین آن را که مسیحیت است از هر لحاظ برتر خاورمیانه و دین آن را که اسلام است از هر جهت پست و بی ارزش نشان بدهد. او در قسمتی از مقاله ساحت مقدس حضرت رسول اکرم (ص) را با کلمات ناپسند و نالایق توهین کرده تمامی مقدسات اسلام را به تمسخر گرفته و در پایان مقاله اعلام کرده است که همه این مطالب را آگاهانه از روی عمد نوشته است و باز هم خواهد نوشت.
ضمنا همین روزنامه بارها مقدسات اسلام را مورد هجوم و تحقیر قرار داده حتی در چند شماره خود کتاب منفور "آیات شیطانی" سلمان رشدی را منتشر کرده است.
سئوال:
وظیفه مسلمانان در قبال این امر غیرقابل تحمل چیست
مقلدین حضرتعالی از آذربایجان
 
پاسخ فاضل لنکرانی
چنین شخصی چنانچه مسلمان زاده باشد با اعترافات مذکور مرتد است و چنانچه کافر بوده از مصادیق ساب النبی است و در هر صورت برفرض چنین اعترافاتی قتل او بر هر کسی که دسترسی داشته باشد لازم است و مسئول روزنامه مذکور که چنین افکار و عقائدی را با علم و توجه منتشر می کند همین حکم را دارد. خداوند اسلام و مسلمین را از شر دشمنان حفظ فرماید
یریدون لیطفوا نورالله بافواهم والله متم نوره ولوکره الکافرون .
محمد فاضل لنکرانی
۴/۹/٨۵
 
گزارش بی بی سی: آیت الله محمد فاضل لنکرانی، یکی از مراجع تقلید شیعه در قم، برای دو روزنامه نگار در جمهوری آذربایجان فتوای قتل صادر کرده است.
آن گونه که دفتر آیت الله فاضل لنکرانی اعلام کرده، جمعی از مقلدان وی در جمهوری آذربایجان نامه ای خطاب به وی نوشته و پرسیده اند که وظیفه مسلمانان در قبال نویسنده ای که به گفته آنان، اروپا را برتر از خاورمیانه دانسته، دین اسلام را در برابر مسیحیت پست و بی ارزش نشان داده، با کلمات "ناپسند و نالایق" به پیامبر اسلام توهین کرده، تمامی مقدسات اسلام را به تمسخر گرفته و در پایان مقاله اش هم اعلام کرده که همه این مطالب را آگاهانه و از روی عمد نوشته است و باز هم خواهد نوشت چیست.
آیت الله فاضل لنکرانی در پاسخ نوشته که فردی که چنین مقاله ای نوشته، اگر مسلمانزاده باشد، به دلیل ارتداد (برگشتن از دین اسلام) و اگر کافر باشد به دلیل توهین به پیامبر اسلام باید به قتل برسد و قتل او بر هر کسی که به وی دسترسی داشته باشد لازم است.
بنابر فتوای این مرجع تقلید شیعه، مسئول نشریه ای که مقاله چنین نویسنده ای را چاپ کرده نیز همین حکم را دارد.
نویسنده ای که آیت الله فاضل لنکرانی خواستار قتل او شده، رافق تقی نام دارد که در جمهوری آذربایجان به دلیل انتشار مطلبی که دادگاه آن را موجب تفرقه مذهبی تشخیص داده، به دو ماه زندان محکوم شده است.
سمیر صداقت اوغلو، سردبیر نشریه صنعت که مقاله جنجال برانگیز رافق تقی تحت عنوان "ما و اروپا" را منتشر کرده است نیز هم در جمهوری آذربایجان مجازاتی مشابه رافق تقی محکوم کرده و هم مشمول حکم قتلی شده که آیت الله فاضل لنکرانی صادر کرده است.
پیش از آیت الله فاضل لنکرانی نیز جمعی از مردم روستای نردران در شمال باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان خواهان قتل رافق تقی شده بودند که باعث شده بود پلیس این جمهوری آپارتمان محل سکونت او را تحت محافظت قرار دهد.
از هنگامی که مقاله رافق تقی در نشریه صنعت چاپ شده، اقدامات اعتراضی متعددی نیز در شهرهای تبریز، تهران و اردبیل علیه این نشریه صورت گرفته و تظاهرکنندگان از سوی دیگر دولت جمهوری آذربایجان را نیز هدف اعتراض قرار داده اند.
تظاهرکنندگان و همچنین برخی مقامات ایرانی خواهان عذرخواهی دولت جمهوری آذربایجان شده اند.
در تظاهراتی که اخیراً در مقابل ساختمان کنسولگری جمهوی آذربایجان در تبریز برگزار شد، تظاهرکنندگان شعار می دادند: "دولت آذربایجان با اسرائیل هم کلام" و "دولت آذربایجان، مایه ننگ اسلام".
محمدرضا تاج الدینی نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی نیز در جمع تجمع کنندگان به سخنرانی پرداخت و خطاب به دولت جمهوری آذربایجان گفت که اگر انتظار دارد کشورهای اسلامی در مقابل اشغال قره باغ توسط غیرمسلمانان از این کشور حمایت کنند باید در برابر آنچه وی اهانت اخیر نشریه صنعت به پیامبر اسلام خواند برخورد قاطع از خود نشان دهد تا چنین "اهانتهایی" دیگر تکرار نشود.
این در حالی است که نشریه آذربایجانی صنعت که این مقاله را چاپ کرده، نشریه ای مستقل و غیردولتی است و سخنگوی وزارت امورخارجه جمهوری آذربایجان گفته که سببی برای عذرخواهی دولت جمهوری آذربایجان به دلیل انتشار مقاله ای در نشریه ای غیردولتی نمی بیند.
سفیر جمهوری آذربایجان در تهران نیز انتشار مقاله نشریه صنعت را به ارامنه و "دشمنان" آذربایجان نسبت داده است.

+ نوشته شده در  جمعه 10 آذر1385ساعت 2:13 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 

گزارشگران بدون مرز نگرانی خود را از تصویب   "آیین‌نامه ساماندهی فعالیت پایگاه اطلاع‌رسانی اینترنتی کشور" توسط هیات وزیران دولت ایران اعلام می دارد. بنا بر این مصوبه همه ی "پایگاه های اطلاع ‌رسانی اینترنتی کشور باید   مشخصات مربوط   و هویت مدیر مسوول خود را در وزارت ارشاد ثبت کنند."   این آیین‌نامه که به سختی قابل اجراست به مقامات حکومتی اجازه می دهد تا سیاست مسدود سازی سایت های اینترنتی را با ابزار قانونی گسترش دهند.
کشورهای دیگری چون چین و بحرین نیز بدون بدست آوردن هیچ موفقیتی، سعی کرده بودند تا " ثبت رسمی" را به سایت های اطلاع رسانی اینترنتی تحمیل کنند. مجبور کردن ده ها هزار سایت اطلاع رسانی در باره ایران که بخشی از آنها در خارج از کشور ثبت شده و میزبانی می شوند، به دریافت مجوز برای فعالیت، امکان ناپذیر است. اما چنین آیین‌نامه ای امکان مسدود سازی و فیلتر کردن خودسرانه سایت های اطلاع رسانی را فراهم می سازد، ابزاری قضایی ست در دست مقامات دولتی برای سانسور بیشتر، سانسوری که پیش از این" آیین نامه" نیز بر اینترنت ایران   حاکم بود.
سایت بازتاب نزدیک به محافظه کاران پیرو آیت اله خامنه ای که   به برخی از سیاست های دولت احمدی نژاد انتقاد می کند و در گذشته نیز چندین بار قربانی مسدودسازی شده است، با "اقدامی غیرممکن و تنها در صلاحیت مجلس شورای اسلامی" خواندن این مصوبه، اعلام کرده است که هیات وزیران "با تصویب یک آیین‌نامه، آشکارا به نقض قانون اساسی، مصوبات مجلس شورای اسلامی و اصول انقلاب" پرداخته و به آن اعتراض کرده است.
فصل سوم آیین نامه مصوب هیات وزیران به " تخلفات پایگاه‌های اطلاع‌رسانی و نحوه‌ی رسیدگی به آن‌ها" اختصاص داده شده است. که بنا بر "تخلف" انجام شده، مجازات در نظر گرفته شده شامل " تذکر رسمی ‌تا مسدود سازی موقت یا تعطیل دائمی" است. از جمله تخلفات می توان به "اهانت به ادیان آسمانی و مقدسات اسلامی، درج مطالب تفرقه افکنانه و توهین به اقوام و اقلیت‌های مذهبی، اشاعه منکرات و ترویج فحشا، انتشار اطلاعات خصوصی و شخصی افراد و نشر اکاذیب و افترا، اشاره کرد.
گزارشگران بدون مرز یاد آور می شود که ایران در لیست   ١٣ کشور "دشمنان اینترنت" قرار دارد .

+ نوشته شده در  جمعه 10 آذر1385ساعت 2:11 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 

مردم شریف آمریکا
اگر فعالیتهای دولت امریکا در این منطقه از جهان و تاثیرات منفی آن در زندگی ملتهای ما و نابسامانیها و جنگهایی که دولت آمریکا مسبب آن است و آن نتایج تاسف بار مداخله آمریکا در سایر کشورهای جهان نبود.
همچنین اگر یکتا پرستی ، حق جویی و عدالتخواهی مردم آمریکا از یک طرف و پنهان کاری و جلوگیری دولت آمریکا از نشر حقایق و واقعیتهای موجود وجود نداشت.
و اگر همه ما در قبال آزادی ، حرمت و کرامت انسانی مسئولیت مشترک نداشتیم ضرورتی برای گفتگو با شما وجود نمی داشت .
باید اذعان کرد که هر چند تقدیر الهی دو کشور ایران و آمریکا را در فاصله دوری از یکدیگر قرار داده است ، اما ارزشها و روح کلی انسانی که از برتری کرامت و فضیلت همه انسانها سخن می گوید دو ملت بزرگ را به یکدیگر نزدیک کرده است .
هر دو ملت خداپرست ، حقیقت جو و عدالت طلب و خواهان شرافت و عزت و کمال هستند .
همه از ترویج ارزشها و خصلتهای انسانی نظیر محبت ، وحدت و همدلی ، احترام به حقوق انسانها و پشتیبانی از حق و انصاف و دفاع از انسانهای مظلوم در برابر زورگویان خرسند می شوند و لذت می برند .
همه در خوبیها ، در خدمت به یکدیگر به خصوص در خدمت به محرومان و مظلومان میل مشترک داریم و از بیعدالتی ها ، پایمال شدن حقوق انسانها و تحقیرها ناراحت می شویم .
همه از گمراهی و فریب و نیرنگ بیزاریم و دوستدار هدایت و نور ، یکرنگی و اخلاص هستیم .
فطرت انسانی دو ملت بزرگ ایران و آمریکا بر حقیقت آنچه گفتم گواهی می دهد .
 
مردم شریف آمریکا
ملت ما همواره دست دوستی و مودت را به سوی همه ملتهای جهان دراز کرده است . صدها هزار نفر از هموطنان ایرانی من با صلح و صفا در کنار شما زندگی می کنند و عموما منشاء خدمات شایسته ای در جامعه شما هستند . مردم ما سالها با شما در ارتباط بوده اند و علیرغم سختگیری بلا وجه مقامات آمریکایی رفت و آمد ها و دوستی ها ادامه یافته است .
همچنانکه گفتم ما دغدغه های مشترک داریم و از نا هنجاریها و نابسامانیها در جهان امروز رنج می بریم .
ما و شما از درد و غم روز افزون مردم مظلوم فلسطین ناراحتیم . تجاوزات مستمر حکومت صهیونیستی زندگی را بر صاحبان اصلی سرزمین فلسطین هر روز سخت تر می کند . حکومت صهیونیستی در جلوی دوربین ها و چشمان ناظران جهانی مردم بی دفاع را بمباران و خانه ها را با بلدوزر تخریب می کند ، دانش آموزان را در خیابان و کوچه به رگبار می بندد و خانواده ها را چشم براه و فرزندانشان را عزادار می کند .
روزی نیست که آنان به جنایتی تازه دست نزنند .
مادران فلسطینی نظیر مادران ایرانی و آمریکایی فرزندان خود را دوست دارند و از زخمی شدن و زندانی شدن و کشته شدن آنان به شدت اندوهناک می شوند . کدام مادر است که در سوگ فرزند خود ناراحت نشود ؟
۶۰ سال است رژیم صهیونیستی میلیونها نفر از ساکنان سرزمین فلسطین را آواره کرده است . بسیاری از آوارگان در غربت و در اردوگاهها از دنیا رفته اند و فرزندان آنان جوانی را پشت سر گذاشته اند و در آرزوی بازگشت به وطن به پیری می رسند .
شما خود بهتر می دانید که دولت آمریکا با حمایت بی دریغ و دائمی خود از رژیم صهیونیستی او را در انجام این جنایات تشویق کرده است . دولت آمریکا اجازه نداده است شورای امنیت سازمان ملل حکومت غاصب صهیونیستی را محکوم نماید . چه کسی می تواند این عهد شکنی و جفای دولت آمریکا را نسبت به بشریت انکار کند ؟
دولتها برای خدمت به ملتهای خود سرکار می آیند . هیچ ملتی به دولت خود اجازه نمی دهد از ستمگران حمایت کند . اما متاسفانه دولت آمریکا به افکار عمومی مردم خود نیز توجه نداشته و پرچمدار حمایت از متجاوزان به حقوق مردم فلسطین بوده است .
عراق را ببینید . از زمان حضور دولت آمریکا در عراق تا کنون بیش از ۱۵۰ هزار نفر از مردم عراق کشته و صدها هزار نفر آواره گشته اند و تروریسم در عراق به شدت توسعه یافته است . با حضور دولت آمریکا در عراق هیچ قدمی در ترمیم ویرانی ها ، ساخت زیر بناها و رفع فقر برداشته نشده است . آنان وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق را بهانه کردند اما بعدا معلوم شد این ادعا دروغ و فریب بوده است . گرچه صدام ساقط شد و مردم از سقوط صدام خوشحال شدند اما درد و رنج مردم عراق گسترده تر ادامه یافت .
در عراق حدود یکصد و پنجاه هزار نفر از سربازان آمریکایی دور از خانواده خود و تحت فرماندهی دولت آمریکا عمل می کنند . عده قابل توجهی از آنان کشته و زخمی شده اند و حضور آنان در عراق ضربه ای به حیثیت دولت و ملت آمریکا وارد آورده است. بارها مادران و خانواده های آمریکایی نارضایتی خود را از حضور فرزندانشان در عراق در سرزمینی که هزاران کیلومتر با آمریکا فاصله دارد اعلام کرده اند و سربازان آمریکایی می پرسند ما را برای چه به اینجا آورده اید؟
بعید می دانم شما راضی باشید سالانه دهها میلیارد دلار از خزانه شما صرف این لشکر کشی شود.
 
ملت شریف آمریکا
شما خود شنیده اید که دولت آمریکا مخالفان خود را از نقاط مختلف جهان شکار و بدون محاکمه و بدون نظارت بین المللی در زندانهای مخوفی که در اقصی نقاط جهان ایجاد کرده است نگهداری می کند . خدا می داند این زندانیان چه کسانی هستند و به چه سرنوشت تلخی گرفتار شده اند . داستان غم انگیز زندان ابوغریب در عراق و گوانتانامو را شنیده اید . البته دولت آمریکا همه این اقدامات را با ادعای مبارزه با تروریسم توجیه می کند ولی همه می دانند اینگونه اقدامات احساسات مردم جهان را جریحه دار می کند ، تروریسم را توسعه می دهد و حیثیت دولت آمریکا را در نزد ملتها مخدوش می کند .
اقدامات خلاف قانون و اخلاق دولت آمریکا محدود به خارج از مرزها نمی شود.
شما خود شاهد هستید هر روز ، به بهانه مبارزه با تروریسم ، آزادیهای مدنی در آمریکا محدود می شود . حتی حریم شخصی افراد معنای خود را از دست می دهد . قوانین قضایی و حقوق اساسی زیر پا گذاشته می شود . تلفن ها شنود و هر فرد مشکوک دستگیر و یا حتی در خیابانها مورد ضرب و شتم واقع و یا با گلوله کشته می شود . من مطمئن هستم ملت آمریکا این نوع برخوردها را نمی پسندد و از این نوع رفتارها بیزار و خشمگین است .
دولت آمریکا به هیچ سازمان و شورایی پاسخگو نیست . دولت آمریکا اعتبار سازمانهای بین المللی به خصوص سازمان ملل و شورای امنیت را نیز مخدوش کرده است .
اینجانب قصد ندارم در این نامه به همه نابسامانیها و مشکلات اشاره کنم .
منشاء اقتدار و آبروی یک دولت ، تانک‌ها و هواپیما‌ها، موشک‌ها و بمب‌های اتمی نیست بلکه منطق استوار ، حق‌طلبی و خیرخواهی برای همه بشریت است.
این ظن وجود دارد که دولتمردان و صاحب ‌منصبان آمریکایی با ادامه اعمال زور و با پنهان کاری و دور نگه داشتن مردم از اقدامات و برنامه‌های خود، آمریکا را در وضعیت نامناسبتری قرار دهند.
بدون تردید ملت آمریکا از اینگونه رفتارها ناراضی است و با نحوه حضور در انتخابات اخیر این نارضایتی را نشان داد.
امیدوارم به دنبال انتخابات اخیر دولت آقای بوش پیام ملت آمریکا را دریافت کرده باشد.
سئوال اینجانب این است که :
آیا واقعاً نمی‌توان با شیوه بهتری حکومت کرد و با التزام به عدالت و به رسمیت شناختن حقوق ملتها ، ثروت و قدرت را به جای تجاوز و جنگ‌افروزی در خدمت صلح و ثبات و رفاه و آسایش مردم قرار داد؟
همه ما تروریسم را محکوم می‌کنیم چرا که قربانیان اصلی تروریسم مردم بی‌گناه هستند ولی آیا با جنگ و ویرانی و کشتن صدهاهزار انسان بی‌گناه می‌توان تروریسم را مهار کرد؟
اگر چنین امری میسر بود، پس چرا مشکل حل نشده است؟
تجربه حمله به عراق جلوی روی ماست.
حمایت از صهیونیست‌ها چه ارمغانی برای ملت آمریکا داشته است؟
تأسف‌بار است که در نزد دولت آمریکا منافع صهیونیست‌های اشغالگر بر منافع ملت آمریکا و سایر ملت‌های جهان مقدم باشد.
صهیونیست‌ها چه خدمتی به ملت آمریکا کرده‌اند که دولت آمریکا خود را به صهیونیست‌های بدنام و متجاوز متعهد می‌داند؟
و آیا تردیدی وجود دارد که شبکه صهیونیستی خود را بر بخش وسیعی از سیستم‌های بانکی و مالی و اقتصادی و فرهنگی و رسانه‌ای تحمیل کرده است!
توصیه اینجانب این است که به احترام بشریت و به احترام مردم آمریکا حقوق فلسطینیان برای زندگی در سرزمین و خانه خود به رسمیت شناخته شود تا میلیون‌ها آواره فلسطینی به خانه و کاشانه خود برگردند و در یک همه‌پرسی تکلیف تمام سرزمین فلسطین و حکومت آینده آن معلوم گردد. این به نفع همه است.
اینک که عراق دارای قانون اساسی ، دولت و مجلس مستقل است آیا بازگشت افسران و سربازان آمریکایی به کشورشان و اختصاص بودجه های سرسام‌آور نظامی ، در جهت رفاه و آسایش مردم آمریکا سود مند تر نیست؟
شما بهتر می دانید که هنوز عده‌ای از آسیب دیدگان طوفان کاترینا در رنج هستند و فقرا و بی خانمانهای زیادی وجود دارند .
 
و سخنی نیز با برندگان انتخابات در آمریکا دارم؛
دولت‌های زیادی تا کنون در آمریکا حکومت کرده‌اند، دولت‌هایی که خوشنام بوده‌اندو دولت‌هایی که مردم آمریکا و سایر ملتها از آنان به نیکی یاد نمی‌کنند.
شما نیز که در بخش مهمی از حکومت آمریکا حضور یافته اید ، در معرض قضاوت مردم و تاریخ خواهید بود.
اگر حکومت آمریکا با چالش های امروز در داخل و خارج آمریکا با نگاه مبتنی بر حق و عدالت مواجه شود خواهد توانست تا حدودی گذشته‌های نابسامان را جبران نماید. و انزجار جهانی را کاهش دهد و اگر مسیر همان باشد که تاکنون طی شده است دور از انتظار نیست که ملت آمریکا گروه جدید را نیز نفی کند و به سرنوشت قبلی ها دچار شوند اگر چه انتخابات آمریکا در واقع شکست سیاستهای دولت آمریکاست و نه پیروزی شما . گرچه این موضوعات در نامه به آقای بوش مفصلا تشریح شده بود .
 
و خلاصه کلام اینکه:
می‌توان با ادبیات دیگری متفاوت از ادبیات زور و بی‌عدالتی حکومت راند.
می‌توان خالصانه در خدمت ارزش‌های مشترک انسانی ، صداقت و محبت بود و بدون ایجاد تنش ، تهدید ، تحمیل و جنگ ، رفاه و آسایش را به ارمغان آورد.
می‌توان با توحید و خداپرستی و با اخلاق و معنویت و با درسهایی که پیامبران الهی داده‌اند، جهان را به سمت کمال مطلوب خویش پیش برد .
در آن صورت مردم آمریکا که مردمی خداپرست و پیرو ادیان الهی هستند بر همه مشکلات غلبه خواهند کرد.
آنچه گفتم بخشی از دغدغه‌های اینجانب بود.
مطمئنم شما مردم آمریکا نقش مهمی در استواری عدالت و معنویت در جهان ایفا خواهید کرد. وعده های خداوند و پیامبران الهی محقق خواهد شد و عدل و راستی در جهان مستقر خواهد گردید و همه ملت‌ها در فضایی آکنده از عشق و برادری به زندگی حقیقی دست خواهند یافت.
هیات حاکمه و صاحب منصبان و قدرتمندان آمریکا راه‌های بی‌بازگشت را انتخاب نکنند. طبق تعلیمات انبیاء الهی سرانجام ظلم ، سقوط و نابودی است. اینک راه بازگشت به ایمان و معنویت هموار است.
به کلام آسمانی قرآن کریم توجه کنیم که می‌فرماید:
و اما کسی که توبه کند و ایمان آورد و به کار شایسته پردازد. امید است که در گروه نجات‌یافتگان قرار گیرد.
و پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند و برمی‌گزیند و آنان اختیاری ندارند. منزه است خدا و از آنچه با او شریک قرار می‌دهند.
سربلندی همه ملت‌های جهان، ملت ایران و آمریکا را از خداوند متعال مسئلت می‌کنم.
 
محمود احمدی نژاد

+ نوشته شده در  جمعه 10 آذر1385ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 
pasdaran_antonov_jet_crash2 هواپیمای آنتونوف ۷۴ سپاه صبح روز دوشنبه با ۳۱ سرنشین و ۶ نفر گروه پروازی حامل جمعی از فرماندهان میانی و کادر نیروهای هوایی و دریایی سپاه که قرار بود از تهران به مقصد شیراز و سپس بوشهر پرواز کند، سقوط کرد. در جریان این سانحه که در منطقه مسیل رودخانه کن روی داده است، همه سرنشینان هواپیمای یاد شده کشته شدند. فرمانده کل سپاه در اظهاراتی سقوط این هواپیما را یک خرابکاری خواند و ساعتی بعد گفته های خود را تکذیب کرد.

سردار سرلشکر «یحیی رحیم صفوی» صبح دوشنبه در جمع کارکنان سازمان بازرسی کل کشورگفت که «این انفجار از نظر امنیتی و اطلاعاتی شواهدی را نشان می‌دهد و چون در هفته بسیج بوده، معنا و مفهومی را در بر دارد».
وی افزود که «این امر طبیعی است، هم بعد از رزمایش بزرگ پیامبر اعظم (س) و هم در هفته بسیج دشمنان باید کاری انجام دهند. دور تا دور ما را دشمنان کینه‌توز و عنود (گرفته) و در درونمان نیز بعضا منافقین وجود دارند. در هر صورت ایران در محیط خطر سیر می‌کند. در این هواپیما ٣۲ پاسدار و ۶ خدمه پروازی بودند و هنگامی که هواپیما از باند فرودگاه بلند می‌شود، منفجر می‌شود».

احتمال هرگونه خرابکاری ضعیف است
در همین حال ساعتی بعد از این سخنان، خبرگزاری فارس از قول فرمانده کل سپاه پاسداران خبر داد: من احتمال هر نوع خرابکاری را در این سانحه ضعیف می‌دانم و اگر صحبتی از جانب من در این خصوص نقل شده تکذیب می‌کنم.
رحیم صفوی در حاشیه حضور خود در دانشگاه تربیت مدرس در جمع خبرنگاران با اشاره به این که بررسی دقیق و کارشناسی این حادثه دلخراش و تاسف انگیز احتیاج به زمان دارد، افزود: اطلاعات اولیه و بررسی متخصصان نیروی هوایی سپاه نشان می‌دهد هواپیما در دقایق اولیه پرواز یکی از موتورهای خود را به علت از کار افتادن از دست می‌دهد و به علت عدم تعادل و برخورد احتمالی بال هواپیما که حامل سوخت بوده باعث انفجار می‌شود که تمامی این اطلاعات اولیه است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1385ساعت 5:7 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 
روز یکشنبه برای روز دوم دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک) شاهد اعتراضات دانشجویان بود. علی عزیزی، عباس حکیم زاده و مجید توکلی سه دانشجویی که به دستور دکتر علیرضا رهایی، ریاست دانشگاه امیرکبیر، ممنوع الورود شده اند؛ علیرغم اتخاذ تدابیر شدید امنیتی در اطراف دانشگاه بار دیگر موفق شدند با حمایت بی نظیر دانشجویان این دانشگاه وارد دانشگاه شده و به تجمع اعتراضی دانشجویان بپیوندند. گفتنی است تجمع امروز دانشجویان پلی تکنیک در اعتراض به مرگ سه دانشجو در عرض کمتر از ۱۰ روز برگزار شد.
مرحوم توحید غفارزاده، دانشجوی دانشگاه آزاد سبزوار هفته گذشته به دست یکی از دانشجویان بسیجی کشته شد. مرحوم مشکات راد نیز یک روز بعد از این حادثه در استخر دانشگاه علم و صنعت دچار حادثه شد و مراجعه دیرهنگام غریق نجات موجب از دست رفتن جان یک دانشجوی دیگر شد. دیروز نیز شفیع رضایتی دانشجوی حسابداری دانشگاه علامه دچار سکته قلبی شد و مراجعه با تاخیر ۵۰ دقیقه ای آمبولانس موجب مرگ سومین دانشجو در یک هفته اخیر شد.
اعتراض دانشجویان پلی تکنیک از آن جهت اوج گرفت که مسئولین وزارت علوم در موضع گیری های عجیبی دانشجوی مقتول در سبزوار را عامل ایجاد مزاحمت قلمداد کرده و عنوان کرده بودند دانشجوی بسیجی به وظیفه و اعتقاداتش عمل کرده است. این در حالی بود که عالی ترین مقامات کشوری در خصوص ضرب و شتم یک دانشجو در آمریکا موضع گیری کرده و این اقدام را محکوم کرده بودند. لازم به ذکر است با توجه به حوادثی که دیروز در دانشگاه امیرکبیر اتفاق افتاد، به دستور دکتر رهایی امروز به شدت به نیروهای انتظامات دانشگاه افزوده شده بود و نیروهای انتظامات حتی در خیابان های اطراف دانشگاه نیز مشغول گشت زنی بودند. در تجمع اعتراض آمیز امروز در پلی تکنیک دانشجویانی که دیروز به سبب برخورد وحشیانه انتظامات مجروح شده بودند حاضر بودند. گفتنی است بابک زمانیان که از ناحیه پا به شدت آسیب دیده بود، با پای باندپیچی شده در این تجمع حاضر شده بود. 
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1385ساعت 4:58 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 
محمد علی حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران روز یکشنبه ۲۶ نوامبر اعلام کرد که   ایران به نحوه فعالیت های آمریکا در امارات متحده عربی که آقای حسینی آن را «ضد ایرانی» خواند، اعتراض دارد.
در ماه مارس سال جاری میلادی، دولت آمریکا اعلام کرد که در نظر دارد برای زیر نظر داشتن امور ایران و ارتباط با مردم ایران، دفتری در شهر دوبی تاسیس کند.
این دفتر که پس از تخصیص بودجه ۷۵ میلیون دلاری آمریکا برای ترویج دمکراسی در ایران تاسیس شده، در ماه اکتبر آغاز به کار کرد.
در دفتر ویژه ترویج دمکراسی، تعدادی از کارشناسان آمریکایی در زمینه ایران، مشغول به فعالیت خواهند بود.
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1385ساعت 4:54 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 
امروز سه تن از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به ممنوع الورود شدن و دریافت حکم منع موقت از تحصیل جلوی درب دانشگاه تحصن کردند. علی عزیزی، نایب دبیر انجمن، عباس حکیم زاده، عضو شورای مرکزی و مدیرمسئول نشریه واژه نو و مجید توکلی، عضو شورای عمومی انجمن و مدیرمسئول نشریه خط صفر، در اعتراض به عملکرد غیرقانونی مدیریت دانشگاه در خصوص صدور احکام سنگین انضباطی برای دانشجویان و همچنین ممنوع الورود نمودن ایشان به دانشگاه ساعت ۱۰ صبح جلوی درب دانشگاه و مقابل دفتر انتظامات دست به تحصن اعتراض آمیز زدند.
ادامه تحصن عزیزی، حکیم زاده و توکلی موجب شد دانشجویان پلی تکنیک در اطراف محل تحصن ایشان به صورت خودجوش تجمع کنند. انتظامات دانشگاه از بیم این که با ازدیاد جمعیت، کنترل اوضاع از دستش خارج شود، با حمله به جمع متحصنین خواست ایشان را از دانشگاه بیرون کند. دانشجویان معترض با ایجاد دیوار انسانی دورتادور دانشجویان متحصن مانع از آن شدند که انتظامات دانشگاه به هدف خود برسد. در جریان حمله به جمع معترض، بعضی از نیروهای انتظامات اقدام به ضرب و شتم چند تن از دانشجویان کردند.در ادامه تجمع مجید توکلی، علی صابری و سامان خسروی طی سخنانی اعتراض خود را نسبت به روند غیرقانونی مدیریت دانشگاه اعلام کردند. همچنین در طول این تجمع بیانیه انجمن اسلامی در اعتراض به قتل مرحوم توحید غفارزاده، دانشجوی دانشگاه آزاد سبزوار به دست یکی از دانشجویان بسیجی، در دانشگاه پخش شد.
لازم به ذکر است در طول این تجمع خودجوش دانشجویان پلی تکنیک، حضور نیروهای امنیتی در اطراف دانشگاه چشمگیر بود.
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1385ساعت 4:52 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 
یک هفته پس از قتل یک دانشجوی دانشگاه سبزوار توسط یکی از دانشجویان بسیجی این دانشگاه بار دیگر یک دانشجوی حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی بر اثر سکته قلبی در کلاس درس درگذشت.
این اتفاق درحالی افتاد که به گفته شاهدان پیکر نیمه جوان این دانشجو به مدت ۱۵ دقیقه بر کف کلاس افتاده بود و هیچ امکان درمانی برای امدادرسانی به این دانشجو وجود نداشت.
این رویداد غم انگیز درحالی اتفاق افتاد که کارشناسان بارها بر ضرورت تدوین پرونده پزشکی دانشجویان و احداث مراکز بهداشت در دانشکده‌ها تأکید کرده‌اند.
پیکر بیجان «سید شفیع رضایتی » دانشجوی ترم یک رشته کارشناسی حسابداری دانشکده مدیریت ساعاتی پیش بر روی دستان دوستان و همکلاسانش تشییع شد.دکتر طباطبایی معاون دانشجویی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی در این باره گفت:« حال این دانشجو در کلاس درس بهم خورده و دانشجویان با توجه به این مساله، با اورژانس تماس گرفتند و زمانی که اورژانس رسید این دانشجو علائم حیاتی را داشت ولی متاسفانه پس از ۴۵ دقیقه تلاش، این دانشجو فوت کرد.»

انجمن دانشگاه علامه ضمن عرض تسلیت از شریعتی, رییس دانشگاه, دکتر خرمشاد, معاون فرهنگی وزارت علوم و نماینده وزیر در دانشگاه علامه و زاهدی وزیر علوم می‌‏خواهد به جای اینکه تمام انرژی صرف رصد کردن مانتوی دانشجویان دختر و کنترل دانشجویان سیاسی کنند, کمی هم به وضعیت صنفی رفاهی دانشجویان بپردازند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1385ساعت 4:47 قبل از ظهر  توسط فرخزاد | 

عصر شنبه ۲۷ آبان ماه، توحید غفارزاده، دانشجوی دانشگاه آزاد سبزوار طی حمله ای وحشیانه از سوی یکی از عمال بسیج این دانشگاه به قتل رسید .
مقتول که در ایستگاه اتوبوس دانشگاه مشغول گفتگو با هم دانشگاهی اش بوده است،
با دخالت ضارب مواجه شده که از نسبت آن دو سوال می پرسد. پس از درگیری های لفظی میان این دو فرد، قاتل با ضربه چاقو، توحید غفار زاده را به قتل می رساند. قاتل پس از دستگیری در مرکز انتظامی سبزوار، انگیزه قتل را جریحه دار شدن احساسات دینی از گفتگوی دو دانشجوی دختر و پسر در انظار عمومی عنوان می کند .
با وجود تاسیس دولت امنیتی نهم، و تشکیل کابینه امنیتی- نظامی آن، هیچ کس تصور نمی کرد که مستبدان تا این حد از گستاخی و وقاحت پیش روند که دانشگاه را این چنین تحت فشار قرار داده و با انواع مشکلات و جنایات روبرو سازند. جامعه دانشگاهی که حتی در دوره اصلاحات از امنیت برخوردار نبود، در این دوره با تهدید جانی روبرو است. قتل دو دانشجو (یکی در زندان و زیر شکنجه -اکبر محمدی- و دیگری در ملاء عام - توحید غفارزاده-) کارنامه سیاه عوام فریبان مهرورز دولت است که حفظ جان شهروندان در برنامه های عوام فریبانه شان جایی ندارد .
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)، ضمن عرض تسلیت به خانواده داغدار مرحوم توحید غفار زاده و اظهار تاسف عمیق از واقعه روی داده، لازم می داند نکات ذیل را به اطلاع عموم برساند :
۱- این اتفاق نامبارک بطور کاملا مستقیم، محصول عملکرد محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری است که چندی پیش طلب فریاد از کسانی کرده است که در ۸ سال دوران اصلاحات عربده کشان جوامع دانشگاهی بوده اند و اکنون به مدد حمایت های بی دریغ و همه جانبه مدیران ارشد وزارت علوم از جریان شبه نظامی بسیج، مبدل به چاقو کشانی شده اند که در هر کوی و برزن دشنه بر قلوب پاک جوانان ایران زمین می کنند. رئیس جمهوری، جای دارد به جای طلب عربده کشی در دانشگاهها برای تسویه حساب با اساتید مستقل دانشگاهی، «شعبان بی مخ ها» را از ولگردی در فضای عمومی دانشگاه برچیند و زحمت دانشجویان را در جمع آوری این جریان لمپن شبه نظامی از عرصه عمومی دانشگاهها کم کند .
۲- مسئولیت این قضیه همچنین به عهده کسانی است که با توجیهات قرون وسطایی و القاء تفکرات فاشیستی و بیمارگونه، راه وقوع فاجعه را هموار کرده اند. مفلوکان بیماری که تصور می کنند با انجام جنایت، به تکلیف شرعی خود عمل می کنند، متهمان ردیف دوم اند. این اقدام به واقع تحقق خارجی احکام خشونت و جنایتی است که با بودجه مردم این سرزمین و از منابر رسمی تبلیغ می شود. رییس نهاد رهبری در دانشگاه ها باید در باره این فاجعه پاسخگو باشد. کسی که چندی پیش خواستار برخورد شدید انضباطی با دانشجویان در دانشگاه ها شد و با مقدس خواندن فضای مراکز علم و دانش و مکدر خواندن وضعیت اخلاقی دانشگاهها عنوان نمود که نقش نیروهای متدین و با غیرت در دانشگاه‌ها نقض نمی‌شود .
۳- چرخه «ناکامی-پرخاشگری» سالهاست دانشگاه و دانشگاهیان را مورد تعرض قرار داده است. فاجعه کوی دانشگاه، حمله به خوابگاه های دانشجویی، حمله به تجمعات دانشجویی توسط انصار، بازداشت و شکنجه فعالان دانشجویی، پاکسازی دانشگاه از حضور اساتید مستقل، ممانعت از تحصیل دانشجویان منتقد و چندین مورد از موارد آشکار شده قتل دانشجویان (عزت ابراهیم نژاد، اکبر محمدی و توحید غفارزاده)، پرخاشگری مطرودانی است که با وجود در دست داشتن تمامی ابزار های قدرت، خشونت و جنایت، از آن بابت که نه تنها مورد توجه دانشجویان نیستند، بلکه همواره مورد نفرت آنان بوده اند، ناکامی های خود را جبران می کنند. تفکرات شبه بسیجیان سالهاست در دانشگاه های ایران به زباله دان ها سپرده شده و بوی متعفن آن، آزار دهنده روحیه دانشجویانی است که راهی برای در امان نگاه داشتن حوزه خصوصی شان از تجاوز این جریان لمپن شبه نظامی ندارند .
۴- با رویگردانی ملت از ایفای نقش سربازهای حکومت استبداد، عمله های نظامی در سایه کثیف ترین سوء استفاده ها از دین و باورهای اعتقادی جنایات گسترده ای را علیه اقشار مختلف ملت و سلب حقوق اولیه و انسانی آنها صورت داده اند. دولت امنیتی و عوام فریب نهم، در این زمینه، روی تمامی مستبدان این سرزمین را در سابقه تاریخ سیاست، سفید کرده است. مدتهاست که در این مملکت، دکان قتل و جنایت در حریم دیانت باز شده و معلوم نیست صبر دانشگاه تا کی اجازه خواهد داد تفکرات بیمارگونه به نام احساسات مذهبی و از راه جنایت بر علیه دانشجویان و دانشگاهیان، عقده گشایی کند .
۵- کشتن یک دانشجوی دیگر توسط عمله استبداد دینی-طالبانی در حالی صورت گرفته است که هنوز صدای اعتراض دولت نهم به ضرب و شتم دانشجوی ایرانی در دانشگاه کالیفرنیا فراموش نشده و همچنان ادامه دارد. دولتی که عملکردش در حوزه دانشگاه، سراسر نقض حقوق شهروندی است و در منجلاب حذف دگراندیشان سیاسی و غیرسیاسی فرورفته است، در حالی مدعی نقض حقوق بشر در آمریکا شده است که در داخل کشور، نیروهای بسیجی حامی او دیگر از قتل دانشجویان نیز ابایی ندارند .
۶- قاتل، عضو سازمان نظامی بسیج، شاخه دانشجویی سپاه در دانشگاه بوده است. این چهره واقعی و عریان عمال هواداران حکومت استبدادی طالبانی است که هیچ ارزشی برای جان شهروندان و مردمش قائل نیست. سازمان بسیج، آموزش دهنده، مروج و محرک چنین فجایعی است. بی شک حضور نا مشروع و تحمیلی این نهاد فاسد و مروج توحش و خشونت، مانعی بزرگ بر سر راه رشد و توسعه و شکوفایی دانشگاه های ایران است. پرورش افراد پرخاشگر و بیماری که با دیدن دو دانشجوی دختر و پسر، چنان تحریک می شوند که برای ارضاء خود دست به قتل می زنند، دیگر قابل تحمل نیست .
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)، مهمترین مساله را این می داند که با فاجعه اخیر چگونه باید برخورد شود تا چنین جنایاتی مطلقاً امکان تکرار نداشته باشد. بی شک به بی دادگاه قضایی نمی توان امید بست که سابقه آن در پاسداری از پایه های استبداد و خفقان بر همه آشکار است. این خود دانشگاه است که برای حفظ امنیت خود و در گامهای بعدی کسب آزادی و رهایی باید اقدام نماید. جنبش دانشجویی ایران باید درس آموزنده و فراموش نشدنی دیگری را در آستانه فرارسیدن آذرماه (ماه دفاع از مظلومیت دانشگاه) به دولت و عمال وابسته به آن بدهد. نخستین گام، حذف پایگاه فاسد و مروج اختناق در دانشگاه است: بسیج باید از دانشگاه برود .
 
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر
( پلی تکنیک تهران )

+ نوشته شده در  جمعه 3 آذر1385ساعت 10:31 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 
کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ای را که ایران علیه دولت کانادا پیشنهاد داده بود رد کرد.
این کمیته یک روز پیشتر با تصویب قطعنامه ای، نسبت به آنچه تداوم ارعاب، سرکوب و تعقیب مدافعان حقوق بشر، مخالفان سیاسی، اقلیتهای قومی و مذهبی و دیگر گروهها در ایران خوانده است ابراز نگرانی و اعلام کرده بود که بر اساس معیارهای بین المللی رئیس جمهور ایران در برقراری عدالت موافق نبوده است.
قطعنامه ای که در این کمیته علیه ایران تصویب شد از سوی دولت کانادا تدوین و پیشنهاد شده بود و ایران علاوه بر اعتراض به این قطعنامه، خود پیش نویس قطعنامه ای را علیه کانادا به این کمیته پیشنهاد داد که در آن دولت کانادا به نقض حقوق ساکنان اولیه این سرزمین، یعنی سرخپوستان و اسکیموها و همچنین مهاجران متهم شده بود.
نمایندگان ۱۰۷ کشور به این قطعنامه رأی منفی و تنها نمایندگان ایران، روسیه سفید (بلاروس)، کره شمالی، کوبا، سوریه و برمه به آن رأی مثبت دادند.
نمایندگان سی کشور هنگام رأی گیری غایب بودند و نمایندگان ۴۹ کشور نیز به قطعنامه رأی ممتنع دادند.
در پی شکست قطعنامه پیشنهادی ایران، منوچهر متکی وزیر امور خارجه دولت ایران گفتند: ایران آنچه را نقض حقوق بشر در کانادا می داند به عنوان سیاستی جدی و تا افشای کامل فعالیت دولت کانادا در بحث حقوق بشر دنبال می کند.
آقای متکی طی نشست خبری مشترکی با همتای مالزیایی خود در تهران دولت کانادا را به "نقض وحشتناک و البته مدرن" حقوق بومیان آن کشور متهم کرد و از دولت کانادا خواست به جامعه بشری پاسخ دهد که نسبت به بومیان آن سرزمین چه رفتاری داشته است.
وی افزود: "کانادا عددی نیست که بخواهد در این کارزار ادعایی کند ... این کشور در حوزه بین ‌الملل یک فرمانداری کل دارد که هنوز در بسیاری از موارد باید با لندن هماهنگ باشد".
از سه سال پیش که زهرا کاظمی، خبرنگار عکاس ایرانی تبعه کانادا در زندان اوین تهران به طرز پرسش برانگیزی درگذشت، روابط ایران و کانادا بر سر اصرار دولت کانادا بر تحقیق در مورد نحوه مرگ این خبرنگار و اتهاماتی که علیه دستگاه قضائی و امنیتی ایران در این زمینه مطرح شد به تیرگی گرایید.
+ نوشته شده در  جمعه 3 آذر1385ساعت 10:5 بعد از ظهر  توسط فرخزاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
متولد تابستان ۱۳۵۷و دانشجوی مقطع فوق لیسانس هستم. به هیچ دسته و حزب و گروه سیاسی وابسته نیستم. در این وبلاگ مطالب مهم روز اعم از اخبار و گزارشهای مربوط به ایران, طنز سیاسی و نظریات خودم را به اطلاع شما خواهم رساند. پیوندها و لینکهای موجود در این وبلاگ فقط در راستای اطلاع رسانی می باشد. استفاده از نام و مشخصات اینجانب بدون اجازه کتبی, به هر شکلی غیر قانونی است و حق پیگیری را برای خود محفوظ می دانم. من از اندیشه و تفکر مدافع آزادی خواهی و دموکراسی حمایت میکنم. لطفا مرا از نظرات خود آگاه نمایید.

پیوندهای روزانه
BARACK OBAMA وبسایت رسمی باراک اوباما کاندیدای دموکرات ریاست جمهوری آمریکا
JOHN McCAIN وبسایت رسمی جان مک کین کاندیدای جمهوری خواه ریاست جمهوری آمریکا
سايت تخصصي آموزش مبارزه با فيلترينگ
فیلم اعتراض به طرح امنیت اجتماعی در میدان صادقیه (آریاشهر)
فیلم غارت فروشگاه های شهروند در تهران
فیلم اعتراض مردم به سهمیه بندی بنزین در تهران (آتش زدن پمپ بنزینها)
فیلم یکی از کاندیدهای سرسخت و دانشمند ریاست جمهوری ایران
فیلم سخنرانی احمدی نژاد در مورد تولید انرژی هسته ای توسط دختر 16 ساله در خانه
فیلمی مستند از اعتیاد و فقر و فحشا در میان جوانان شیراز
فیلم سخنرانی آیت الله خامنه ای در مورد 18 تیر سال 78
فیلم کوتاه مراسم شب شعر در مدح آیت الله خامنه ای و در حضور ایشان
فیلم ملاقات آیت الله خامنه ای با مصباح یزدی و بوسیدن دست رهبری
فیلم روایت شکتجه شدگان در حکومت جمهوری اسلامی
فیلم جنایت مقدس (ماجرای ترور در رستوران میکونوس)
کنسرت فریدون فرخزاد در لندن که یک کنسرت سیاسی است
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
آرشیو موضوعی
نظر سنجی
پرسش و پاسخ
اخبار و گزارش روز
طنز سیاسی و اجتماعی
مقالات
پیوندها
تحصیل در آمریکا (اطلاعات مربوط به ویزا و پذیرش)
رادیو و تلویزیون صدای امریکا VOICE OF AMERICA
وبلاگ تفسیر خبر (صدای آمریکا)
رادیو فردا Radio Farda
رادیو زمانه Radio Zamaneh
بی بی سی BBC
خبرگزاری آسوشیتد پرس The Associated Press
وزارت امور خارجه آمريکا (وبسایت فارسی)
سازمان دیده بان حقوق بشر Human Rghts Watch
عفو بین الملل Amnesty International
خانه آزادی Freedom House
انجمن زندانيان سياسي
فعالان حقوق بشر در ایران
مركز اسناد حقوق بشر ایران
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمیته بین المللی نجات پاسارگاد
کمیته دانشجویی دفاع از پاسارگاد
همبستگی جهانی دانشجویان ایرانی
کمپین یک میلیون امضاء (حقوق زنان)
امروز (مجموعه وبسایتهای اصلاح طلبان)
عزت ابراهیم نژاد لاله سرخ کوی دانشگاه
خبرنامه امير کبير
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
رضا پهلوی
مهرانگیز کار
شیرین عبادی
عليرضا نوری زاده
نازنین افشین جم
امیر فرشاد ابراهیمی
محسن سازگارا
نیک‌آهنگ کوثر
مسعود بهنود
ابراهیم نبوی
پناهندگی
مدرنیته
ایرانیان
خبرنامه گویا
فریاد سکوت
آزادی یاد گرفتنی است
ایــــــــرانـــــم آرزوســـت
زندگی در ویرانه ترین آبادی
کانون دفاع از حقوق کودکان
رادیو های فارسی زبان در دنیا
تلویزیون های فارسی زبان در دنیا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar