مسئولان بيمارستان لقمان و مسئولان بيمارستان هاي مشابهي که در سراسر کشور به طور تخصصي به مسموميت و سوانح اين چنيني مي پردازند، تلاش مي کنند تا کمتر اخبار و آمارهاي مربوط به خودکشي رسانه اي شود بخشي از اين خودداري به سياست هاي دولتي بازمي گردد و بخشي نيز به نظر گروهي از کارشناسان که انتشار اخبار خودکشي را موجب تسري و فراگيري آن مي دانند.
روزنامه صداي عدالت خرداد ماه گذشته سخنان رييس سازمان پزشکي قانوني را منتشر کرد که به طور رسمي تاکيد کرده بود: "آمار خودکشي نبايد لو برود". با اين حال هر روز کمابيش اخبار مربوط به خودکشي هاي منجر به مرگ منتشر مي شود، هرچند چندين برابر آن خودکشي هاي موفق يا ناموفق توسط بيمارستان ها ثبت مي شود. در نقاط دور افتاده تر که حتي آمار خودکشي هم ثبت نمي شود اين در حالي است که نتايج يک تحقيق در استان ايلام نشان مي دهد از ميان 266 نفر اقدام کننده به خودکشي مورد مطالعه، در مورد 195 نفر يعني 73 درصد خودکشي ناموفق و در مورد 71 نفر يعني 27 درصد خودکشي منجر به مرگ شده است.
خودکشي آدم هاي سالم
اگر چه صاحب نظران مي گويند علت خودکشي بيش از هر چيز بيماري هاي رواني و به خصوص افسردگي شديد است، و گروهي نيز بر اين باورند که خودکشي ريشه هاي ژنتيک دارداما تحقيقات انجام شده در کشور از تغيير علت خودکشي در ايران خبر مي دهد. بر اساس تحقيقي انجام شده در بيمارستان رازي رشت طي تابستان 83، از بين مجموع 240 نفري که پس از اقدام به خودکشي به اين بيمارستان منتقل شده اند؛"مهمترين علل زمينه ساز خودکشي در اين مطالعه اختلافات خانوادگي [54. 6 درصد]، مشکلات عاطفي [18. 8 درصد]، مشکلات اقتصادي [8. 3 درصد]، مشکلات جسمي و روحي [7. 9 درصد] و ساير علل [7. 9 درصد] بود و در 2. 5 درصد موارد علت خاصي وجود نداشت.
در تحقيق مشابهي که توسط پنج کارشناس دانشگاه علوم پزشکي بهشتي تهران، درباره علت خودکشي در استان کرمان در سال هاي اخير انجام شده؛ "بستگان فرد درگذشته تنها در 32 درصد موارد بيماري رواني را علت خودکشي مي دانستند و فقط 4 درصد افراد سابقه مراجعه به روانپزشک داشتند". کارشناسان در اين تحقيق تاکيد کرده اند که "به نظر مي رسد در استان کرمان الگوي زمينه اي با ميزان متوسط و پايين وجود دارد که اخيرا با يک اپيدمي در شهر کرمان و جنوب استان روبرو هستيم". اين درحالي است که ميزان خودکشي استان کرمان با استان هايي مثل ايلام و کرمانشاه، که خودکشي در آن ها بسيار شايع شده قابل مقايسه نيست.
گروهي ديگر از پژوهشگران بخش روانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني مازندران نيز در تحقيق مشابهي بر روي خودسوزي در استان مازندران، که به يکي از روش هاي اصلي خودکشي در ايران بدل شده به اين نتيجه رسيده اند که از ميان 318 مورد خودسوزي مورد مطالعه در طي سه سال که 83 در صد قربانيان آن زنان بوده اند، بيش از "62 در صد آنها بطور تكانهاي اقدام به خودسوزي كرده بودند". اين پژوهشگران علت اصلي اين اقدامات را "كشمكش هاي زناشويي و خانوادگي" ذکر کرده اند.
حاصل پژوهش هاي گروهي از محققان دانشگاه علوم پزشکي و توانبخشي در استان ايلام، که "در سال هاي اخير خودکشي در آن به يک اپيدمي تبديل شده"، در هشت سال منتهي به سال 80 "حاکي از وجود دو روند افزايشي متفاوت براي خودکشي و اقدام به خودکشي در سال هاي مزبور در ايلام است". اول اينکه"ميزان اقدام به خودکشي همواره بيش از ميزان خودکشي بوده است. گرچه ميزان هاي خودکشي و اقدام به آن در زنان بيش تر از مردان بوده، ولي خودکشي مردان نيز روندي افزايشي داشته است. ميزان خودکشي در روستائيان و ميزان اقدام به خودکشي در شهرنشينان بيش تر بوده است". دوم اينکه "ميزان خودکشي در دو گروه شغلي بيکار و خانه دار رو به افزايش است". نتايج يک تحقيق مشابه درباره علت افزايش خودکشي در جيرفت نشان مي دهد که اغلب اقدام کنندگان به خودکشي "احساس بدبختي، تحقير، کمبود عاطفي و نابرابري" داشته اند.
روش هاي عجيب
به گفته دکتر حسن زاده، روش هاي خودکشي در ايران نيز در حال تغيير هستند. خودسوزي، به 50 درصد روش هاي خودکشي زنان که بيشترين اقدام کنندگان به خودکشي در کشور هستند بدل شده است. در عين حال تحقيقات ديگر نشان مي دهد که استفاده از دارو، سم و پارگي عروق نيز در کنار حلق آويز کردن، سقوط از ارتفاع به روش هاي خودکشي در کشور افزوده شده اند. در حالي که استفاده از دارو نشانگر تصميم قبلي در اقدام به خودکشي است، نسبت 50 در صدي خودسوزي در زنان اقدام کننده به خودکشي نسبت به ساير روش ها، خود مي تواند بيانگر تصميم ناگهاني آنها باشد.
روش هاي عجيب ديگري نيز در چند سال گذشته گزارش شده است. از جمله شيوع اپيدمي خودکشي با قرص برنج که در ماه هاي اخير علاوه بر مناطق شمالي کشور، به تهران نيز رسيده است. اخبار منتشر شده در مورد دختران دانش آموز در چند منطقه تهران حاکي از آن است که علت مرگ استفاده از قرص برنج بوده است. استفاده از اين روش به گفته برخي کارشناسان نشانه اوج خشم در فرد اقدام کننده است چرا که با توجه به کشنده بودن آن احتمال نجات تقريبا نا ممکن است. يک روش عجيب ديگر که در لرستان شايع شده خودکشي بر اثر گچ خوري است. پژوهشگران در تحقيقي در استان لرستان به اين نتيجه رسيده اند که 45 در صد موارد اقدام به خودكشي با گچ در گروه سني 10 تا 19 سال قرار داشته، و اكثريت بيماران را دانش آموزان تشكيل داده اند.
خودکشي کودکان
شايد باور کردني نباشد اما آمار خودکشي کودکان در کشور نيز در سال هاي اخير نگران کننده است. بر اساس بررسي مواردي از خودکشي کودکان مراجعه کننده به بيمارستان لقمان که در سال 84 در مجله پزشکي قانوني منتشر شده است در فاصله سال 78 تا 82 در مورد 60 کودکي که پس از خودکشي به اين بيمارستان منتقل شده اند نشان مي دهد که آنها تنها 6 تا 13 سال سن داشته اند. بر اساس گزارش منتشر شده در اين باره اميدوار رضايي از اعضاي مجلس و طاهره ثقه الاسلام دو پژوهشگري که اين تحقيق را انجام داده اند تاکيد کرده اند که تعداد کودکان اقدام کننده به خودکشي بيشتر از اين بوده است. "از اين تعداد 62 درصد پسر و 38 درصد دختر بوده اند. خودکشي ها در روزهاي آخر هفته و در ساعات 6 تا 12 شب بيشتر انجام گرفته و مهم ترين عوامل استرس زا، خانواده گسسته و مشکلات تحصيلي بوده و در 93 درصد موارد خودکشي با دارو انجام گرفته بود". اين تحقيق نشان مي دهد که "از نظر بيماريهاي زمينه اي، افسردگي بيشترين بيماري را شامل مي شده و 40 درصد کودکان نيز رفتار خودکشي را از طريق تلويزيون و در مراتب بعدي از مادر و افراد خانواده ياد گرفته بودند".
"خودکشي به دومين عامل مرگ در کشور تبديل شده است"، اما به نظر مي رسد در ميان مسئولان کشور گوشي براي شنيدن صداي ممتد اين زنگ وجود ندارد. در باور مقامات کشور و شايد در باور اکثر مردم خودکشي امري شخصي و در نهايت گناهي نابخشودني به شمار آيد که در اسلام هم حرام اعلام شده است. اين اما تمام ماجرا نيست چرا که پژوهشگران مي گويند از هر سه نفري که خودکشي مي کنند تنها در مورد يک نفر بيماري هاي روحي مانند افسردگي نقش داشته، و در نزديک به 75 در صد موارد، افراد به دلايل بيروني خودکشي کرده اند.